منطقه‌ی گرگ و میش

صحبت و آشنایی با بازی های نقش آفرینی کاغذ و قلم

« فرای آنچه بشر میداند، بعد پنجمی وجود دارد. این بعد به پهناوری فضاست  و بی زمانست چون ابدیت. پاکوبی در میانه ی نور و سایه، علم و خرافه، جایی میانه ی اعماق تاریک جهل و اوج قله ی دانش. این بعد تخیلات است.  فضایی که به آن منطقه ی گرگ و میش می گویند.»

-برگرفته از سریال Twilight zone.

 

در این نوشته قصد دارم تا بعد پنجم، بعد تخیلات، رو به کمک بازی نقش آفرینی سبک کاغذ و قلم، به شما معرفی کنم، با  کسایی که این بازی رو اجرا  کردن، آشناتون کنم و در آخر امیدوار باشم یه روز، تو دنیای تخیلات با شما همسفر بشم…

GAME

 

این نقش آفرینی چی هست؟
بازی های نقش افرینی، به طور کلی به سبک هایی گفته می شه که شما می تونید شخصیت و آینده یک یا چند فرد رو تعیین کنید، در واقع شما جای اون شخصیت بازی می کنید و براش تصمیم می گیرید و باهاش زندگی می کنید. به قول حامد که خودش چند سالی میشه بازی کرده و چندین ماه هست که بازی اجرا میکنه :« بازیکن ها تو موقعیت های مختلف گاه اینقدر تو نقششون هستن که باور نکردنیه، مثلایک نفر از نژادی که یه شاخ وسط پیشونیش داره،  خودش رو به مردن میزنه تا وقتی دشمن بهش نزدیک شد با شاخش بهش حمله کنه». موضوع بحث ما، در مورد بازی های RPG کاغذ و قلمه، بازی های کامپیوتری در نهایت محدودن به چیزهایی که از قبل براشون مشخص شده! چون هنوز کسی نتونسته برنامه ای بسازه که مثل ما خلاق باشه. توی بازی های نقش آفرینی کاغذ و قلم، این آدم هان که با قدرت ذهنشون دارن بازی رو جلو میبرن. به قول Sheldon بزرگ از مجموعه ی Big Bang Theory قوی ترین پردازنده و گرافیک دنیا، یعنی ذهن انسان در اختیارشونه. البته بازی یک گرداننده ی اصلی داره  که بهشون میگن مستر. اصن بذار از زبون مستر های بازی بگم برات، سهراب که بیست وچند ساله داره بازی میکنه و از اولین باری که سال ۶۸ یه کاراکتر ساخت تا الان کلی ازین سبک ها رو بازی کرده، DnD 1,2,3,4,4.5 , Fiasco, MERP و حتی قوانین خودش رو ساخته، در دنیایی که بهش میگه، «مرس» مافوق رویای ساختی.

 

FARHAD«من کتاب رو به فیلم ترجیح میدم، چون اون چیزی رو که میخوام تصور میکنم، بازی های نقش آفرینی مثل این می میمونن که کارگردانی فیلمی رو ساخته ولی عواملش اون رو هرجور می خوان جلو میبرن»

سهراب، بیش از بیست سال اجرا کننده ی بازی های نقش آفرینی

 

 

 

 

 

 

مستر یا گرداننده‌ی بازی کیه؟
مستر Master، همون کارگردانیه که گفتم و شما بازیکن ها، همون عواملی هستید که داستان رو جلو می برید. کارگردان شدن برای شروع سخته، به قول علیرضا که خیلی وقته این بازی ها رو انجام میده و خودش برای خیلی ها بازی اجرا کرده :« قبل ازینکه بخوای یه بازی رو اجرا کنی، خودت خوب یادش بگیر» یا مثلا سهراب  داشت از یکی بازی هایی که خودش اونجا بازیکن بوده می گفت :« شکارچی اژدها به ما یه ماموریت داد و ما داشتیم با کالسکه می رفتیم که اون ماموریت رو انجام بدیم، تو راه یه عده به ما حمله کردن، یکیمون رفت تو کالسکه قایم شد، یکیمون زیر کالسکه، یکی دیگه رفت بین اسبهای کالسکه  قایم شد و آخری کم فکر کرد و وقتی دید دیگه جایی نمونده، گفت من میرم توی اسب قایم میشم»  وقتی میگم تنها محدودیت، قدرت تخیلته، منظورم اینه! البته بگم تو اکثر بازی های این سبکی باید تاس بریزن تا ببینن موفق می شن یا نه. به قول پویا که چند تا بازی ۵-۶ ساعته خیلی خوب اجرا کرده : « تاس یه جورایی مثل شانس توی زندگیه» هر چند دیدگاه های مختلفی وجود داره، به عنوان نمونه از نگاه سهراب که قبلا ازش برات گفتم :‌« بازی هایی هستند که قوانین رو کامل توضیح دادن، همه ی حالت ها در نظر گرفته شده و برای همه یه قانون وجود داره، به کمک این قوانین میشه صحنه های بزرگ نبرد رو بازی کرد، این در حالیه که بازی هایی که قوانین رو کلی گرفتن، پتانسیل این کار رو ندارن» این بستگی به شما داره که تا چه حد می خواین عمیق بشین، آیا چند ساعت می خواین بازی کنین یا چند ماه یا چند سال. فکر کن بعد از چند سال بازی کردن با شخصیتی که ساختی تو دنیای تخیلاتت، به خاطر یه اشتباه کاراکترت بمیره. بازی های طولانی معمولا خیلی جذاب تر و تاثیر گذار تر میشن و گرادننده ی بازی باید خیلی حواسش باشه تا علاوه بر اینکه بازیکن ها از عواقب کاراشون درس می گیرن، بی خودی و بر اثر اشتباه کار دست خودشون ندن.  حامد میگه:« کشتن PC ها، [همون کارکتر های اصلی بازی منظوره]، گاهی خیلی سخته ولی گاهی هم تصمیم های غلط آدم ها عواقبی داره که روزی گریبان گیرشون میشه.»

 

 

HAMED«این یه داستانیست که داره روایت می شه و بازیکنا ستاره های این داستانند، میتونی بشینی وازین روایت لذت ببری»

حامد، اجرا کننده ی بازی های نقش آفرینی، شروع بازی از سال ۸۲.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خوب چجوری میتونم بازی کنم؟
برای بازی کردن، اگه تا الان بازی نکردی، باید یه مستر پیدا کنی، یکی که بازی رو برای شما اجرا کنه. البته احتمالش هست که بتونی با ممارست زیاد و تلاش بی وقفه و عرق جبین ریختن و از این قبیل چیزها هم بتونی به اون مراتب برسی. منابع و کتاب ها رو در انتهای همین مقاله معرفی کردم. پیدا کردن کسی که بخواد این بازی ها رو اجرا کنه، یه خورده سخته، خودت شروع کن، اگه تا الان این مقاله رو خوندی، اگه همین الان داری فکر میکنی که چه دنیاهایی هست که میشه توش بازی و زندگی کرد و اگه اهل کتاب خوندن هستی، شاید مستر بعدی تو باشی. با یه گوگل کردن ساده کلی اطلاعات خوب پیدا میکنی. من قبلا یه کلید واژه خوب گوگل کردم واست، اینجا رو ببین. من خودم اولین بار با دوست خوبم، پویا شروع کردیم به اجرای یک بازی. دروغ نگم بازی اول خیلی خوب از آب در نیومد ولی هنوز خاطره اش برامون مونده. پویا بعد از چند سال از اون ماجرا، حالا دیگه خیلی راحت جلسات بازی خیلی خوبی رو اجرا میکنه.  (پویا اگه این رو میخونی میدونی که مشتاقم یه روز انتقامم رو از اون مرد توی پمپ بنزین بگیرم)

 

 

POUYA«اینکه بتونی جای یه شخصیت دیگه باشی و برای سرنوشت تصمیم بگیری و تنها محدودیتت، تخیل باشه برای من خیلی جذابه»

پویا، بیش از دو سال اجرا کننده ی بازی های نقش آفرینی

 

 

 

 

 

 

 

چه فضاهایی برای این دنیا وجود داره؟
هر فضایی که تو بخوای، بازی های sci-fi هست مثل stars without number یا بازی هایی که محوریت ابر قهرمانی دارن مثل Apocalypse World  یا حتی فضای ترسناک مثل Call of Cthulhu. سهراب می گفت فضای Fall out هم ساختن. یا حتی بازی های بدون نیاز به تاس مثل Dread که بر اساس بازی جنگا (Jenga)  ساخته شده، فک کن آدم ها وقتی داستان رو میخوان ببرن جلو، هر جایی اگه میخوان کاری بکنن، یه خونه از جنگا می کشن، با رعایت تمام قوانین جنگا، اگه موفق بودن اون کار رو کردن ولی اگه نبودن باختن.  خیلی ساده یه داستان یا کتابی که خوندین رو بردارید، و نقش هاشو به دوستاتون بدین، بقیشو بسپرین به تخیل خودتون و مهارتتون توی جنگا. هر چند بازم توصیه میکنم که خیلی جدی نگیرید. چون بار اول، معمولا خیلی خوب از آب در نمی آد. اما به مرور زمان و کسب تجربه قطعا به جایی می رسید که حتی خودتون میتونید یک بازی رو با قوانین خودتون بسازید.

 

 

ALIREZA «تخیل و هم کاری بازیکنا که باهم یه داستان رو می سازند، بی نظیره و هیچ چیز نمی تونه جاش رو بگیره»

علیرضا، بیش از ده سال اجرا کننده ی بازی های نقش آفرینی

نظرات

17 نظر برای ”منطقه‌ی گرگ و میش“

سلام.
کلن برا یکی مث من که کل زندگیش بازیه، کارتون خیلی کار خفنیه.
فقط یا من هیچی نفهمیدم یا آقا عطایی ام حوصله توضیح درست درمون نداشت …
ولی فهمیدم این بازی می تونه خیلی چیز عمیق و پاره کنی باشه.
دنبال گوگلش رفتم ولی اینا از استیلاشونم می شه فهمید چقدر آدمای عشقی هستند، خوشم میاد ببینمش خودشون واسم حرف بزنن.
ممکنه گیرشون آور تو کافه ؟
سپاس.
پ.ن من وبسایت ندارم حق ندارم چیزی بگم؟؟

حمزه ۱۲م اسفند ماه ۱۳۹۴ پاسخ

سلام
این شروعشه تازه؛ در مورد کافه نظری ندارم. در مورد بازی کاملا نظرت درسته. اگه بشه در ادامه نوشته های مرتبط با همین موضوع رو می نویسم. این گرگ و میش بود .
:دی

مهراد عطایی فرد ۱۴م اسفند ماه ۱۳۹۴ پاسخ

از کجا این بازی خریدی؟

محمد ۵م آبان ماه ۱۳۹۵ پاسخ

سلام
من سال ها پیش با یه گروه از آدمایی که به سختی میشناختمشون , یک بار Call Of Cthulhu رو بازی کردم . تی اسم سناریو رو یادم نمیاد.
می خوام اگه امکان داشته باشه با بچه های Game Master ارتباط برقرار کنم و بازی های RPG رو بین دوستای خودم راه بندازم.
چطوری می شه این دوستان رو ملاقات کرد ؟

سیاوش ۱۸م اسفند ماه ۱۳۹۴ پاسخ

چه قدر جالب، بازی خیلی خوبیه. در مورد ارتباط، حقیقتش این پست رو میخونن و بخوان اینجا جواب میدن اما من هم انتقال میدم بهشون. در مورد اینکه چجوری بازی اجرا کنین به زودی و با کمک همین دوستان یه مطلب مفید می نویسم ( با اجازه صاحب های سایت ) اگه بشه اینجا میذارم ^_^

مهراد عطایی فرد ۱۸م اسفند ماه ۱۳۹۴ پاسخ

این می تونه فوق العاده باشه .
حقیقتش من خیلی دنبال این بازی گشتم . از ترجمه کتابا و سایتای انگلیسی زبان بگیر , تا بست نشستن جلوی در کانون خورشید و پرس و جو کردن و …
اگه این اتفاق بیفته , منو به تنها آرزوی زندگیم رسوندین خلاصه .
خیلی مچکرم

سیاوش ۱۸م اسفند ماه ۱۳۹۴ پاسخ

حتما میشه . خواهش میکنم

مهراد عطایی فرد ۱۸م اسفند ماه ۱۳۹۴ پاسخ

آفرین مهراد، خیلی خوب بود :دی

پویا ۲۲م اسفند ماه ۱۳۹۴ پاسخ

چاکریم

مهراد عطایی فرد ۲۲م اسفند ماه ۱۳۹۴ پاسخ

سلام مجدد !
از بچه های گیم مستر که خبری نشد . امکانش هست E-Mail خودتو داشته باشم یا تلگرام یا حتی فیس بوک یا الا هر چی ؟
چون بعد اینکه این پست رو خوندم , 7-8 نفرو از مسافرت عید انداختم و اگه نتونم بازی رو ردیف کنم تا عید , باید براشون سیاه بازی کنم که اونم بعید می دونم بیتر از یک دقیقه طول بکشه ! :دی

سیاوش ۲۶م اسفند ماه ۱۳۹۴ پاسخ

سلام والا من لینک رو براشون فرستادم این تلگرامم هست M3hrad_ata@ خوشحال میشم کمکی اگه از دستم بر می اومد انجام بدم.

مهراد عطایی فرد ۲۶م اسفند ماه ۱۳۹۴ پاسخ

اقا جان ی سوال.منظور اینه ک مثلا هر کدوم تو ی نقشیم بعد مثلا من میگم من میرم شکار بعد تو میگی منم میام بعد میریم شکار و اتفاق هایی ک خودمون میسازیمش و همش یکسری جمله س؟

امیررضا ۹م فروردین ماه ۱۳۹۵ پاسخ

در نهایت آره همش یه سری جملس. شاید با یه سری چیز ها جذاب ترش کنن؛ مثلا عکس و نقشه و … ولی مثل کتاب، همش جمله است در نهایت.

مهراد عطایی فرد ۹م فروردین ماه ۱۳۹۵ پاسخ

من نظری نمیدم چون تاحالا تجربه نکردم ولی از شما میپرسم آیا واقعا این جذاب میتونه باشه؟ یعنی جذاب ب طوری ک مثلا برنامه بچینیم از کارها و تفریحات دیگمون بزنیم ک این بازی رو بکنیم؟؟ (من بازم میگم نظری ندارم و فقط محض دانستن میپرسم)

امیررضا ۹م فروردین ماه ۱۳۹۵ پاسخ

کاملا بستگی به آدمش داره. یه آدم نرد قطعا خیلی لذت می بره ولی بعضیا ممکنه خوششون نیاد. کاملا سلیقه ایه.

کامران ۲۶م فروردین ماه ۱۳۹۵ پاسخ

نظر شما؟