در این مقاله بازی کارتی The Mind را معرفی می‌کنیم که یکی از بازی‌های مطرح سال اخیر در بین بازی‌های مناسب خانواده است. این بازی کارتی در سبک همکاری و برای ۲ الی ۴ نفر در سال ۲۰۱۸ منتشر شده است و در همان سال نامزد دریافت جایزه‌ی بهترین بازی سال آلمان نیز شد.


مقدمه

صدها بار راجع به بازی‌های رومیزی که از پدیده‌های جالب و غیرمنتظره روانشناسی-جامعه‌شناسی-تاریخی استفاده می‌کنن و ارزش افزوده‌ای که این بازی‌ها به جهان بازی‌های رومیزی می‌دن صحبت کردم. بازی‌ The Grizzled از این دست‌ بازی‌ها هستن که من راجع بهشون نوشتم و کامبیز و امیر و بقیه بچه‌های تحریریه هم حسابی تو این زمینه فعال بودن. حالا امروز می‌خوام راجع به یکی از پر سر و صدا ترین بازی‌های امسال یعنی The Mind صحبت کنم. تو سال گذشته (۲۰۱۸) هر جایی در دنیا که بازی رومیزی‌ای پهن بوده، یه کنجی هم بازی The mind یا بازی می‌شده و یا درباره‌ش صحبت و بحث جریان داشته. از دید خیلی‌ها لزوما The Mind بازی هم نیست! اما خب یکی از نامزد‌های جایزه فاخر spiel des jahres هم بود. اما مثل همیشه، قبل از اینکه راجع به بازی صحبت کنم، باید ببینیم آگاهی جمعی یعنی چی!؟

 

آگاهی جمعی

آگاهی جمعی (conscience collective) نظامی اخلاقی و اجتماعی شامل احساسات و باورها و ارزش‌های مشترک میان افراد جامعه که خارج از اختیار فرد و همچون نیرویی مستقل بر او تأثیر می‌گذارد. آگاهی جمعی اصطلاحی در جامعه‌شناسی امیل دورکم (پدر جامعه‌شناسی فرانسه)، که بر واقعیت جامعه ورای افراد دلالت دارد. آگاهی فردی و وجدان اخلاقی از سامانِ تجویزی‌ای مشتق می‌شود که اعضای جامعه را به تفکر، داوری و کنش بر مبنای برخی هنجارهای به لحاظ اجتماعی مطلوب وادار می‌کند. اوکی؟

 

بازی «مَشْعَر»

چه اتفاقی میافته، اگه مغز یک طراح رو بذاریم در یک ظرف ممهور و بذاریم یک مدت تو تاقچه؟ خب بعد از مدتی این مغز شروع می‌کنه به قارچ‌زدن و اگه در ابتدایی که با صحنه کریه رشد این قارچ‌ها منزجر نشیم و ظرف و معدوم نکنیم، قارچ مذکور اونقدری رشد می‌کنه که بالاخره به یک بازی کارتی تبدیل بشه. قطعا همچین بازی‌ای که در ماهیت خودش از رشد قارچ‌گونه مغز یک طراحه، اسمش چیزی جز مشعر (The Mind) نمی‌تونه باشه. یک بازی خیلی خیلی ساده، که تقریبا از هیچی درست شده، راجع به هیچی‌ نیست و در اون بازیکن‌ها با هدف هیچ، مدت زمان ناچیزی رو به انجام هیچ‌کاری نمی‌گذرونن. می‌دونم به نظر میاد که چنین پدیده‌ای نه تنها که بازی نیست، بلکه جالب هم نیست. حق با شماست؛ درسته که برای بازی تلقی کردن The Mind باید تا هسته‌ای‌ترین تعاریف «بازی» بریم و هزار جور تبصره به شکمش ببندیم، اما این رو باید بگم که خیلی تجربه جذابی داره.

تو بازی مشعر، دو دسته کارت داریم؛ یک دسته کارت که به سادگی اعداد ۱ تا ۱۰۰ روی اون‌ها نوشته شده، و یک دسته کارت که مراحل مختلف بازی رو نشون می‌دن. یه چند تا کارت جون و چند تا کارت نینجا هم هست که مثل ژتون عمل می‌کنن. ماجرا اینه که کارت‌های مراحل رو به ترتیب از مرحله اول روی هم می‌چینیم و بازی رو شروع می‌کنیم. کل کارت‌های اعداد رو بُر می‌زنیم و به هر بازیکن تعدادی کارت می‌دیم. تعداد کارتی که به هر بازیکن در هر مرحله می‌دیم به اندازه مرحله‌ایه که هستیم. یعنی در مرحله اول هر بازیکن یک کارت، در مرحله دوم هر بازیکن دو کارت و … حالا بازیکن‌ها کارت‌های دستشون رو نگاه می‌کنن و راند شروع می‌شه. هر کسی هر چندتا کارت که بخواد هر موقعی که بخواد می‌تونه بازی کنه. تنها هدف اینه که کارت‌های اعداد به ترتیب بازی بشن.

درست متوجه شدین! بدون اینکه با هم حرف بزنیم، قبلا بفهمیم که هر کسی کارت‌های دستش رو کِی بازی کنه که ترتیب کلی کارت‌ها رعایت بشه. مثلا فرض کنیم که راند اوله و مجید و ثریا و کاووس و جمال دارن بازی می‌کنن. مجید کارت ۸۸، ثریا کارت ۳، کاووس کارت ۶۲ و جمال کارت ۱۲ رو دارن. باید بدون اینکه با هم صحبت کنن، این رو بفهمن که اول ریا، بعد جمال، بعد کاووس و بعد مجید کارت‌هاشون رو بازی کنن. همین! می‌تونین تصور کنین که در مرحله سوم که هر بازیکن ۳ کارت برای بازی کردن داره این معادله چقدر می‌تونه پیچیده‌تر بشه. اگر کارتی خارج از ترتیب بازی بشه، هرکس که کارتی کوچک‌تر از کارت بازی‌شده تو دستش داره، اون کارت رو می‌سوزونه، یکی از کارت‌های جون می‌سوزه و بازی رو ادامه می‌دیم. تا به پایان راند برسیم. یعنی تا وقتی که کارت جون داریم حتی اگه اشتباه بازی کنیم بازی پیش‌ می‌ره و به مراحل بعد می‌ریم.

درسته، نمی‌تونم بیشتر از این گولتون بزنم، یه چیزایی هست که نگفتم. مثلا اینکه بعد از پخش شدن کارت‌ها همه یکی از دست‌هاشون رو می‌ذارن روی میز. به این معنی که من دارم فکر می‌کنم و هیچ بازیکن‌ای حق نداره تا من دستم روی میز هست کارتی بازی کنه. یک موضوع دیگه هم اینکه که می‌تونیم با بالا بردن دستمون استفاده از کارت نینجا رو به اشتراک بگذاریم. کارت نینجا کارش اینه که هرکس کوچک‌ترین کارت دستش رو از بازی خارج می‌کنه و این هم تعداد کارت‌هایی که نگرانشون هستیم رو کم می‌کنه هم ایده‌ای از کارت‌هایی که دست دیگران هست بهمون می‌ده.

به غیر از یک ایراد فنی که این قوانین بوجود میاره، با پدیده‌ای مواجه هستیم به غایت عجیب، به تعبیری نو و غیر قابل توصیف که درسته که هرچقدر هم راجع بهش صحبت کنم باز هم به نظر جالب نمیاد، اما در حقیقت تجربه جذابیه. ازون جذابیت‌هایی که نمی‌شه زمین گذاشتش و آدم دوست داره پشت سر هم بازی رو امتحان کنه که شاید اینبار به مرحله ۵ برسیم.

واقعا نمی‌دونم این شبه-بازی رو به چه کسانی می‌شه پیشنهاد کرد. می‌تونم بگم برای یک تجربه پر از استرس و خنده که تقریبا بازی نیست و هدف خاصی رو دنبال نمی‌کنه، هیچ‌ بازی‌ای به اندازه بازی The Mind نمی‌تونه سرگرمتون کنه.

سی سال اول با افتخار به بازی گذشت. حالا یا بازی کردن پای کامپیوتر، یا پای پلی‌استیشن، یا تو گیم‌نت، یا پشت میز بازی. برنامه سی سال دوم اینه که کمی بیشتر تو این سرگرمی فرو برم. ولی این رو یادتون باشه، اگه من فرو برم، تنها نمی‌رم، همتون رو با خودم می‌برم. انقدر پر حرفی می‌کنم، انقدر در ویدئو‌ها دلقک بازی در میارم، انقدر پشت میکروفون‌ها سر و صدا راه می‌اندازم، تا بالاخره تسلیم بشین و مثل من و دوستام، بشینین پای میز بازی.