در این مقاله بازی رومیزی گریزِلْد The Grizzled را معرفی می‌کنیم که یکی از بردگیم‌های همکاری مطرح سال ۲۰۱۵ بود و در این سال‌ها به پرفروش‌ترین بازی‌های سبک‌ همکاری در اروپا پیوسته‌ است. این یک بازی رومیزی ۲ تا ۵ نفره‌ سبک همکاری‌ است که در ۳۰ دقیقه بازی می‌شود.


مقدمه

بازی‌های رومیزی فواید زیادی دارن و همه ما هر روز داریم این فواید رو می‌کنیم تو چشم اطرافیانمون که به این سرگرمی علاقه‌مندشون کنیم. روابط اجتماعی، آموزش و از این جور حرف‌ها؛ همه این حرف‌ها قبول، اما این رو باید یادمون باشه، که هنوز هم که هنوزه، اجنبی‌ها در حال کلنگ‌زدن هستن که آیا بازی‌های کامپیوتری «فرم هنری» هستن یا نه و امثال Journey و This War of Mine و Inside میان و کار رو برای همه آسون‌تر می‌کنن. از این طرف ما هم به دنبال این هستیم که مدیوم بازی‌های رومیزی، با توجه به ویژگی‌های منحصر به فردی که داره، می‌تونه برای جماعت آرتیست/اکتیویست گزینه جذابی باشه. حالا ما Journey نداریم که تو موزه هنری فلان به عنوان اثر هنری ثبت‌شده باشه، ولی خب آروم آروم به اونجا هم می‌رسیم. قدم اول اینه که مخاطب رو با امثال This war of Mine: The Board Game، Fog of Love، Dread آشنا کنیم. نکته‌ای که باید به خاطر داشته باشید اینه، همونطور که ما در بازی‌های رومیزی، ریاضی رو مستقیما و به شکل «دو دو تا چهار تا» آموزش نمی‌دیم و در دل یک بازی جذاب پنهانش می‌کنیم؛ پیام‌ها و فرم‌های هنری رو نیز هم.

امروز قراره راجع به بازی رومیزی The Grizzled صحبت کنم، بازی سبک همکاری با موضوع برادری و درد مشترک در جنگ جهانی اول.

 

مجله طنز شارلی ابدو

در روز هفتم ژانویه سال ۲۰۱۵، سعید کواشی و شریف کواچی، مجهز به سلاح گرم اتوماتیک، در ساعت ۱۱:۳۰ صبح، به دفتر مجله طنز شارلی ابدو در فرانسه یورش برده و با شلیک بیش از ۵۰ گلوله، باعث مرگ ۱۲ نفر و جراحت بیش از ۱۰ نفر از کارکنان این مجله شدند. چند روز بعد ناصر بن علی آل انسی، از رهبران القاعده یمن در پیامی ویدیویی گفت: رهبری این سازمان «انتخاب هدف، برنامه‌ریزی و تأمین مالی عملیات» را انجام داده است.

photoمراسم تشییع جنازه شهدای حادثه شارلی ابدو

در طی این حمله، برنار ورلاک‌، معروف به تینیوس، تصویرساز این مجله به ضرب گلوله کشته‌شد. تینیوس قبل از این حادثه، پروژه تصویرسازی برای یک بازی رومیزی کوچک را به انتشارات Sweet November تحویل داده بود. این نشر در همان سال و پس از تراژدی چارلی ابدو، که پس از جنگ الجزایر در سال ۱۹۶۱، مرگبارترین رخداد در زمان صلح فرانسه بود، بازی The Grizzled را روانه بازار کرد.

 

دوم آگوست ۱۹۱۴

در میدان اصلی، گروهی از رفقای چند‌ ده ساله، می‌اندیشند؛ خیره، «بسیج همگانی» بر دیوار. در هفته‌های گذشته اخبار روزنامه‌ها نگران‌کننده بود، با این حال همه از بی‌رحمی ماهیت این اطلاعیه جا خورده‌اند. فارغ از درک ژرفای جهنمی که در پیش رو دارند، با یکدیگر پیمان می‌بندند؛ همه با هم زنده از جنگ برمی‌گردیم. بی‌خبر از سرنوشتی که به مراتب تلخ‌تر از تاریک‌ترین تصوراتشان خواهد بود.

photoتصویر باکس کاور بازی The Grizzled

در بازی رومیزی The Grizzled بازیکنان در نقش سربازان جنگ جهانی اول، با هدف بقا و با همکاری هم، بدون مشاهده مستقیم خشونت عیان جنگ، با برخی جزییات خشونت پنهان آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

 

پرفروش‌ترین بازی همکاری اروپا

متن بازی The Grizzled، مکانیسم‌های ساده، ولی هوشمندانه‌ای داره. قرار نیست بعد از مواجهه با این بازی، احساس کنین یک فرآیند عجیب‌غریب و نوآورانه در این بازی خلق شده. هسته اصلی بازی از ایده قدیمی و آشنای «کارت‌های دستت رو خالی کن» مثل هفت خبیث میاد. ولی خب اینکار رو باید بصورت گروهی انجام بدین. موضوع مهم اینه که این مکانیسم‌های آشنا، قدیمی و پوسیده، در این بازی به نحو احسن و متناسب با تجربه تماتیک بازی بکار گرفته شده. کارت‌های بازی که در دست بازیکن‌ها میاد، یا خطر‌هایی هستن که کل گروه رو تهدید می‌کنن، یا بیماری‌های روحی-روانی هستن که به شخص آسیب می‌زنن. در هر نوبت از بازی باید یکی از این کارت‌ها رو بازی کنین. یعنی یا باید شرایط کلی رو برای گروه سخت‌تر کنین، یا باید به خودتون ضربه بزنین. البته اگه نخواین هیچکدام از این کارها رو انجام بدین می‌تونین کنار بکشین، و کنار کشیدن به معنی روبرو نشدن با مشکلاته، چرا که خیلی زود دوباره باید با همه این خطرها دست و پنجه نرم کنین.

photoکارت‌های شخصیت‌ها از بازی The Grizzled

احساس تنش و نگاه‌های خالی از امید به همبازی‌هاتون، تجربه‌ایه که در لحظه‌لحظه این بازی موج می‌زنه و این باعث می‌شه این تجربه با روح بازی هم‌خوانی بی‌نظیری داشته باشه. از سخنرانی‌های پوچ و تاثیرگذاری که برای گروه می‌کنین تا روحیه‌شون بهتر بشه، تا لیوان قهوه‌ای که آخر شب به رفیق خسته‌تون می‌دین که کمتر از سرما بلرزه، همه احساساتی‌ هستن که در این بازی تجربه می‌کنین.

این بازی به ما یادآوری می‌کنه که مدیوم بازی، به خصوص بازی‌های رومیزی، مشخصا به دلیل ویژگی‌های منحصر به فردی که دارن، خیلی اوقات بهترین ابزار برای طرح، تشریح و کنکاش در مفاهیم هنری هستن.

این بازی رو به همه، و نه تنها کسانی که به بازی‌های رومیزی علاقه‌مند هستن، پیشنهاد می‌کنم. این یک تجربه است، تجربه‌ای آغشته به حقایق تلخ، که از دل دغدغه‌های شخصی بلند می‌شه.

 

.

سی سال اول با افتخار به بازی گذشت. حالا یا بازی کردن پای کامپیوتر، یا پای پلی‌استیشن، یا تو گیم‌نت، یا پشت میز بازی. برنامه سی سال دوم اینه که کمی بیشتر تو این سرگرمی فرو برم. ولی این رو یادتون باشه، اگه من فرو برم، تنها نمی‌رم، همتون رو با خودم می‌برم. انقدر پر حرفی می‌کنم، انقدر در ویدئو‌ها دلقک بازی در میارم، انقدر پشت میکروفون‌ها سر و صدا راه می‌اندازم، تا بالاخره تسلیم بشین و مثل من و دوستام، بشینین پای میز بازی.