مقدمه
انتشارات آکادمی گیمز (Academy Games) سالهاست که بازیهایی با موضوعیت وقایع مهم اجتماعی و تاریخی منتشر میکنه.اسامی سری بازیهای این کمپانی به اندازه کافی گویای محتوای تولیدیشون هست؛ تولد اروپا (Birth of Europe)، تولد آمریکا (Birth of America)، نبرد قهرمانان (Conflict of Heroes) و آزادی (Freedom). در بازیهای این شرکت از جنگ هفتساله بریتانیا و فرانسه در شمال آمریکا، تا جنبش مخالفت با بردگی (Abolitionist) در آمریکا و غرب اروپا رو پوشش میدن. طراحان و تولیدکنندگان زیادی در پی آموزش (از مفاهیم اجتماعی گرفته تا علمی و تاریخی) به وسیله بازیهای رومیزی هستن، ولی مشکلات بزرگی که کمر اکثر این پروژهها رو میشکنه، وضوح هدف «آموزش» و «بیمزه بودن بازیها» است. شرکت Academy Games جزو معدود تولیدکنندگانیست که تونسته بازیهای آموزشی خوبی به بازار عرضه کنه، که نه تنها لوس و بیمزه نیستند، بلکه بازیکنها رو علاقهمند میکنن تا در مورد آن موضوع بیشتر تحقیق کنن و خیلی بیشتر از آنچه که در بازی وجود داره یاد بگیردن.
امروز قراره راجع به یکی از موفقترین بازیهای این کمپانی، به اسم ۸۷۸ وایکینگ صحبت کنم. بازیای که به حمله ناموفق وایکینگها در سال ۸۶۵ به بریتانیا میپردازه.
تاریخچه

نقشه حملات وایکینگها به خاک انگلستان
دورهای که اکنون به نام دوره وایکینگها شناخته میشه، با ورود ارتش هیتن (Heathen Army) به خاک انگلستان آغاز شد. نورسها (Norsemen / Northmen) خونخوار و جنگطلب، خاک جزایر بریتانیا را قلع و قمع، و با ارعابگری و تحت سلطه دینلاگن (Danelaw / Danelagen) بیش از ۲۵۰ سال حکومت کرده و پایههای مسیحیت در انگلستان را مورد تهدید قرار دادند. این غارت بیگانگان باعث اتحاد انگلستان و بهپاخواستن یکی از بزرگترین پادشاهان تاریخ انگلستان، آلفرد کبیر شد. آلفرد با بروز رسانی ارتش انگلستان، مستحکمسازی شهرهای انگلستان (Burhs) و راهاندازی نیروی دریایی بریتانیا، قدرتمندانه در مقابل حملات وایکینگها ایستادگی کرد.
آلفرد کبیر بعد از تجربه شکست در اولین جنگ خود در ویلتون، توانست با باج دادن به ارتش وایکینگها صلح کوتاهمدتی در منطقه ایجاد کرده و قدرتی دوباره به ارتش خود بدهد. برای اطلاعات بیشتر در مورد این واقعه تاریخی میتونین از این لینک استفاده کنین.
و اما بازی
بازی 878 Vikings که در سال ۲۰۱۷ توسط بو بکت، جف استال و دیو کیمل طراحی شد، یک بازی در سبک بازی شبیهسازی جنگ (War Game) سبٌک محسوب میشه و اگه بخوایم در یک جمله خلاصهش کنیم، میشه «هر آنچه که بازی ریسک باید باشه و نیست!» خب، این یعنی چی؟ اولا یه توضیح خیلی کوتاه از اینکه ریسک چیه؟ ریسک یک بازی جنگی و معروف قدیمی است که احتمالا خیلیها میشناسینش. در این بازی هدف حکمرانی دنیاست و شما با نیروهاتون به نیروهای همدیگه حمله میکنین و با ریختن تاسهای شش وجهی نتیجه این نبردها رو تعیین میکنین. بازی نکات جالبی داره که مهمترینش اینه که به خاطر محبوبیت خیلی زیادش، خیلیها رو با بازیهای رومیزی آشنا کرده. ولی خب… مشکلات زیادی هم داره. مخصوصا در این دوره که بازار پر از بازیهای مدرن شده دیگه بازی بدوی مثل ریسک نمیتونه به سادگی به زندگیش ادامه بده.

راگنار و راگلتا، از رهبران حملات وایکینگها
بازی وایکینگ ۸۷۸ هم مثل ریسک، شبیهسازی جنگه؛ جنگی که مختصر راجع بهش توضیح دادم. در این بازی دو نفر در نقش ارتش وایکینگها و دو نفر در نقش ارتش انگلستان بازی میکنن. هدف بازیکن وایکینگ اینه که تعدادی از شهرهای اصلی انگلستان رو تحت سلطه خودش بگیره و هدف بازیکن انگلیسی اینه که همه شهرهاش رو از چنگ وایکینگها در بیاره. حالا چرا میگیم این بازی خیلی بهتر از ریسکه؟
زمان مناسب بازی، یا همان سر و ته داشتن بازی!
بازی ریسک (نسخه کلاسیک) با چیدمان تصادفی نیروها در مناطق مختلف بازی شروع میشه و بعد به نوبت و بدون هدفی مشخص به همدیگه حمله میکنیم. این حملات نه معنای خاصی دارن و نه سر ته مشخصی. هر بازیکن میتونه در نوبتش هزار بار به دیگران حمله کنه و از اونجایی که تقریبا همه چیز به نتیجه تاسها برمیگرده، بعضی اوقات بازی خیلی ناعادلانهست (در ادامه بیشتر راجع به این موضوع حرف میزنم). در قواعد اصلی نسخه کلاسیک ریسک، بازی زمانی تمام میشه که یک نفر به کل دنیا چیره بشه. خب اولا که این ماجرا خیلی طول خواهد کشید. و منظورم از «خیلی» چیزی حدود ۶ الی ۷ ساعته. پس اگه یک بازی پنج نفره رو شروع کنیم، حدود یک ساعت و نیم بعد، یک نفر از بازی خارج میشه و اگه تصور کنیم که همین ریتم ادامه داره، ساعتهای زیادی وجود داره که بعضی از بازیکنها از بازی حذف شدن و باید منتظر بمونن تا یک نفر برنده نهایی بازی بشه.
قبل از حذف نهایی یک بازیکن از بازی، مرحلهای وجود داره که باختش حتمی شده و راهی برای برگشتن به بازی براش وجود نداره، ولی چون یکی دوتا نیرو در یکی دو منطقه داره، مجبوره که به بازی ادامه بده و مرگ آروم و دردناکش رو همراه با شنیدن صدای خنده شیطانی بازیکن برتر تحمل کنه.
اما در بازی وایکینگ ۸۷۸، بازی در طی هشت راند بازی میشه. حتی راههایی وجود داره که بازی زودتر از پایان این هشت راند به اتمام برسه. اگه در انتهای یک راند (حتی راند اول بازی) وایکینگها ۱۴ شهر اصلی انگلستان رو به چنگ بیارن، یا انگلیسیها همه نیروهای وایکینگها رو از شهرهای کلیدی خودشون بیرون کنن، بازی همونجا تموم میشه و دیگه بیشتر از این کش پیدا نمیکنه. به این معنی که اگه در نقطهای از بازی یکی از طرفین خیلی قویتر از حریف بازی کنه، سریعا بازی رو میبره و بازنده رو مجبور نمیکنیم ساعتها وقت خودش رو تلف کنه.
در عین حال که این چیرگی بر ۱۴ منطقه یا خروج کامل وایکینگها (روشهای برد طرفین بازی) کاملا با اتفاقات تاریخی همخوانی داره، روش دیگری هم برای برد طرفین وجود داره. با توجه به معاهداتی که بین آلفرد کبیر و نورسها در سالهای آخر جنگ امضا شده، این روشها به وجود اومده. اگه در طی سه راند آخر بازی، یکی از طرفین (وایکینگها یا انگلیسیها) کارتهای معاهده خودشون رو بازی کرده باشن، به این معنی که با ایجاد هماهنگی بین قبایل خودشون آمادگی بهتری برای جنگ پیدا کرده باشن، اون راند پایانی بازی خواهد بود و نتیجه جنگ در پایان اون راند مشخص میشه. در پایان این راند، در صورتی که وایکینگها حداقل نُه شهر اصلی بریتانیا رو تحت کنترل داشته باشن بازی رو میبرن و در غیر این صورت بازیکن انگلستان برنده بازی اعلام میشه.
مرگ بر تقارن
یکی دیگه از ویژگیهای جالب بازی وایکینگ ۸۷۸، اینه که همونطور که عقل سلیم هم تایید میکنه، بازیکن طرف وایکینگ و انگلستان، خیلی با همدیگه فرق میکنن. نه تنها اهداف متفاوتی رو دنبال میکنن، بلکه ابزارها و تواناییهایی که برای رسیدن به هدفشون دارن هم بسیار با هم متفاوته. در این بازی، نه تنها کارتهای طرفین وایکینگ و انگلستان بسیار با همدیگه متفاوتهستن، بلکه قواعد بازی و جنگ هم تا حدی با توجه به تاریخچه جنگ با هم فرق دارن. برای مثال انگلیسیها برای دفاع از شهرهای اصلیشون میتونن از مردم اون شهر کمک بگیرن. یا قبیله بِرزِرکِر (Berserker) وایکینگها اهل فرار نیستن و تا آخرین قطره خون میجنگن.

هجوم نیروهای انگلستان برای دفاع از مرزهای حساس شرقی
شاید بهتر باشه کمی راجع به قوانین بازی هم توضیح بدم. باشه ولی یواش… میگم که گیج نشین. طرف وایکینگها شامل ارتشهای Berserker و Norsemen میشه و طرف انگلستان شامل Housecarl و Thegn. در بازی چهار نفره هر بازیکن یکی از این ارتشها رو کنترل میکنه و در در بازی دو نفره، هر بازیکن دو ارتش یک طرف از دعوا رو. هر کدام از این ارتشها دسته کارت و همچنین تاسهای مخصوص خودشون رو دارن. هر راند از بازی، شامل چهار نوبت (هر ارتش یک نوبت) میشه و هر بازیکن در نوبت ارتش خودش، یکی از کارتهای دستش رو بازی میکنه و به تعدادی از نیروهایی داره دستور میده. جنگیدن در این بازی هم با تاس انجام میشه و تفاوت اصلیش با سیستمهای بدوی مثل بازی ریسک، اینه که تاسهای بازی اعداد یک تا شش رو ندارن، بلکه اشکالی دارن که نشون دهنده حملات موفق، مانورهای تاکتیکی یا فرار نیروها هستن. بعضی از کارتهای بازی هم هستن که کارتهای ویژه (Event Card) هستن و به بازی هیجان جالبی میدن. مثلا ممکنه جاسوسان وایکینگ از داخل بین ارتشهای Housecarl , Thegn سوءتفاهمات خونینی به پا کنن.
این تفاوتها نه تنها باعث ایجاد تنوع و هیجان خیلی زیادی در بازی میشه، بلکه ابزار خوبیه که جلوههای دیگر جنگ هفتساله رو هم بشناسیم و برای چند ثانیه ببینیم که جنگ (حتی جنگ وایکینگها) فقط تبر و خون و خونریزی نیست و سیاستهای جالبی رو هم شامل میشه.
در نهایت میتونم بگم بازی وایکینگ، یک تجربه پر هیجان، جذاب، عمیق و آموزندهست که از دست دادنش واقعا هوشمندانه نیست. مخصوصا برای کسانی که عاشق بازیهای جنگی و رقابتی و تاسی هستن.
سلام
راستش از بین ده ها بازی ای که ما انجام دادیم با دوستامون(تو اصفهان)از 2 تا بازی خیلی خوشمون اومده و هنوزم همونا رو بازی میکنیم که خیلی معروف نیستن و امتیازشونم بالا نیست.
اولیش اینه https://boardgamegeek.com/boardgame/1117/youre-bluffing
و دومیش هم بازی “secrets”
ممنون میشیم اگه این بازی هارو بررسی کنید!
سلام بین این سه تا بازی موندمmemoir’44وTwilight struggle و همین بازی کلا هم blood rageوrisk بازی کردم کدومش به نظرتون بهتره ؟
نظر شما برام مهمه
ممنون