شمال… اوکی… اوکی

نامزدهای اشپیل ۲۰۱۷ - قسمت سوم

از سال ۱۹۷۹، هر سال “اشپیل دِس یاقِس” یا همون “جایزه بازی سال”، به یک بازی که در کشورهای آلمانی‌زبان منتشر شده باشه (و نه اینکه لزوما آلمانی باشه) داده میشه. اعتبار و ارزش معنوی این جایزه به کنار، بودن لوگوی اشپیل روی جعبه یه بازی میتونه فروش صدها هزار نسخه از اون بازی رو تضمین کنه. امسال هم فهرست جالبی از بازی‌ها جزو نامزدین بودن که هرکدوم کلی موافق و مخالف داشتن. برنده که اعلام شد و کینگدامینو بود و مبارکش باشه. از فهرست نامزدهای امسال هنوز Magic Maze به دستم نرسیده. برای همین رفتم سراغ یکی از بازی‌های پیشنهادی خود کمیته اشپیل که یکی از مطرح‌ترین بازی‌های سال گذشته هم بود؛ کاپیتان سونار!

 

وقتی صحبت یه بازی همزمان یا Real Time میشه، باید کمی توقعات و انتظاراتمون رو عوض کنیم. یک بازی همزمان، مثل یه بازی نوبتی نیست و جایی برای تحلیل و گفتگو نداره، زمانی بهت نمیده که بتونی سرت رو بخارونی و به این فکر کنی که چه نقشه و استراتژی پیاده کنی! نه فرصت حساب کتاب بهت میده و نه اجازه میده تصمیمی رو سبک سنگین کنی… یه بازی همزمان طراحی میشه برای هیجان، برای تنش و تشویش، برای عکس‌العملهای نسنجیده و غریزی، برای داد زدن و تبدیل شدن به یه موجود دیگه که انتظارش نمی‌رفت، برای خلق لحظات «مگه کری؟! خب دارم بهت میگم غرب! غرب! غرررررررب!» و اگه انتظارتون مثل من از یه بازی همزمان همینه، باید بگم که خبرای خوبی براتون دارم: کاپیتان سونار از نظر من فقط یکی از بهترین بازی‌های همزمان نیست… بلکه یکی از بهترین بازی‌هاست!

دو تیم، دو زیردریایی و دو کاپیتان

میریم تو عمق

توضیحات بازی زمان زیادی نمی‌گیره: دو زیردریایی، دو کاپیتان و دو تیم در برابر هم! هرکدوم یه طرفِ یه صفحه‌ی جداکننده! هدف هر تیم توی این بازی چیزی نیست جز پیدا کردن موقعیت زیردریایی حریف و از بین بردنش با مین و اژدر. هر تیم توی این بازی باید با تغییر جهت و مسیریابی در اقیانوسِ پر از صخره و مین‌های دریایی، تلاش کنه تا حرکات حریف رو شنود کنه و با استفاده از امواج صوتی و پهپادای زیرآبی و تله‌گذاری و کشوندن زیردریایی دشمن به مناطق پرخطر و پرتاب کردن اژدر، اون رو از بین ببره. و باور کنید که وقتی میگم تیم، دقیقا منظورم یه تیم کارآمد، هماهنگ و هوشیاره! تیمی که هر کدوم از اعضاش یه وظیفه‌ای دارن، وظیفه‌ای که حتی اگه با باختِ بازی همراه باشه، ولی باز هم با افتخار ازش صحبت خواهند کرد:

 

کاپیتان

نبض راهبری زیردریایی در رگ‌های کاپیتان میزنه. با یک نقشه و یک ماژیک، کاپیتان‌های هر دو تیم به صورت همزمان در بازی، با گفتن «به شرق!»جهت حرکت بعدی زیردریایی‌شون رو بلند اعلام می‌کنن و مسیر رو روی نقشه می‌کشن.

کاپیتان تلاش می‌کنه با دور زدن و چرخیدن توی این آبهای وحشی سریعتر به حریف برسه

کاپیتان همچنین با هماهنگی با افسر ارشدش از آماده بودن پهپاد و سونار و مین و اژدر مطلع میشه و با هم‌فکری با بی‌سیم‌چی، جهت و موقعیت حریف رو حدس میزنه و تلاش می‌کنه تا اونا رو از بین ببره.

 

بی‌سیم‌چی

گوش شنوای تیم بی‌سیم‌چیه. و با اینکه تمام وظایف توی این بازی سخت هستن، ولی باید اقرار کنم بی‌سیم‌چی بودن از همه سخت‌تره. چون کارش گوش کردن و شنود تیم مقابله: گوش کردن همزمان به کاپیتان حریف و رسم جهت‌هایی که اون اعلام می‌کنه روی صفحه‌ای شفاف (که روی نقشه قرار گرفته و میشه با جابجاییش محل حدودی حریف رو حدس زد).

بی‌سیم‌چی به کمک صفحه شفافش تلاش میکنه موقعیت حریف رو پیدا کنه

از وظایف دیگه بی‌سیم‌چی یکی هم اینه که باید به نجواهای افسر ارشد و مهندس تیم مقابل گوش کنه، که ممکنه در لحظاتی با گفتن نجواگونه‌ی «اژدر آمادس کاپیتان… بپیچ به شمال و شلیک کن» مو رو به تنتون سیخ کنه.

 

افسر ارشد

روی کاغذ، وظایف افسر ارشد خیلی ساده به نظر میاد: با هر جهتی که کاپیتان اعلام میکنه یکی از خونه‌های خالی مربوط به تجهیزات (همون پهپاد و مین و اژدر و غیره) رو تیک بزن و بعدش هم بلند بگو «اوکی!».

افسر ارشد کنترل تمام تجهیزات باحال رو در اختیار داره

اما در اون موقعیت خطیر، زمان انقدر ارزشمنده که همین تیک زدن میتونه به کابوسی تبدیل بشه. چون اولا کاپیتان تنها دستور فعال شدن تجهیزاتی رو میتونه بده که تمام خونه‌های خالیش تیک خورده باشه، دوما اگه افسر ارشد با مهندس در ارتباط نباشه و ندونه که الان چه چیزهایی به لحاظ فنی میتونن فعال بشن، حتی اگه تموم خونه‌های مثلا اژدر تیک خورده باشه، نمیشه شلیکش کرد!

 

 مهندس

تمام این کش و قوس و شرق و غرب و قایم موشکی که این دوتا زیردریایی توی اون یه وجب دریا در میارن، نهایتا میتونه به دستای توانای مهندس تبدیل بشه به یه پیروزی! البته کار عملی مهندس هم چیزی جز تیک زدن قسمت‌هایی از کشتی (به نسبت جهتی که کاپیتان میگه) و اعلام بلند «اوکی!» نیست.

کار مهندس توزیع مناسب خرابی‌های زیردریایی در مناطق مختلفه

اما اگه کوچکترین عدم هماهنگی در این زمینه بین مهندس و افسر پیش بیاد، کاملا محتمله که زیردریایی به علت خرابی نتونه شلیک کنه و این فرصت طلایی رو به حریف بده. برای روشنتر شدنِ کارِ مهندس، باید بگم که با هر جابجایی زیردریایی یه بخشی دچار خرابی میشه. مهندس با توزیع خرابی در قسمت‌هایی که فعلا بهشون نیازی نیست، تلاش می‌کنه تا قسمت‌های مورد نیاز تیم رو سالم نگه داره.

 

زنجیره مینی‌گیم‌ها

هر کدوم از نقش‌ها در این بازی به نوعی یه مینی‌گیم هستن. مینی‌گیمی که بازیکن رو به خودش مشغول می‌کنه و در عین حال مجبورش می‌کنه تا با دیگران هم هماهنگ باشه و به اونها گوش بده. نص صریح خود دفترچه بازی میگه: «خوب شنیدن از رمزهای پیروزی در این بازیه!»

حتی اینجا هم قلم بهترین سلاحه

نقش هر بازیکن به کاری که بقیه می‌کنن وابستس و اینطوری زنجیره‌ای بین تیم ساخته میشه که در نتیجه‌اش تک‌تک لحظات و ثانیه‌های پرتنش بازی به شما حس مهم بودن میده، حس اینکه دارین کاری انجام میدین که تاثیر داره و شما هم در تمام احساسات جمعیش سهیم هستین… احساساتی که از حس مغرورانه‌ی شکارچی بودن تا  درک وحشت صید بودن در نوسانه!

 

خیلی نکات هنوز هست که در مورد این بازی میتونم بگم؛ از جذابیت استفاده از صداخفه‌کن زیر آب که باعث میشه تیم حریف در وحشت عدم اطلاعات در مورد جای شما فرو بره، تا مکانیزم خلاقانه «اومدن به سطح آب». اگر فراموش کنیم که جور کردن ۸ نفر آدم برای این بازی چقدر سخته، و اینکه این بازی ذاتا کمی به هم ریختگی و بی‌نظمی در خودش داره که ممکنه به مذاق خیلیا خوش نیاد، تمام چیزهایی که باقی می‌مونه لذت‌بخشه. کاپیتان سونار از همون لحظات ابتدایی تا انتهای بازی، پره از انواع تجربه‌های خاص و بی‌مثال که به ندرت در بازی‌های دیگه تجربه میشه ، از لحظات دهشتناکی که دیگه متوجه میشین که حریف دقیقا میدونه کجا هستین گرفته تا خلسه لحظات همکاری عمیق و هماهنگی که بین اعضای تیم شکل می‌گیره. این پکیجِ اکشنِ پرهیجان و پرتنش، مثال خیلی خوبیه از هدفی که هر بردگیمی ممکنه دنبالش باشه؛ رفتن به اعماق تجربه و خلق قصه‌ها و لحظاتی مشترک!

 

 

نظرات

3 نظر برای ”شمال… اوکی… اوکی“

عجب بازی هست!
این بازی نسخه قابل پرینت نداره؟

امیررضا ۱۲م مرداد ماه ۱۳۹۶ پاسخ

من جایی پیدا نکردم. ولی همین عکسارو پرینت کنین با ماژیک میشه بازی کرد.

امیر سلامتی ۱۶م مرداد ماه ۱۳۹۶ پاسخ

چه خفنه!
اگه 7 تا بودین بگین منم بیام 8امی شم. :))

پویاش ۱۶م مرداد ماه ۱۳۹۶ پاسخ

نظر شما؟