روزی یه بازی – قسمت پنجم

کارکاسون

روزی یه بازی عنوان بخش نوروزی رومیزه که قراره تا پایان تعطیلات به صورت روزانه روی سایت قرار بگیره. هر قسمت یه بازی معرفی میشه. تمام بازیهایی که در این بخش معرفی میشن به نوعی در دسترس هستند، یا در فروشگاه ها، یا در کافه ها، یا نسخه چاپ کن بازی کن و یا به صورت نسخه دیجیتالی. به دلیل پایان تعطیلات و شروع زجرآور روزهای کاری، فعلا این سری تا روزهای ۱۲ و ۱۳ فروردین (دو قسمت آخر) متوقف میشه!

 

سال ١٤٣٠

امیر: كامبيز ما چند ساعت ديگه بايد علاف تو باشيم كه اون تاسو بريزی؟

امیر آیین: خوابش برده به نظرم!

امیر: كامبيز… كامبييييييييييز!

کامبیز: ها… مناوونبوندبوذيح دنطوثهقتيوطوريو!

امیر: چی؟ چی چی ميگی واس خودت؟

کامبیز: ببنمخق جحين شوشه بنوفه!

امیر آیین: اون دندونشو بده بهش بفهميم چی داره بلغور ميكنه!

کامبیز: اخيش… ميگم مگه اصن نوبت منه؟

امیر آیین: هيچی ديگه آلزايمر هم به امراضش اضافه شد!

امیر: راستی ديشب خواب كاركاسون رو ديدم… يادش بخير… يادتونه؟

کامبیز: كاركاسون؟؟ بچه خواهر رضا رو ميگی؟

امیر: کی اسم بچشو ميذاره كاركاسون آخه مضمحل؟؟؟

کامبیز: چميدونم والا…ع ع ع ع عپيچووووووووو

امیر آیین: اه اه خب دسمال بگير جلو دهنت… دندونات افتاد تو قهوه ام!

کامبیز: بذتينش مقن بچله بشداق!!!

امیر آیین: بيا بگير…چی ميگی باز؟

کامبیز: ميگم بدش من دندونمو پسره گستاخ!!

امیر آیین: حالا كاركاسون چی بود اين وسط؟

امیر: بازی خيلی معروفی بود، از اون پرفروشها! بازی ساده و گيرايی بود..

امیر آیین: اها يادم اومد… داشتيمش… همون كه كاشی كاری بود؟ تايلها رو ميچيديم كنار هم؟

امیر: آفرين… هركی توی نوبتش يه تايل می كشيد و بايد يه جايی ميذاشت، فقط بايد يه سری چيزا رو رعايت ميكرد.

carcassonne-bleed (0-00-00-00)

کامبیز: اينكه شهر بايد به شهر بچسبه يا جاده به جاده و چمن به چمن! بعدشم اگه دلت ميخواست ميتونستی آدمكتو توی اون تايل بذاری و اعلام مالكيت كنی.

امیر آیین: اوهوم يادم اومد. حتی يادمه استراتژيك هم بود يجورايی، يه عمق نمور و لذت بخشی داشت كه در حدی بود كه همه رو جذب خودش كنه.

امیر: اره واقعا. عمق بازی جايی معلوم ميشد كه بازيكنا ميتونستن توی دارايی های ديگران خودشون رو شريك كنن. مثلا من ميتونستم يه جاده ای كه تو ساختی رو به جاده فسقلی خودم وصل كنم و امتيازمو بيشتر كنم. و اين تبديلش ميكرد به يه بازی كه ميتونست آروم آروم و بدون اينكه زننده بشه، وارد مرزهای سبك قلمروگيری بشه. و خيلي جالب اين اتفاق ميفته. يكی يه جای نقشه مشغول راه سازی و شهرسازيه كه يهو مي بینه دو نفر ديگه هم از يه سمت ديگه بهش رسيدن. و تازه جنگ سر تصاحب قلمرو شروع ميشه. هی تو شهر و جاده رو از اينور ميكشی هي اونا از اونور… عجب آدمايی هستين واسه شما دارم توضيح ميدم؟ خوابيدين؟

کامبیز: من بيدار بودم داشتم فك ميكردم!

امیر: اره جون خودت! هميشه موقع فكر كردن خرناس ميكشی؟؟

x (10)

امیر آیین: ها بحثمون كاركاسون بود… یادمه هزار مدل بسته الحاقی و اکسپنشن داشت. و اینکه امتيازگيری جالبی هم داشت. اگه جاده يا شهری كه می ساختی تكميل ميشد، درجا امتيازشو ميگرفتي و آدمكتو برميگردونی توی دستت. تعداد آدمكها هم محدود بود و خيلي مهم بود كه چجوری استفاده كنی! اما آدمكهای توی چمن (زمين) تا آخر بازی ميموند.

امیر: ااهااا، آفرين، اره همين بود. اونوقت ته بازی نگاه ميكرديم ببينيم كی توی زمينش شهر تكميل شده داره و امتياز ميگرفت بابتش. اين واقعا بخشی بود كه باعث ميشد استراتژيهای جداگونه همه بازيكنا، در نهايت به هم گره بخوره.

کامبیز: حالا تو جريان خوابت چي بود اصلا؟

امیر: خواب ديدم كه تبديل شديم به آدمكهای توی كاركاسون. امير آيين مثل هميشه زرد بود. توام مشكی بودی، خودمو نميديدم رنگم يادم نيست.

امیر آیین: خب بعدش؟

امیر: هيچی ديگه كامبيز كه تا آخر توی چمنها دراز كشيده بود و غلت ميزد! تو هم سخت مشغول شهرسازی بودی. منم چاك جاده رو گرفته بودم و نميدونم داشتم به كجا ميرفتم، فقط داشتم ميرفتم كه يهو يكی از سفينه های كازميك انكانتر جلوم فرود اومد و منو سوار كرد برد… تعبيرش چيه به نظرتون؟

کامبیز: كاركاسون در خواب نشونه پوله، ولی سفينه كه ببردت يعنی قراره ريق رحمتو سر بكشی!

pic168238

 

کارکاسون

۲-۵ نفر

۳۰-۴۵ دقیقه

نظرات

5 نظر برای ”روزی یه بازی – قسمت پنجم“

بازی خیلی جالبیه اتفاقا همین دیشب داشتم بازیش میکردم. ولی یه چیزی که ذهنمو درگیر کرده اینه که به نظرتون قدرت کشاورز یکم زیاد نیست؟ یعنی اگر من یه جایی کشاورز بزارم ممکنه زمینم به همه ی شهر های بازی راه پیدا کنه و از این راه من امتیاز خیلی زیادی بگیرم و بازی رو ببرم.نظرتون چیه؟

bamdad ۴م فروردین ماه ۱۳۹۶ پاسخ

درسته استراتژی کشاورز قویه ولی در عین سودآور بودنش خیلی هم ریسکیه. چون خیلی احتمال داره که از یه جایی مِلکت یهو وصل شه به زمین یه نفر دیگه و بعدشم یکی دیگه و ماجرا بشه 🙂

امیر سلامتی ۵م فروردین ماه ۱۳۹۶ پاسخ

وقتی زمینم به زمین یکی دیگه وصل امتیازش تقسیم میشه؟

bamdad ۵م فروردین ماه ۱۳۹۶ پاسخ

نسخه ایرانیشو بازیدم باحاله و خوش عکس، برا اینستاگرام خیلی عکساش قشنگ درمیاد😄😄

احسان ۱۵م فروردین ماه ۱۳۹۶ پاسخ

نظر شما؟