در این مقاله بازی One Deck Dungeon را معرفی می‌کنم که یک بازی کارتی در سبک دخمه‌گردی یا Dungeon Delving است و تنها یک دست کارت دارد و مُشتی تاس!


برای یک ماجراجو، دخمه یک راهروی کم نور و نمور پر از تار عنکبوت و چاله‌های پر آب و دیوارهای سرد سنگی نیست. برای او دخمه معبدی است که روحش را به سوی خود می‌کشد و نجوای وسوسه را به جانش می‌اندازد. و آنگاه که ندای ماجراجویی بلند شود ضربان قلب بالا می‌رود و آدرنالین در رگ‌ها شروع به قلیان می‌کند. دست‌ها ناخوداگاه به قبضه‌ی شمشیر می‌رود و گوش‌ها برای کوچک‌ترین صدایی تیز می‌شوند. برای یک ماجراجو، درهای بسته و خاموشِ یک دخمه‌ی مخوف تبدیل به آزمونی برای شجاعت می‌شوند. آزمونی که پاسخ آن یا گنج و غنیمتی در خور خواهد بود و یا تله‌ای مرگبار در انتظار صید.

اما همیشه که یک ماجراجو وقت لازم برای آماده‌سازی و تجهیز را ندارد. گاهی لازم است بدون زمینه‌چینی و هدر دادن زمان یک راست راه پله‌های دخمه را رو به پایین دو تا یکی برود و با یک دست شمشیر و یک دست سپر و ورد و جادو بر لب، درها را سریعا باز کند و با دشمنان درگیر شود و از تله‌ها بپرهیزد و غنائم را در همیان خود بچپاند. اگر شما هم از این دسته ماجراجویانی هستید که از ذیق وقت رنج می‌برید و حال و حوصله‌ی توسعه دادن یک شخصیت در طی ماه‌ها را ندارید، بازی One Deck Dungeon دقیقا برای شماست: یک بازی دخمه‌گردی فشرده که در یک دست کارت زیپ شده و هم تاس ریختن دارد و هم ارتقای شخصیت و هم استفاده از قابلیت‌های ویژه.

وان دک دانجن یک بازی کارتی در سبک Dungeon Delving است که به جای راهروهای یک دخمه‌ی واقعی، در آن باید یک پُشته کارت را بکاوید و دانه دانه جلو بروید. هر کارت نشانگرِ یک دردسری است که در طی کاویدن دخمه با آن روبرو می‌شوید و باید به تنهایی و یا به کمک یک همراه آن را حل و فصل کنید. در اصل این یک بازی تک‌نفره است که قابلیت دو نفره (به شکل همکاری) بازی شدن هم دارد.

در عین اینکه هویت بازی را یک دست کارت می‌سازد، تمام اتفاقات بازی توسط مُشتی (یا شاید دو مشت) تاس رقم می‌خورد. روند بازی به این شکل است که پس از انتخاب شخصیت و آغاز ماجراجویی، بازیکن در هر نوبت باید یکی از درهای بسته‌ی دخمه را باز کند و ببیند که آنسوی در چه خبر است. بعد از آن می‌تواند تصمیم بگیرد که بماند یا فرار کند! اگر فرار کند که هیچ، ولی اگر بماند باید با هر آنچه پشت در است روبرو شود که ممکن است دشمن باشد یا تله!

نحوه‌ی رویارویی در بازی بسیار ساده است: روی هر کارتِ مانع، رنگ تاس و عددی که باید بیاید مشخص شده. مثلا برای نابودی این موجود به ظاهر گوگولی (و در باطن خبیث) که در تصویر می‌بینید باید یک ۲، ۳ و ۵ آبی و دو ۴ و یک ۶ زرد بیاورید. اگر بازیکن با تاس‌هایی که در اختیار دارد بتواند این ترکیب را بیاورد که خب قضیه حل و فصل شده و شر موجود از این دنیا کم شده. اما اگر نتواند (تاس به اندازه کافی نداشته باشد و یا عدد لازم را نیاورد) جریمه می‌خورد. جریمه‌ی هر تاس کنار عدد آن ذکر شده. مثلا اگر ۶ زرد نداشته باشد یک جان و یک زمان از دست می‌دهد. البته که این کل سختی قضیه نیست، و خود دشمن معمولا یک قابلیتی چیزی دارد و ضربه‌ی بیشتری می‌زند. مثلا همین جانور آدامس‌شکل به ازای هر تاسِ یکی که بیاورید یک زمان از شما کم می‌کند (زمان بازی همان کارت‌های بازی است که بهتر است زود تمام نشود تا فرصت کافی برای ارتقای شخصیت و مبارزه با غول نهایی پیدا کنید). در نهایت چه مانع را بدون درد و خونریزی از سر راه بردارید و چه با کمی کتک خودن، آن کارت را صاحب می‌شوید و می‌توانید استفاده کنید. و همین «استفاده» شاید جذاب‌ترین بخش بازی را از دیدگاه طراحی ساخته است.

photoیک غول بیابانی قبل از حمله و همان غول بیابانی بعد از حمله

کارت‌های بازی چند کاربری دارند و هر وجه آنها به دردی می‌خورد. هر سمتش که به کارتان آمد و خواستید استفاده کنید آن را از همان بخش زیر کارت دیگر می‌سُرانید. مثلا اگر خواستید از منابع آن استفاده کنید آن را از سمت چپ زیر کاراکتر خود قرار می‌دهید. یا اگر از قابلیت پایین کارت خواستید استفاده کنید آن را در قسمت پایین کاراکتر خود قرار می‌دهید. یا شاید اصلا بخواهید از تجربه‌ی حاصل شده در این رویارویی استفاده کنید که در این صورت آن را از سمت راست زیر کارت لِول شخصیت خود قرار می‌دهید تا با XP حاصل شده بتوانید بعدا خود را لِول‌آپ کنید. اینجاست که بازیکن در یک تقاطعی از تصمیم‌گیری‌ها درگیر می‌شود، اینکه به جمع‌آوری منابع (که منجر به تاس بیشتر می‌شود) بپردازد و یا با کسب قابلیت‌ها خود را برای هیولاهای سخت‌تر آماده کند و یا با کسب XP شخصیت خود را ارتقا دهد و برای طبقات پایین‌تر دخمه حاضر شود.

photoاستفاده از کارت به عنوان منبع
photoاستفاده از کارت به عنوان قابلیت

خلاصه که بازیکن این روند باز کردن در و درگیری و کسب غنائم (تاس بیشتر/قابلیت بهتر/تجربه‌ی بالاتر) را انقدر انجام می‌دهد تا به کارت پلکان (که در انتهای دست کارت قرار دارد) برسد و راهی طبقه‌ی پایین‌تر دخمه شود. در هر طبقه این چالش‌ها و درگیری‌ها سخت‌تر می‌شوند تا در انتهای طبقه‌ی منفی سه که بازیکن با غول آخر ماجرا که احتمالا اژدهایی چیزی است روبرو می‌شود و باید دیگر هر چه در توان دارد برای نابودی او به کار بگیرد. لازم به ذکر نیست که در هرجای این طبقات جانِ عزیز بازیکن به انتها برسد بازی به پایان می‌رسد.

احتمالا با وجود این همه تاس در بازی تصور کرده‌اید که بازی خیلی شانسی است. البته که اینطور نیست و با وجود قابلیت‌های مختلف می‌توان تاس‌ها را دست‌کاری کرد که اهمیت انتخاب درست قابلیت‌ها در طی بازی را بسیار بالا می‌برد. همچنین تاس‌های مشکی در بازی وجود دارد که به نوعی وحشی یا Wild هستند و می‌توانید آنها را با سوزاندن دو تاس رنگی بدست آورید و گره از کار خود باز کنید. خلاصه که شانس در این بازی از جنس Post Luck است ومی‌توان تا حدود خوبی آن را در بازی کنترل کرد. البته که هیچ‌گاه در طول بازی اهمیت تاسِ بالا کم‌رنگ نمی‌شود، ولی همانقدر که چالش‌های بازی تصاعدی است، روند رشد کاراکتر هم همینطور است: ماجراجو بازی را با یک شخصیت بی‌تجربه و خام شروع می‌کند و در طی بازی و با غور بیشتر در دخمه، قدرت و قابلیت‌های جدیدی پیدا می‌کند و کم‌کم مغز پخت می‌شود. مغز پخت شدنی که ارزش آن همه چالش را داشته.

وان دک دانجن تلاشی است برای گنجاندن چیزهای زیبایی که در یک دخمه‌گردی کمپینی ممکن است وجود داشته باشد، در یک دسته کارت و تعدادی تاس! همین دلیلی شده بر این که این بازی از هر چیز خوبی که در این سبک پیدا می‌شود یک قاشق داشته باشد: اندکی کشف، اندکی شگفتی، اندکی چالش، اندکی درگیری، اندکی سیستم ارتقا، اندکی رویارویی نهایی، اندکی همکاری و البته اندکی (یا حتی حجم خوبی) از تخیل! و این ویژگی بازی‌های تک نفره است که قوه‌ی تخیل را به کار می‌اندازند و بازیکن را از پشت میز بلند کرده و او را در آستانه‌ی باز کردن یک در چوبی در میانه‌ی یک دخمه‌ی سنگی قرار می‌دهند. تصمیم دیگر با بازیکن است که فرار کند یا برقرار بماند…


مشخصات بازی

  • تعداد بازیکن ۱-۲ نفر
  • زمان بازی ۳۰-۴۵ دقیقه
  • مناسب برای ۱۴ سال به بالا

عاشق بردگیم هستم و اعتقاد دارم بازی برای همه است!

پس یک ماموریت دارم: گسترش علاقمندان بازی‌های رومیزی!