در این مقاله بازی رومیزی Lancaster را معرفی می‌کنیم که یک بازی در سبک Worker Placement از طراح معروف ماتیاس کرامر است و در دوران جنگ‌های انگلستان و فرانسه در قرن پانزدهم جریان دارد.

 

اغلب یوروگیم‌ها سقفی برای میزان تقابل بین بازیکنان قائل هستند و تلاش می‌کنند تا این تقابل مستقیم نباشد و نهایتا بازیکنان فقط راه همدیگر را ببندند و کمی مانع پیشروی یکدیگر شوند. اما بازی‌هایی هم هستند که شیر فلکه‌ی تقابل را کمی بازتر می‌کنند و بازیکنان را بیشتر به جان هم می‌اندازند. مانند همین بازی لنکستر که بازیکنان را در جایگاه لُردهای عصر فئودال انگلستان قرار می‌هد و زمین بازی را محل تاخت و تاز شوالیه‌های درجه‌دارشان!

هِنری پنجم شاه انگلستان و یکی از بلندپروازترینِ آنها بوده. با طرح نقشه‌ی حمله به فرانسه و اشغال آن، هِنری از ارباب‌های انگلستان می‌خواهد که به او بپیوندند و شوالیه‌های خود را در اختیار او قرار دهند. حالا شما در نقش این لردها، تلاش می‌کنید با اخذ مالیات و سربازگیری از شهرهای مختلف خود را در نظر شاه بیشتر عزیز کنید و شوالیه‌های ارزشمندتان را برای اهداف او به جنگ با فرانسه اعزام کنید.

سبک اصلی بازی همان کارگرگذاری (در اینجا شوالیه‌گذاری!) است که در آن بازیکنان با ارسال شوالیه‌های خود به قسمت‌های مختلفی از زمین بازی تلاش می‌کنند منابعی بدست آورند و به غفلت نخورند. اما لنکستر در تمام بخش‌های این مکانیزم از خود نوآوری نشان می‌دهد. اول اینکه شوالیه‌های شما ارزش یکسانی ندارند و قدرتشان از ۱ تا ۴ متفاوت است. این تفاوتِ قدرت جایی مهم می‌شود که بدانید هر خانه‌ای روی زمین بازی قدرت مشخصی لازم دارد، مثلا در جاییکه قدرت ۲ می‌خواهد نمی‌توانید شوالیه‌ای با قدرت ۱ بفرستید.

دیگر اینکه بازی در زمینه‌ی منابع بسیار مینیمال طراحی شده و کل چیزهایی که از زمین بازی نصیبتان می‌شود عبارتند از: سکه، ارباب و شوالیه‌های بیشتر! سکه که همان پول رایج بازی است، ارباب (مهره‌های سفید) به درد افزایش قدرت شوالیه‌ها می‌خورد (مثلا شوالیه با قدرت ۱ همراه دو ارباب قدرتش می‌شود ۳). شوالیه‌های بیشتر هم یعنی دریافت شوالیه‌ی جدید و یا ارتقای شوالیه‌های قبلی (مثلا آپگرید شوالیه‌ی قدرت ۲ به قدرت ۳).

و اما سومین و مهم‌ترین ویژگی این بخش این است که بر خلاف دیگر بازی‌های سبک کارگرگذاری که بازیکنان با سریع‌تر قرار دادن کارگر در یک خانه و به شکل «من زودتر!» راه بقیه را سد می‌کنند، اینجا شما حتی می‌توانید شوالیه‌ی دیگران را از خانه‌ای بیرون بیندازید به این شرط که قدرت شوالیه‌تان از او بیشتر باشد. و این راهکاری ده‌ها برابر جذاب‌تر از کارگرگذاری ساده است چرا که حالا چندین لایه به عمق تصمیمات بازیکن اضافه می‌کند: «اینجا برم یا اونجا؟‌با ۱ برم یا با ۲؟ نزنه پرتم کنه بیرون؟ میخای اصلا با ۳ برم؟ آخ آخ نه ۳ رو که برای اونور میخوام…»  و بعد همین جاست که اهمیت و نقش مهره‌های ارباب مشخص می‌شود، بازیکنان می‌توانند با خرج کردن ارباب‌های خود با یک شوالیه‌ی سطح پایین خانه‌ای را بزور از چنگ بازیکن دیگر درآوردند و یا خانه‌ای که به ناحق از چنگشان درآمده را باز پس بگیرند.

جدای از درگیری و کشمکش بازیکنان سر خانه‌های ارزشمند بازی در قسمت بالایی نقشه، یک درگیری و کشمکش دیگر هم با دشمن فرضی بنام فرانسه در قسمت پایینی نقشه دارند. در این قسمت نیروهای انگلستان در دو جبهه با فرانسوی‌ها می‌جنگند و بازیکنان هم می‌توانند با فرستادن شوالیه‌های خود به این جنگ‌ها در پایان هر دور افتخار (=امتیاز)  کسب کنند، البته به شرطی که جمع قدرت شوالیه‌هاشان در آن نبرد از بقیه بیشتر باشد. البته دشمن فرضی هم بیکار نیست و اگر جمع قدرت شوالیه‌های بازیکنان در نبردی از زور فرانسه کمتر باشد جنگ ادامه پیدا می‌کند و تبدیل به تلاقی برای شوالیه‌های بازیکنان می‌شود و آنها را با خود به سواحل فرانسه می‌کشد (و قاعدتا بازیکن را در دور بعد از داشتن آنها محروم می‌کند).

اگر تصور می‌کنید شیر فلکه‌ی تقابل و تعامل بازی در همین حد باز شده در اشتباهید. لنکستر در کنار این سیستم تند و تیز، یک بخش تعاملی دیگر هم دارد و آن بخش قانون‌گذاری است. در هر دور از بازی ۳ قانون به رای گذاشته می‌شود که تصویب یا لغو هرکدام با رای بازیکنان مشخص می‌شود. این قوانین مسائل ساده‌ای مثل امتیاز برای بیشترین شوالیه و یا چند سکه بیشتر برای کسی که جنگ کرده را شامل می‌شود، چیزی که این مکانیزم را پیچیده می‌کند خود بازیکنان هستند که با بحث و ترغیب دیگران به رای دادن یا ندادن تلاش می‌کنند اندک امتیازی برای خود بخرند و یا اندک امتیازی را جیب دیگری ببُرند. علاوه بر این هر بازیکن می‌تواند رای خود را با مهره‌های ارباب شارژ کند و در نظر داشته باشید که مهره‌ها و سکه‌ها در پشت دیواره‌ی قلعه‌ی هر بازیکن مخفی از دید است. به شکل جذابی این بخش با وجود سادگی فراوان و معمولی بودن قوانینِ مطرح‌شده،  لایه‌ای از دیپلماسی و زد و بند را به بازی اضافه می‌کند و جایگاه لنکستر را از حد یک بازی کارگرگذاری جذاب به یک بازی تعاملی بسیاااار جذاب ارتقا می‌دهد.

با وجود چند راه اندک برای امتیازگیری (و نه یک آش امتیاز مثل دیگر بازی‌ها) لنکستر انتخاب دیگری برای بازیکنان به جز جفت پا رفتن در دل یکدیگر باقی نمی‌گذارد. حتی سیستم ارتقای قلعه هم عایدی دندان‌گیری برای بازیکن نیست و باید دلش را به دریا بزند و شوالیه‌های عزیزتر از جانش را به اینسو و آنسوی قلمرو بفرستد تا بلکه مقبول در این راه پر از استرس و وصله‌ی ناجور شود!

چه چیزی این بازی را برای من ویژه کرده؟

لنکستر یکی از عجیب‌ترین معجون‌هایی است که از دنیای بازی‌های سبک اروپایی (به خصوص بازی‌های ساخت آلمان) چشیده‌ام. با وجود قوانین ساده و اجزای اندک و بدون انباشتن بازی با چوب و سنگ و آجر، طعمی که در نهایت در دهان باقی می‌گذارد فراتر از یک یوروگیم معمولی است. در تمام زمان‌هایی که لنکستر بازی کرده‌ایم بازیکنان در ابتدا با کمی خجالت همدیگر را از خانه‌ها بیرون می‌انداختند و زیر لبی عذرخواهی هم می‌کردند، اما هرچه بازی پیش می‌رودشمشیرها هم بیشتر از رو بسته می‌شود و شوالیه‌ها با لگد از خانه‌هایشان به سمت صاحبشان شوت می‌شوند و دندان‌ها برای هم تیزتر می‌شوند.

لنکستر مثل یک میدان مبارزه یا آرنا است که بازیکنان در آن در چند جبهه به رویارویی با هم می‌پردازند و خودِ بازی مانند شاهی است که در جایگاه ویژه‌اش نشسته و با لذت این درگیری و کشمکش را نگاه می‌کند و هر از گاهی با ملایمت پشت دست خود می‌زند و بازیکنان را تشویق به تقابل بیشتر می‌کند. هر چه بیشتر شاه راضی‌تر!

مشخصات بازی

  • تعداد بازیکن: ۲-۵ نفر
  • زمان بازی: ۶۰ دقیقه
  • مناسب برای: ‌۱۰+ سال

 

عاشق بردگیم هستم و اعتقاد دارم بازی برای همه است!

پس یک ماموریت دارم: گسترش علاقمندان بازی‌های رومیزی!