پیشگفتار

برای یه بردگیم باز، سال از ماه آگوست با شروع نمایشگاه Gen Con در آمریکا آغاز میشه و اواخر ماه اکتبر با اتمام نمایشگاه Essen در آلمان به پایان میرسه. این ۳ ماه خوراک سرگرمی تمام سال رو تامین می‌کنه؛ انگار که از خواب زمستانی بیدار می‌شی (گر چه با تاخیر!). البته که باقی سال هم در به در این هستی تا به هر راهی که هست، بالاخره دستت به بازی‌های مورد نظرت برسه، امتحانشون کنی – بعضا بازی‌ها رو ببلعی – به این امید که ناامید نشی و همونی باشن که انتظارش رو داشتی.

photoتالار ورودی، بیرون سالن اصلی نمایشگاه جن کان. منبع: Geek Dad

 

ما هم در رومیز، طبق سنت سال گذشته، قرار گذاشتیم که هر کدوم در مورد بازی‌ای حرف بزنیم که بیش از همه در انتظارش بودیم و هستیم. و اگه در نمایشگاه حضور داشتیم، قبل از هر چیز به غرفه ناشر سر می‌زدیم، بازی رو می‌خریدیم و در حالی که سرمون رو بالا گرفتیم، بازی رو زیر بغل می‌زدیم و با وقار خاصی سالن نمایشگاه رو متر می‌کردیم…

مقدمه

 

در بازی کارآگاه: یک بردگیم جنایی مدرن (Detective: A Modern Crime Board Game) قرار بر این است که نه تنها معمای ۵ پرونده را حل کنید، بلکه ارتباط بین این ۵ پرونده را هم کشف کنید. شما وارد هزارتویی از رمز و رازهای کهن خواهید شد، در حالی که پرده از رمز و راز جرم و جنایت‌هایی امروزین برخواهید داشت. می‌توانید به تنهایی در این مسیر گام بردارید، یا با دیگر کارآگان همراه شده و با آنها «همکاری» کنید. امید آن است که هر چه سریع‌تر به نتیجه برسید، پیش از این که جرم و جنایت دیگری رخ دهد. پرونده‌ها در ابتدا غیرمرتبط به نظر می‌رسند ولی در ادامه وقایع پرده از راز بزرگتری برخواهند داشت… شما نقش یک کارآگاه در قرن بیست و یکم را بازی نمی‌کنید، شما واقعا یک کارآگاه هستید.

بر خلاف مطالب قبلی در معرفی بازی‌ها، ما در این مطلب در مورد روند، نحوه و مکانیسم‌های بازی چندان صحبت نخواهیم کرد. می‌پرسید: “پس دیگه چی باقی می‌مونه؟!”

تجربه بازی

بازی کارآگاه رو آنباکس می‌کنید، بعداز این که دقایقی رو به یادگیری قوانین و ستاپ اولیه می‌گذرونید، شروع می‌کنید به بازی کردن. چند دقیقه بیشتر نگذشته که غرق در داستان بازی شدید، قوانین رو به کل فراموش کردید، انگار که قوانین از ابتدا بدیهی و بخشی از «شغل» شما بودند. نه تنها قوانین رو از یاد بردید که به کل فراموش کردید دارید بازی می‌کنید. شما یک کارآگاه قرن بیست و یکمی هستید و دارید کار خودتون رو انجام میدید. چند ساعتی می‌گذره، پرونده، چه با موفقیت چه با شکست، به پایان میرسه. سرتون رو بالا میارید، روی میزی که پشت آن نشسته‌اید کوهی از یادداشت می‌بینید؛ یادداشت‌هایی که در طول این چند ساعت برای حل پرونده برداشته‌اید. به یاد می‌افتید که ساعت رو چک کنید و حالا است که تازه متوجه میشید چند ساعتی گذشته و شاید که خورشید هم در این فاصله غروب کرده…

photoایگناسی تروویچک (وسطی) و بازی‌ای که چند سال اخیر به طراحی اون مشغول بوده.

 

پایگاه داده آنلاین آنتارس

در کنار بازی وب سایتی وجود دارد با نام Antares (به فارسی «کژدم دل» که در اصل نام یکی از درخشان‌ترین ستاره‌های آسمان است). شما در این سایت می‌تونید برای مثال اثر انگشت مظنونین رو تطبیق بدید، بازجویی‌شون رو بخونید، سابقه کیفری اونا رو ببینید و اظهارات شاهدین رو بررسی کنید. محتوای وب سایت تنها به متن هم محدود نمیشه، مثلا ممکنه ویدیویی در رابطه با پرونده مورد نظرتون تماشا کنید که داده‌های جدیدی برای حل معما به شما میده.

قبل از این که به فغان بیایید که دوست ندارید کنار بردگیم شما، اپلیکیشن، وب سایت و کلا هر آن چیز دیجیتال وجود داشته باشه و تازشم اگه ناشر ورشکست شد دیگه اون وقت نمیشه بازی کرد! باید بگم که خود جناب ایگناسی، طراح بازی و بنیان گذار نشر پورتال (ناشر بازی)، این قول را داده‌اند که هر اتفاق غیرمنتظره‌ای که بیفتد مطالب سایت رو در دسترس عموم خواهند گذاشت. مهم‌تر این که در طول یک سال و نیم پلی تست بازی، از وب سایت استفاده نشده و مطالب سایت به صورت ساده‌تری، شما فرض کنید PDF، در دسترس بازیکنان قرار داشته. در مورد این که اصلا پس چرا این وب سایت وجود داره هم کمی صبر کنید، به زودی به این هم خواهیم رسید.

 

شکستن دیوار چهارم

طبق تعریف ویکی پدیای فارسی: “دیوار چهارم در هنر اصطلاحا به دیوار نامرئی گفته می‌شود که بین هنرپیشگان و تماشاگران وجود دارد. هنگامی که هنرمندان روی صحنه، از خود حرکتی نشان دهند که به منزله درک آنان از «حضور تماشاگران» باشد، اصطلاحا دیوار چهارم شکسته شده است. شکستن دیوار چهارم می‌تواند بخشی از نمایشنامه هم باشد، مثلاً به این شکل که بازیگران در حین نمایش متوجه شوند که در یک «نمایش» یا توطئه اسیر هستند و سعی در کمک گرفتن از تماشاگران کنند.” اگه فیلم «ددپول» رو دیده باشید، دقیقا می‌دونید درباره چه چیزی دارم صحبت می‌کنم.

‌می‌پرسید: ‌”اینایی که گفتی چه ربطی به بردگیم کارآگاه داره؟” باید بگم که شما برای حل پرونده‌ها می‌تونید (و باید) از هر منبعی استفاده کنید. برخی اوقات با نام شخص، مکان یا واقعه‌ای تاریخی (شاید هم تخیلی) مواجه میشید که درباره‌اش ممکنه اطلاعات چندانی نداشته باشید. اینجا است که باید در گوگل اون نام رو جستجو کنید. احتمالا به صفحه‌ای در ویکی‌پدیا خواهید رسید و اطلاعاتی به دست خواهید آورد که در حل پرونده راهگشای شما خواهند بود. در کنار گوگل و ویکی‌پدیا سایت «آنتارس» هم به کمک شما خواهد آمد. همه اینها با هم شما را هر چه بیشتر از پیش در دنیای داستان غرق خواهند کرد. این که اتفاقات واقعی تاریخی در بازی حضور دارند، هر چه بیشتر شما را به این باور می‌رساند که واقعا یک کارآگاه هستید (حداقل در طول زمان بازی).

سخن آخر و پیشنهاد

در مورد تجربه بازی تا جایی که امکان داشت به طور مبسوط صحبت کردیم. از طرفی در صحنه‌هایی از جلسات بازی که دیدم، برخی از یک وایت برد برای یادداشت برداری و ارتباط دادن وقایع به یکدیگر استفاده می‌کردن، یکی دیگه لپتاپ خودش رو به تلویزیون بزرگی وصل کرده بود تا نتیجه جستجوها (در واقع تحقیقاتش) رو بازیکنان دیگه بتونن ببینن و بررسی کنن. در توضیح تجربه بازی بسیاری به سریال‌هایی مثل «سی‌اس‌آی» (C.S.I) اشاره می‌کردن. توضیح این که CSI مخفف واژهٔ Crime Scene Investigation به معنای «تحقیقات صحنه جرم» است و سریال سی‌اس‌آی یکی از پرطرفدارترین و پربیننده‌ترین سریال‌های آمریکایی در سال‌های گذشته است. در واقع بازیکنان تجربه بازی کارآگاه رو با ایفای نقش در سریال سی‌اس‌آی مشابه می‌دونستن. از طرف دیگه ادغام موضوعات تاریخی با موضوعات خیالی در داستان‌گویی کارآگاه من رو به یاد ژانر «تاریخ بدیل» می‌اندازه. ژانری از داستان نویسی که با نگاه به تاریخ به نگارش درمیاد و زیرمجموعه ژانر علمی-تخیلی است.نزدیکترین مثال از این ژانر که در دنیای بازی به ذهنم می‌رسد، مجموعه بازی‌های «فرمان و تسخیر» (Command & Conquer) است.

در نهایت این رو بگم که اگر دنبال بازی‌ای هستید که یک ساعتی شما را سرگرم کند، در حالی که دارید در مورد خاطرات اسنپ و تپسی صحبت می‌کنید، خیر! «کارآگاه» بازی مورد نظر شما نیست. ولی اگه می‌خواید دنیای اطرافتون رو چند ساعتی فراموش کنید و پا به دنیایی بدیل بگذارید که در آن نقش یک کارآگاه رو دارید به «کارآگاه» خوش آمدید. بازی‌ای در سبک همکاری برای ۱-۵ نفر که هر کدام از ۵ پرونده آن ۳ ساعتی شما را در دنیای خود فرو خواهد برد.

 

 

پیوندهای مرتبط

 

آغاز آشنایی‌اش با دنیای بازی‌های رومیزی از زمانی شروع میشه که روی بازی‌های استراتژیک آنلاین کار می‌کرده. دورانی که «تراوین» در اوج محبوبیت خودش بوده. در مصاحبه‌ای طراح بازی تراوین منبع الهام خودش رو بازی «کاتان» اعلام می‌کنه. سوال پیش میاد که کاتان دیگر چیست و مگه جز مونوپولی و ریسک بازی فکری دیگری هم داریم؟ همین سوال به ظاهر ساده، سرگرمی و بلکه هم زندگی‌اش رو یکسره تغییر میده…