مقدمه

از قدیم‌الایام تو خونه‌هامون ابزاری داشتیم برای اینکه بازی کنیم. می‌دونین؟ اون ابزاری که پنجاه و دو تا کارت داره در دو رنگ سیاه و قرمز، در چهار طرح قلب، لوزی، برگ شبدر و قلب برعکس‌ِ دسته‌دار. بیشتر از هر چیز، آن بازی چهار نفره تیمی بود که وقتمون رو می‌گرفت و بزرگترها رو حرص می‌داد که بفهمیم «نفر سوم باید بالاترین کارتش رو بازیکنه.» ولی این بازی مال زمان‌هایی بود که مهمون داشتیم، وقت‌هایی که مهمونی در کار نبود و تنها بودیم، می‌شستیم و بازی‌های یک نفره‌ بازی می‌کردیم. بازی‌هایی که نمی‌دونم چرا بهشون می‌گفتیم «فال». این دست بازی‌ها آرامش بخش بودن و کافی بود دسته کارت‌ها رو بُر بزنیم و شروع کنیم که ببینیم چه امتیازی می‌گیریم. البته فکر کنم برای همین بود. آهان یادم اومد چرا می‌گفتیم فال، چون قبل از بازی نیت می‌کردیم و اگه می‌تونستیم امتیاز کامل بازی رو بگیریم، گویی نیتی که داشتیم برآورده می‌شه. این لایه خرافی اضافی باعث می‌شد بازی تکراری و قابل پیش‌بینی که همه هزار بار بازی کردیم، باز هم جذابیت داشته باشه که امتحانش کنیم. وگرنه بازی در اوج سادگی بود و خیلی حضور بازیکن توش پر رنگ نبود.

حالا خیلی کار درست شدیم و دیگه اینجور بازی‌های ساده و از-پیش-قابل-محاسبه رو آدم حساب نمی‌کنیم. امروز ولی می‌خوام راجع به بازی شهرزاد صحبت کنم که یادآور اون فال‌های یک نفره و آرامش‌بخش قدیمه.

 

قصه‌های الکی

در بازی تک نفره شهرزاد، در حقیقت فقط از یک دسته ۲۲ تایی کاشی درسته شده. قوانین بازی بسیار ساده‌ست و توضیح دادنش حدود یک دقیقه طول می‌کشه. بازی کردنش‌ هم بیشتر از ده دقیقه نیست. موضوعیتش هم ربط خاصی به داستان‌ شهرزاد نداره. البته که هر کدام از این کاشی‌ها به تصویر یکی از قصه‌های مشهور شهرزاد مزینه، ولی خب این تصاویر و قصه‌ها هیچ تاثیری در روند بازی ندارن و در حقیقت فقط برای زیبایی استفاده شدن. اطلاعات مهم در حقیقت رنگ‌ها و اعداد روی کارت‌ها هستن که اهمیت دارن.

photoشخص شخصی خانم شهرزاد قصه‌گو هستن که در آخرین کارت بازی خودنمایی می‌کنن

 

طراح بازی، ゆお ژاپنیه که سال‌ها در شاخه مهندسی سیستم‌ها فعالیت داشته و از سال ۲۰۱۳ که متوجه جذابیت بازی‌های رومیزی می‌شه، میزنه تو کار طراحی سیستم‌های آنالوگ (اسمی که خود ゆお برای بازی‌های رومیزی استفاده می‌کنه)، و بازی‌های زیادی طراحی می‌کنه که اکثرا تو بازار ژاپن پخش می‌شن. تو بیشتر بازی‌های این طراح نشانه‌هایی از تفکر سیستماتیک‌اش دیده می‌شه.

 

 

بیا فالِت بِگیرُم

کاشی‌های بازی شهرزاد، از پنج رنگ تشکیل شدن و اعدادی روی هر کاشی نوشته شده که از صفر تا ۲۲ ادامه داره. روش بازی هم خیلی خیلی آسونه، کافیه کاشی‌ها رو بُر بزنین، یکی از کاشی‌ها رو وسط میز رو کنید و دو کاشی هم برای دستتون بردارید. در هر نوبت از بازی، شما یکی از این دو گزینه رو دارین:‌ الف) یک کاشی از دستتون بازی کنین ب) یکی از کاشی‌های روی زمین رو بردارین و از دستتون یک کاشی جاش بذارین. در آخر نوبتتون هم حتما باید یک کاشی جدید بردارین و اینکار رو اونقدر ادامه می‌دین تا همه کاشی‌ها تموم بشه. کاشی‌ها می‌تونن بصورت ستونی یا ردیفی کنار هم چیده بشن.

photoچیدمان نمونه بازی، ستونی تا چهار ستون و ردیفی به شکلی که کارت‌ها با دو کارت ستون کناری تماس داشته باشن

 

اگه یکم صبر داشته باشین قول می‌دم به جاهای جذاب‌ ماجرا برسم. بازی در طی دو راند بازی می‌شه که خیلی شبیه همدیگه هستن و تنها فرقشون اینه که در طی فرآیند امتیازدهی راند اول بازی، تعدادی از کاشی‌ها از بازی حذف می‌شن و به راند دوم نمی‌رسن. امتیاز دهی هم خیلی آسونه. اول ایرادات چیدمانی که دارین رو پیدا می‌کنین؛ الف) اگه کاشی‌ای باشه که عددش بزرگتر از کاشی‌‌های سمت راستی‌ش باشه؛ ب) هر کاشی‌ای که طی یک مسیر خطی از اولین (چپ‌ترین) ستون به آخرین (راست‌ترین) ستون راه نداشته باشه به پشت برمیگرده. کاشی‌هایی که برگشته نه تنها امتیاز منفی دارن بلکه برای راند دوم هم از بازی حذف می‌شن. حالا که حذفیات رو انجام دادیم می‌ریم سراغ امتیاز دهی و برای بزرگترین گروه از کارت‌های هر رنگ امتیاز می‌گیریم. مثلا اگه سه کارت زرد چسبیده به هم،‌ بزرگترین گروه کارت زرد باشه، بهمون سه امتیاز می‌ده.

همه این‌ها رو گفتم تا بگم با یک بازی بسیار آرامش‌بخش، ساده و هوشمندانه طرف هستیم. بازی‌ای که می‌تونی تو ژرفای فکر‌هات غرق بشی و ببینی که ساعت‌هاست پشت سر هم داری بازی می‌کنی. تازه دو نفره هم می‌شه که خیلی جذاب نیست. مگر اینکه با قوانین امیر بازی کنین و در کل طول زمان بازی هیچ حرفی با همدیگه نزنین. اونموقع‌است که با یکی از سخت‌ترین بازی‌های همکاری مواجه خواهید شد. این بازی‌ رو به آدم‌هایی که همش دارن یک تیکه کاغذ خط‌خطی می‌کنن،‌ یا تسبیح به دست دارن، یا سیگار می‌کشن یا حتی ناخن می‌خورن خیلی پیشنهاد می‌کنم.