مقدمه

دسته‌ای از بازی‌های رومیزی، بر خلاف موج عمومی بازی‌ها که اکثرا راجع به جنگ و جادوگر و نابودی و بدبختی و خون و انفجار هستن، سراغ موضوعات خلاقانه‌تر میرن. به عنوان مثال قبلا بازی‌های توکایدو، تاکِنُکو و پاور گرید رو معرفی کرده بودم. امروز قراره راجع به یک بنای مذهبی-تاریخی واقع در بارسلونا صحبت کنم. بنایی که از سال ۱۸۸۳ ساختش شروع شده و قراره که اگه خدا بخواد تا سال ۲۰۲۶ به اتمام برسه. همون‌طور که حدس زدین دارم راجع به «باسی‌ْلیکا ای تِمْپْلِ اِکْسْپیاتوری دِ لا ساگرادا» صحبت می‌کنم. خدا بیامرز آنتونی گاوْودی پانزده‌ سال آخر عمرش رو وقف ساخته‌شدن این کلیسا کرد و آخرش هم جونش رو داد به پدر/پسر/روح‌القدس. معماری ساگرادا فامیلیا با اینکه در دوره هنر نو بود، اما به قول سر نیکولاس برنارد لئون پسنر، گاوْودی فراتر از چهارچوب‌های زمانه گذاشته بود. از اونجایی که دلیل اصلی حضور همه شما در این سایت، گوش دادن به نظرات من در مورد تاریخ هنر و مباحثی از این دسته! بیشتر از این پر حرفی نمی‌کنم و پیشنهاد می‌کنم به چشم جان نیوش کنید و بعد از اینکه فک‌هایتان را از کف زمین جمع نمودید، ادامه مقاله رو مطالعه کنید تا کمی هم راجع به بازی ساگرادا صحبت کنیم.

پنجره، پنجره، پنجره‌ها، وا شده روی عاطفه‌ها؛

photoصفحه بازیکنان در بازی ساگرادا

در بازی ساگرادا، بازیکنان سعی دارن تا با استفاده‌ از تاس‌های رنگی‌رنگی و زیبایی که در اختیارشون گذاشته می‌شه، یکی از پنجره‌های معروف کلیسای ساگرادا – که منطقا ازین پنجره‌ها داره – رو بسازن؛ یا به زبونی که ما راحت‌تر می‌فهمیم، بیشترین امتیاز رو بگیرن. بازی ساگرادا از دسته بازی‌های Pool Drafting محسوب می‌شه. یعنی یک مشت «چیز» میریزیم وسط و هر بازیکن به نوبت یکی از اون «چیز»ها رو برمی‌داره. از این دسته، زیر شاخه‌هایی هم در آمده مثل Card Drafting و Dice Drafting. منطقا اگه در یک بازی آن «چیز» تاس باشه، می‌تونیم بهش بگیم Dice Drafting. این موضوع رو می‌شه به Golabi Drafting، Jumanji Drafting و Movafaghiat Drafting هم تعمیم داد؛ اگر آن «چیز»ی که به نوبت توسط بازیکن‌ها انتخاب می‌شه جومانجی، گلابی و موفقیت باشه. دوستانی که با مثال‌های آورده شده هنوز هم لب کلام رو در مشت ندارن، می‌تونن برای دریافت مثال‌های بیشتر مبلغ چهارصد هزار تومان (معادل یک یورو) رو به شماره حساب ۳۴۳۴ بانک ملی ایران، شعبه اسکان واریز کنن.

خیلی هم خوب. این بازی چه فرقی برای ما داره با بازی‌های دیگه؟ خیلی آسونه، و به خاطر زیباییه بی‌اندازه‌ش جلوی هر کسی که بذاریم جذبش می‌کنه. دیگه چی می‌خواین؟

می‌دونم کیلومتر‌ها از موضوع اصلی بحث دوریم، ولی می‌شه برگشت. داریم راجع به ساگرادا حرف می‌زنیم. اون هم بازی رومیزی ساگرادا. در این بازی، هر بازیکن با رعایت قوانینی ساده و هوشمندانه، باید از تاس‌هایی که در هر راند بازی ریخته می‌شه انتخاب کنن و به بخشی از صفحه بازی خودشون اضافه کنن. بازی در طی ده راند انجام می‌شه و در هر راند هر بازیکن، دو نوبت بازی می‌کنه. تاس‌های گوگولی و ظریف بازی، در پنج رنگ مختلف هستن و منطقا با ریخته‌شدنشون، اعداد یک تا شش رو ممکنه داشته باشن. اولا که توجیه خیلی با نمکی که بازی برای «ایجاد ارتباط بین تم و مکانیسم‌های بازی» آورده، اینه که عدد روی تاس‌ها نشان‌دهنده روشنی یا تیرگی شیشه‌هاست. یعنی تاس یک روشن‌ترین و تاس شش تیره‌ترین نوع شیشه‌است.

 

 

قاعده‌ای که هی راجع‌بهش حرف می‌زنم و نمی‌گم چیه، اینه که شما هیچوقت نمی‌تونید تاس‌های همرنگ، یا هم‌عدد رو کنار هم بگذارید؛ همین. بازی قوانین هوشمندانه‌اش رو اینطور ادامه می‌ده که شیوه امتیازدهی خاصی داره؛ خاص که… به جای اینکه برای همیشه بگن که فلان حالت بهتون امتیاز می‌ده، دسته‌ کارت‌های «انواع امتیاز‌دهی» داریم و هر بار که بازی می‌کنیم سه عدد از این کارت‌ها رو می‌شن و کمی به بازی‌های مختلفمون تنوع می‌دن. خب این خیلی عالیه.

photoزیبایی را از پنجره‌های رنگی‌رنگی ساگرادا بخواهید

در ادامه تلاش‌های موفق ساگرادا برای اینکه بازی از یکنواختی در بیاد، اینه که کارت‌هایی در نظر گرفته شده که شما می‌ذارین درون صفحه بازی‌تون (همون پنجره‌ها) که قواعد و محدودیت‌های بیشتری رو براتون بوجود میاره. خونه‌هایی هست که اعداد خاصی از تاس‌ها می‌تونن قرار بگیرن و همینطور خونه‌هایی که رنگ‌های خاصی رو می‌خوان. این باعث دو موضوع می‌شه. یکی اینکه بسته به تاس‌هایی که در هر راند از کیسه در میان، انتخاب‌های شما خیلی حساس‌تر می‌شه و اگه حواستون به بازی دیگران باشه، خیلی راحت می‌تونین سیستم همدیگه‌ رو کاملا بهم بریزین.

نکته بعدی اینه که این صفحات متنوع، می‌تونه باعث بشه بازی برای بعضی بازیکن‌ها سخت‌تر از دیگران باشه. اولا که خودتون از بین چهار گزینه‌ای که اول بازی بهتون داده می‌شه ازین صفحات انتخاب می‌کنین. پس هیچکس نمی‌تونه غر بزنه که شرایطش از دیگران بدتر بوده. دوم اینکه هرچی صفحه‌ای که انتخاب می‌کنین سخت‌تر باشه، تعداد ژتون کمکی که اول بازی می‌گیرین بیشتره. حالا این ژتون‌های کمک به چه درد می‌خوره؟ اول هر بازی کارت‌هایی رو می‌کنیم که باهاش می‌شه تغییرات خارق‌العاده‌ای تو روند بازی ایجاد کرد. مثلا می‌شه تعدادی تاس رو دوباره ریخت، یا از تاس‌هایی که قبلا از بازی خارج شدن استفاده کرد. خلاصه این کارت‌ها، ژتون‌های کمک و روند استفاده کردنشون، خیلی بازی رو متنوع، عمیق و پر هیجان می‌کنه. پیشنهاد می‌شه آقا، پیشنهاد می‌شه.