بازی‌های زیادی هستند که در طول زمان دوام نمی‌آورند و به مرور از هیاهو و جذابیت اولیه‌ای که داشتند کاسته می‌شود و کم‌کم حتی ممکن است به فراموشی سپرده شوند. در مقابل آن بازی‌هایی هستند که مثل فرش هرچه بیشتر پا می‌خورند ارزشمندتر می‌شوند. یکی از این باز‌ی‌ها که مدتی هم هست که در رتبه‌ی یک بازی‌های خانوادگی بردگیم‌گیک جا خوش کرده، بردگیم «عجایب هفتگانه» یا همان 7Wonders است که در سال ۲۰۱۰ عرضه شد و از همان ابتدا هم محبوب شد و کلی هم جایزه درو کرد.

دوست داشتید شما هم حاکم سرزمینی بودید و رهبری مردم و تمدنتان را برای رسیدن به افتخار و برتری به عهده می‌گرفتید؟ در این بازی این فرصت را دارید تا رهبری یکی از ۷ شهر بزرگ دنیای باستان را بر عهده بگیرید و با جمع‌آوری منابع، توسعه‌ی تجاری، و برتری نظامی، پوز مخالفان را خاکمالی کنید. و خب یک تمدن باستانی که بدون عجایب نمی‌شود. پس یک هرمی، باغ معلقی، چیزی بسازید تا ضمیمه‌ی رزومه‌تان شود و بعد از آن همه شما را به عنوان مخوف‌ترین رهبر دنیای باستان بشناسند.

برای اینکه بیشتر با این بازی کارتی آشنا شوید باید دو جور خلاصه برایتان بگویم. اول خلاصه نحوه‌ی بازی: از ابتدا تا انتهای بازی (۳ راند ۶ نوبته) کل کاری می‌کنید این است که از یک دسته کارت که دارید یکی را انتخاب کنید و باقی را رد کنید به نفر بغل دستی (و قاعدتا از نفر قبلی خودتان یک دست کارت جدید بگیرید). همین! البته این که «همین» چقدر می‌تواند مغز و روح و ژن شما را بخراشد و به تقلا وادارتان کند را جلوتر توضیح می‌دهم.

خلاصه‌ی دوم مربوط می‌شود به روند بازی: در طول بازی شما با انتخاب همان کارت‌ها تمدنتان را از چند جنبه گسترش می‌دهید. بعضی کارت‌ها به شما منابع اولیه (مثل چوب، سنگ، آجر، کاغذ، شیشه و …) می‌دهند، برخی دیگر به درد داد و ستد و پول جیرینگی می‌خورند، بعضی برای افزایش علم، و بعضی هم برای افزایش قدرت نظامی به کار می‌آیند. در طول بازی همزمان با گسترش تمدن، هر بازیکن بعد از جور کردن منابع لازم می‌تواند در چند مرحله عجایب مملکت خودش را هم بسازد. گسترش تمدن تا دور سوم بازی (عصر سوم تمدن‌ها) ادامه پیدا می‌کند و سپس تمام دستاوردهای درخشان شما تبدیل به امتیاز می‌شود تا برنده‌ی بازی را مشخص کند.

«عجایب هفتگانه» یک بازی خانوادگی و در سبک بازی‌های اروپایی یا Euro Games است. که به آن معنی است که هیچ بازیکنی تا انتهای بازی نمی‌بازد و از بازی خارج نمی‌شود. بلکه همه تا آخر بازی حضور دارند و در انتهاست که با شمارش امتیازات برنده مشخص می‌شود. دیگر اینکه در این سبک بازی‌ها، همیشه مقدار مشخصی شانس وجود دارد که باعث می‌شود تا تمام بازیکنان، فارغ از سن و تسلطشان به بازی، امکان بُرد داشته باشند. اما «عجایب هفتگانه» یک تفاوت با بسیاری از یوروگیم‌های دیگر دارد و آن هم تعامل بالای بازیکنان با هم است. به خصوص با همسایه‌ها! در این بازی کشورهای همسایه (نفرات سمت چپ و راست هر بازیکن) نقش مهمی در بازی دارند. بعضی وقت‌ها ساخت یک کارت به منبعی احتیاج دارد که ممکن است شما آنرا نداشته باشید و آن وقت می‌توانید در ازای دو سکه‌ی ناقابل از همسایه قرض کنید. البته این جنبه‌ی خوب همسایگی است، مثل گرفتن پیاز و سیب‌زمینی در واقعیت!

جنبه‌ی بد همسایگی این است که ممکن است همسایه شما ناگهان در انتهای عصر دوم بازی، کارت نظامی بازی کند. که البته لزوما به معنای اعلام جنگ نیست، ولی حسش مثل این است که شما بدانید که همسایه‌ی دیوار به دیوارتان توی خانه سه قبضه کلاشینکف و یک شات‌گان نگه می‌دارد! خب شما هم یا باید با حالتی فرهیخته‌وار این قضیه را بی‌خیالی رد کنید و یا با دستپاچگی چهار کلاشینکف و دو شات‌گان تهیه کنید که شب با خیال راحت (از برتری تسلیحاتی خودتان) سر بر بالین بگذارید. وجه نظامی در این بازی به همین شکل است. بازیکنی که در پایان هر عصر، به لحاظ نظامی از همسایگانش برتری داشته باشد امتیاز نظامی دریافت می‌کند. همسایگی در این بازی خیلی جنبه‌های دیگر هم دارد؛ مثل اینکه ممکن است شما با کارتی که بازی می‌کنید به ازای پیشرفت‌های علمی همسایگان پول یا امتیاز بگیرید. خلاصه اینکه نوع بازی همسایه‌ها در این بازی روی بازی هر بازیکن اثر می‌گذارد.

یکی از تجربه‌های دلچسب بازی (که ممکن است تا مدتی فراموش نشود) تصمیم‌گیری‌های سختی است که تقریبا از اواسط عصر اول بازی با آن روبرو می‌شوید.

تصور کنید که ۷ کارت می‌رسد دستتان که همه آن‌ها را می‌خواهید. تمامشان به درد می‌خورند و هرکدام یکی از بدبختی‌های تمدن نوپای شما را بهبود می‌بخشند. دل‌تان می‌خواهد همه را داشته باشید ولی تنها باید یک کارت را انتخاب کنید. زیر لب بد و بیراهی می‌گویید و بعد از من من کردن یکی را انتخاب می‌کنید که درست قبل از بازی کردنش متوجه می‌شوید منابعش را ندارید! اینبار بلند بد و بیراه می‌گویید و با خشم سراغ انتخاب دوم می‌روید که تازه متوجه می‌شوید یکی از کارت‌هایی که خیلی تحویلش نگرفته‌اید اتفاقا خیلی هم به دردتان می‌خورد. با دستی لرزان و نامطمئن آن کارت را انتخاب می‌کنید و باقی کارت‌ها را به نفر سمت چپ می‌دهید. نفسی می‌کشید و تکیه می‌دهید که تازه متوجه می‌شوید همان کارت اولی را می‌توانستید بسازید!

با ادامه‌ی بازی، کارت‌هایی که به دستتان می‌رسد کمتر و کمتر می‌شود، و شرایط مثل طنابی که دور گردنتان پیچیده شده باشد تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شود تا رویای نقشه‌ای که ریخته بودید را مجبور شوید با نقشه‌ی دوم و بعد سوم و بعد هم چهارم جایگزین کنید. اما در میانه‌ی این تقلا و کشاکش انتخاب، بازی گاها در کارت‌هایی که به شما دلیور می‌کند، گزینه‌هایی را قرار می‌دهد که لبخندی از رضایت روی لبانتان می‌نشاند و شما را به ادامه‌ی برنامه‌تان امیدوار می‌کند.

دلایل زیادی برای موفقیت «عجایب هفتگانه » وجود دارد: یکی اینکه بازی خیلی ساده‌تر از چیزی است که نشان می‌دهد. در عین حال در طول بازی ساده بودن خود را لو نمی‌دهد. کل بازی را راحت می‌توان توضیح داد و از همان عصر اول کم‌کم تمام بازیکنان مفهوم بازی را متوجه می‌شوند. در عین حال بازی لایه‌هایی دارد که با بیشتر بازی کردن می‌توان در آن‌ها ماهر شد، مثلا توجه به بازی همسایه‌ها، و حتی توجه به بازی همسایه‌ی همسایه‌ها که منجر به پیش‌بینی بازی خود همسایه‌ها می‌شود! یا استفاده از کارت‌هایی که در عصرهای دوم و سوم سودآورتر هستند و توجه به جزییات دیگری که در کارت‌ها موجود هستند. در کنار این‌ها زمان بازی عالی است: کلا نیم ساعت! چه با ۳ نفر چه ۷ نفر! اگر ایده‌های کمی قدیمی و از مد افتاده‌ی بازی را ندید بگیریم (مثل استفاده از پشت کارت‌ها برای پیشرفت عجایب، و یا شکل عجیب و درهم برهم چیدن کارت‌ها و …) «عجایب هفتگانه» با گیم‌پلی آسان، امکان ماهر شدن در بازی، راه‌های مختلف امتیازگیری، تعامل بالای بین بازیکنان، سرعت بالای بازی، تم جذاب و چشمگیر، و تعداد بالای بازیکن، تمام گزینه‌های لازم برای یک بازی خانوادگی کامل بودن را در اختیار دارد.

 

پ.ن: به نظرتان می‌شود طوری بازی کنم که روی بازی همسایه‌ی سمت چپی اثر بگذارم که این باعث تاثیر روی همسایه او شود و بعد روی همسایه‌ی بعدی اثر بگذارد و به همین شکل تا همسایه‌ی سمت راستی من متاثر از بازی من بازی کند؟ هوووم… (و خوشحال از ایده‌ی درخشانش به افق خیره می‌شود)