چطوری کتابچه قواعد بازی خودمون رو بنویسیم؟

مجموعه مقالات ویژه‌ی مسابقه طراحی بازی - قسمت ششم

به مناسبت فراخوان مسابقه طراحی بازی، سلسله مطالبی خواهیم داشت عمدتاً برگرفته از سایت Leaugue of Game Makers. این قسمت به قلم Seth Jaffee، سرگروه تیم توسعه Tasty Minstrel Games.

تعداد آدمایی که مایلن برای پیدا کردن قوانین بازی شما توی اینترنت و سر در آوردن از نحوه انجام بازیتون وقت و انرژی صرف کنن، به شکل شرم آوری کمه و توقع این که آدما همچین کاری بکنن هم به همون اندازه شرم آوره. بازیکن ها باید بتونن به راحتی یه بازی جدید رو یاد بگیرن و دفترچه قوانین تنها رابطیه که تضمین می شه که دارن. افزایش ویدئوهای فوق العاده how-to-play و نقد و بررسی ها خیلی خوبه، اما به عنوان طراح نمی شه به اونها متکی باشیم که بازیکن ها ازشون بازی ما رو یاد بگیرن. خیلی از بازیها دفترچه قوانین ضعیف، بدقلق یا بی مصرف دارن. اگر انتظار داریم که مردم واقعا بازیای ما رو بازی کنن، نمی تونیم اجازه بدیم این روند ادامه پیدا کنه.

درست، اما راحت فهم

نوشتن قوانین مثل نوشته های فنیه- باید دقیق باشه و همه موارد رو پوشش بده. می شه قوانین رو با بیشترین اختصار نوشت، با پیروی از پروتکل های یه یادداشت فنی خوب مثل ” ارجاع به جای تکرار”؛ مثل کدنویسی.

اما یه مشکلی وجود داره: کاربرا با خوندن دستورالعملای فنی مشکل دارن. هیچ کس از خوندن دفترچه دستگاه پخش لذت نمی بره. هیچ کس واقعا درکش نمی کنه. در نتیجه خیلی وقتا پیش می آد که هیچ کس ندونه چه جوری ساعت این دستگاه ها رو تنظیم کنه.

به جاش مثلا می شه قوانین رو به صورت دوم شخص نوشت، انگار مستقیما با خواننده صحبت می کنید. نگید “هر بازیکن می گیره”، به جاش بگید “به هر بازیکن بدید”. نگید “بازیکنی که نوبتشه انتخاب می کنه”، بگید “تو نوبت خودتون انتخاب کنید” و الی آخر. این روش می تونه باعث ساده شدن زبان بشه و فهم خواننده خیلی آسون تر می شه.

انتخاب کلمات و همخوانی

در دفترچه قوانین باید خیلی مراقب زبان، انتخاب کلمات و همخوانی باشید. قوانین دستوری مهمن، چون اشتباه در اونها باعث از دست رفتن اعتماد آدم ها به شما می شه. شفاف و صحیح نوشتن بهترین راه برای اطمینان از اینه که خواننده متوجه می شه چی می خواید بگید.

واژگانتون باید سازگار باشن. استفاده از دو واژه مختلف برای یک چیز، یا یک واژه برای چیزهای مختلف منجر به سردرگمی می شه- این کار رو نکنید!

به طور مشابه، یکنواختی در علامت گذاری و رسم الخط به آدما کمک می کنه قوانین رو بهتر بخونن و بفهمن. ممکنه بخواید خیلی از واژگان بازی رو به شکلی ویژه (مثلا با حروف بزرگ) بنویسید. اما این کار ممکنه باعث خطا بشه و می تونه خوندن جملات رو هم سخت و آزاردهنده کنه. بعضی از طراحا، واژگان بازی رو در اولین مرتبه به صورت متفاوت (مثلا ‌bold یا italic) می نویسن، اما حتی شاید اون هم لازم نباشه.

غلط گیری

نیاز به گفتن نداره، اما بدید قوانینتون رو  دیگران بخونن. بیشتر از یه بار. توسط آدمای مختلف. اشتباهای خود آدم به سادگی از دستش در می رن و دنبال کردن چیزی که خودتون نوشتید راحته، چون می دونید چی می خواستید بگید. بدید یک نفر دیگه قوانینتون رو بخونه و اظهار نظر کنه که چی قابل فهمه و چی نیست.

از آخر به اول خوندن قوانین می تونه به شناسایی غلط های تایپی و املایی کمک کنه.

تصویر، تصویر و باز هم تصویر!

می گن یه تصویر به اندازه هزار کلمه می ارزه. هر چی از تصاویر بیشتری استفاده کنید بهتر. بهترین دفترچه های قوانین شامل تصاویری از همه اجزای بازی و همچنین مثال های تصویری هستن، هر جا که بشه.

ملاحظات

بعضی طراح ها ترجیح می دن از کاراکترهای بازیکن های فرضی برای توضیح مثال هاشون استفاده کنن. حواستون باشه که با اجتناب از این که فقط اسامی پسرونه انتخاب کنید، باعث نشید نیمی از مخاطبای بالقوه در برابر بازیتون موضع بگیرن.

سازمان دهی

سازمان دهی قوانین می تونه واقعا به بازیکنا کمک کنه بازی رو بهتر بفهمن. هر دفترچه قوانین باید شامل موارد زیر باشه:

1) مرور تماتیک (شامل نقش شما به عنوان بازیکن و هدفتون تو بازی)

2) اجزای بازی و setup

3) مرور بازی (شامل هدف نهایی شما و اونچه هر دور برای رسیدن بهش انجام می دید)

4) طرح کلی ساختار بازی

5) یک دور از بازی

6) پایان بازی

7) تعیین برنده

نوشتن برای خواننده های مختلف

در واقع سه دسته مخاطب وجود دارن که براشون قوانین رو می نویسید:

۱. بازیکنی که برای اولین بار به دنبال یادگیری بازیه

بازیکن جدید مهم ترین مخاطبه؛ باید مطمئن شید که قوانین رو دنبال می کنن و متوجه می شن و گرنه هیچ وقت نخواهند تونست بازیتون رو بازی کنن! همه اطلاعات بالا با هدف نوشتن برای بازیکناییه که بازی کاملا براشون جدیده.

۲. بازیکنی که دنبال اطلاعات مرجع می گرده 

اغلب، حتی وقتی می دونید یه بازی رو چه جوری بازی کنید، گاهی نیاز به مراجعه به بعضی اطلاعات مرجع پیدا می کنید. “هر بازیکن با چقدر پول بازی رو شروع می کنه؟” “تو بازی سه نفره به هر بازیکن چند تا کارت باید داد؟” ” چند تا کارت اژدها اگر رو بشه باید با اژدها بجنگیم؟” بهتره اطلاعات این شکلی رو یه جوری متمایز کنید- مثلا با قرار دادن توی یه کادر یا جدول- تا پیدا کردنشون رو برای بازیکنا، بدون خوندن کامل متن، آسون تر کنید. مثلا ننویسید “برای بازی های ۲ و ۳ نفره به هر نفر ۵ کارت و برای بازی های ۴ و ۵ نفره به هر بازیکن ۴ کارت بدید.” به جاش شبیه این بنویسید:

 – ۲ بازیکن: هر نفر ۵ کارت

 – ۳ بازیکن: هر نفر ۵ کارت

 – ۴ بازیکن: هر نفر ۴ کارت

 – ۵ بازیکن: هر نفر ۴ کارت

۳. بازیکن حرفه ای که دنبال سوراخ سمبه های بازی می گردن

درسته که قوانین رو مشخصا برای یه قانوندان بازی نمی نویسید، بهتره مطمئن شید که قوانینتون از چنین بررسی های موشکافانه ای سربلند بیرون می آد. همونطور که قبلا گفتیم قوانین باید همه موارد رو پوشش بدن. اگر ممکنه موقعیتی پیش بیاد که تو قوانین نیومده، ممکنه بازیکنا نتونن بازی رو ادامه بدن. چنین موارد خاصی رو همینجوری رها نکنید. یه موقعیت حتی اگر تو هزار بار تست بازی پیش نیومده باشه، حالتای استثنائی بالاخره پیش می آن. یه دفترچه قوانین خوب این حالت های خاص رو هم پوشش می ده.

 

مقاله‌ای که خواندید برگرفته بود از Following rules is hard, writing rules is harder! که می تونید در این پیوند ملاحظه کنید.