اینیش: شاهِ شاهان ایرلند

ماه ریسک: بازی‌های کنترل منطقه - قسمت دوم

سال‌ها پیش از قحطی بزرگ ایرلند، پیش از نگارش «کتاب کیلز»، پیش از ورود «سن پاتریک»، و حتی پیش از رسیدن رومی‌های باستان به سواحل، ایرلند محل جنگ و ستیزه بود. مردمان بسیاری فریفته جنگل‌های انبوه، دشت‌های سرسبز و رودهای پرآب این سرزمین بودند.

بالا، راست: شیشه کاری از سن پاتریک، حامی مقدس ایرلند. بالا، چپ: «کتاب کیلز» نسخه خطی و تذهیب شده عهد جدید.
پایین: یادبود قحطی بزرگ ایرلند در دوبلین. این قحطی در قرن نوزدهم جان یک میلیون نفر را گرفت و یک میلیون نفر دیگر را مجبور به مهاجرت کرد.

 

در میان این مردمان، ایزدان و هیولاها نیز حضور داشتند. نبردها و  مهاجرت‌های این مردمان در افسانه‌های ایرلندی به یادگار مانده است. افسانه‌هایی سرشار از جادوهای عجیب و اسرار غریب، به مانند «گذرگاه ساحلی غول پیکر».

گذرگاه ساحلی غول پیکر با تعداد ۴۰ هزار ستون سنگی به هم پیوسته در شمال شرقی ایرلند، که بر اثر فوران آتشفشان در دوران باستان به وجود آمده است.

 

در بردگیم «اینیش» – واژه‌ای کهن به معنای شاهنشاه – دو تا چهار نفر از شما، مردمان اولیه ایرلند را هدایت خواهید کرد. «اینیش» شما را به ادوار اساطیری ایرلند برده، با پهلوانان شرزه، اشیای سحر شده و چشم‌انداز زیبای مه گرفته. در میان متحدان شما جنگجویانی همچون «کوهولین» حضور خواهند داشت و اسبانی شکل گرفته از «کف دریا» به اختیار شما خواهند بود. این ابزارها همگی کارت‌هایی هستند که به دست خواهید گرفت.

«کوهولین» پهلوان نامدار ایرلندی شباهت‌های بسیاری به رستم دارد. از فرزند کشی گرفته تا نحوه‌ی مرگ.

 

 

هدف از بازی

سه راه برای پیروزی در بازی «اینیش» وجود دارد:

– سرکردگی: در قلمروهای مختلف حداقل بر شش عدد از نیروی حریفان برتری عددی داشته باشید.

– سرزمین: در شش قلمرو مختلف حضور داشته باشید.

– مذهب: نیروهای شما در قلمروهایی حضور داشته باشند که مجموعاً حداقل شش «مکان مقدس» در این قلمروها وجود داشته باشد.

در صورتی که هر کدام از شرایط بالا تحقق پذیرد، شما پادشاه کبیر ایرلند لقب گرفته، و برنده بازی خواهید شد.

نمایی از کارت‌ها و صفحه بازی «اینیش»

یک دور از بازی

در ابتدای هر دور از بازی «کارت کشی» (Card Drafting) صورت می‌گیرد. هر کدام از بازیکنان چهار کارت کشیده، یکی را انتخاب کرده و سه کارت دیگر را به نفر بعد می‌دهند. کارت کشی در بازی‌های دیگر، از «سوشی گو» گرفته تا «عجایب هفتگانه»، وجود داشته. ولی کارت کشی در «اینیش» یک تفاوت کوچک و در عین حال بسیار مهم با دیگر بازی‌های مشابه دارد. به این صورت که پس از گرفتن سه کارت از دیگر بازیکن، شما برخلاف دیگر بازی‌ها از بین آن سه کارت، یکی را انتخاب نمی‌کنید. بلکه کارت پیشین که انتخاب کردید را در کنار آن سه گذاشته و از میان این چهار کارت، دو کارت انتخاب می‌کنید و دو کارت را به نفر بعدی می‌دهید. به این ترتیب، حتی کارتی که دفعه پیش انتخاب کرده‌اید را می‌توانید از دست خود خارج ساخته و به نفر بعدی دهید. حالا دو کارت از نفر قبلی گرفته و از میان این دو و دو کارتی که پیش از این انتخاب کرده‌اید، سه کارت را برداشته و آخرین کارت را به نفر بعدی می‌دهید. به این ترتیب حق انتخابی برای کارت آخر وجود نخواهد داشت، بلکه کارت آخر را صرفاً از نفر قبلی تحویل می‌گیرید.

پس از پایان مرحله کارت کشی، بازی در آن دور، از نفر اول – بازیکنی که در پایتخت نیروی بیشتری داشته و به آن مسلط است – آغاز شده و هر بازیکن در نوبت خود یکی از این سه کار را انجام خواهد داد:

– بازی کردن یک کارت و انجام کارهای نوشته شده روی کارت. با کارت‌ها کارهای مختلفی می‌توان انجام داد: اضافه کردن نیرو، جابجایی نیروها، ساختن اماکن مقدس، ساختن قلعه، کشف قلمروهای جدید و …

– پاس دادن

– اعلام بدست آوردن یکی از شرایط پیروزی و گرفتن ژتون موسوم به مدعی (Pretender Token)

نمونه کارت‌های بازی «اینیش»

پایان بازی

در صورتی که یکی از بازیکنان ژتون مدعی را گرفته باشد، هر کدام از دیگر بازیکنان یک نوبت فرصت دارد تا شریط پیروزی را از مدعی بگیرد. در صورتی که هیچ کدام از بازیکنان دیگر نتوانند شرایط را تغییر دهند، مدعی، پیروز بازی است. در صورتی که بیش از یک بازیکن مدعی پیروزی باشد، بازیکنی برنده است که دو یا سه شرط پیروزی را داشته باشد. در حالتی که همچنان مدعیان تعداد شرایط پیروزی یکسانی را برآورده کرده باشند، بازیکنی که بر پایتخت مسلط است، برنده بازی است. در نهایت، اگر هیچ کدام از مدعیان در تعداد شرایط پیروزی از دیگران پیشی نگرفته باشد و هیچ کدام از مدعیان هم بر پایتخت مسلط نباشند، می‌بایست ژتون‌های خود را پس داده و بازی را از دور جدید ادامه دهند که تنها یک نفر پادشاه پادشاهان خواهد بود.

جز نحوه جنگیدن در بازی، تمامی مواردی که می‌بایست برای شروع بازی بدانید در خطوط بالا گفته شد. چرا که اصل بازی کارت‌هایی است که بازی می‌کنید، و کارکرد هر کدام، بر روی خود کارت نوشته شده است.

صفحه بازی «اینیش» از نمای نزدیک

پس چه چیزی در مورد «اینیش» خاص است؟

احتمالاً بعد از خواندن سطرهای بالا با خود فکر کرده باشید که: “همه‌ی اینا رو من بارها و بارها در بازی‌های مختلف دیدم. پس این بازی چه نکته خاصی داره که جذابش می‌کنه؟!» نکته همین جا است که – از تصویرسازی بدیع و بکر بازی که بگذریم – اینیش نمونه بارز اصطلاح «سهل و ممتنع» است. با این که مکانیسم‌های بازی همگی آشنا، یا بهتر است بگویم تکراری، هستند، «تجربه بازی» کاملاً با موارد مشابه، برای مثال بردگیم Blood Rage، کاملاً متفاوت است. یکی از دلایل این تجربه متفاوت، تغییرات کوچکی است که در مکانیسم‌های آشنا داده شده است (برای مثال نحوه «کارت کشی» در بازی در قیاس با بازی‌های مشابه).

از طرفی ،گول ظاهر فریبنده و زیبای بازی را نخورید که استرس در این بازی بسیار بالا است. معمولاً بازی در حالی به پایان می‌رسد که بیش از یک مدعی وجود دارد و حتی کسانی که مدعی نشده‌اند، تنها نیاز به یک نوبت لعنتی دیگر داشتند تا برنده بلامنازع بازی باشند. می‌پرسید: “چطور؟”

 

تاکتیک

«اینیش» به هیچ عنوان جزو آن دسته از بازی‌های استراتژی نیست که یک یا چند استراتژی برنده داشته باشد و شما با دانستن آن‌ها با خیال راحت حریفان خود را قلع و قمع کنید. خیر، تصمیمات شما در لحظه، با توجه به شرایط صفحه بازی، کارت‌های بازی شده و حدس شما در مورد کارت‌های در دست هر یک از حریفان و برنامه آن‌ها، سرنوشت بازی را تعیین خواهد کرد. به یاد داشته باشید که کارت‌ها در هر دور از بازی کمابیش یکسان بوده (کمابیش از این جهت که برای مثال در بازی چهار نفره، در ابتدای هر دور یکی از هفده کارت بازی را تصادفی، بدون این که ببینیم از بازی خارج می‌کنیم و با شانزده کارت باقی‌مانده بازی را ادامه می‌دهیم. شاید آن کارتی که از بازی خارج شده، دقیقاً کارتی است که شما می‌خواستید). با دقت به وضعیت صفحه بازی و کارت‌های بازی شده، تا حد خوبی می‌توانید برنامه بازی حریفان و به تبع آن کارت‌های دست آن‌ها را حدس بزنید. خیلی از اوقات یک تصمیم اشتباه نه تنها در مورد کارتی که بازی می‌کنیم، بلکه در انتخاب زمانی که آن کارت را بازی می‌کنیم، نتیجه بازی را تغییر خواهد داد.

 

در اهمیت پاس دادن یا همان بلوف زدن

در بازی «اینیش» یک دور در صورتی به پایان می‌رسد که همه‌ی بازیکنان پاس دهند. پس اگر شما زمانی که می‌دانید دیگران قصد بازی کردن دارند، با هوشمندی پاس بدهید، می‌توانید بر روند بازی مسلط شوید. چرا که دست حریف از کارت خالی شده و شما با توجه به شرایط صفحه بازی، بی‌مزاحمت تک تک کارهای مورد نظرتان را انجام می‌دهید. ولی به خاطر داشته باشید که دیگران در صورتی که متوجه برنامه خبیثانه شما شوند، به سادگی همگی پاس می‌دهند. به این ترتیب دور جدیدی از بازی شروع شده و کارت کشی از ابتدا انجام می‌شود. حالا دیگر بازیکنان برنامه شما را می‌دانند و اجازه نمی‌دهند کارت‌های مورد نظر شما به دستتان برسد.

 

داستان‌های حماسی

کارت‌های سبز رنگ، کارت‌های عادی هستند که در مرحله «کارت کشی» در ابتدای هر دور بدست می‌آوریم. کارت‌های قرمز، کارت‌های حماسی و کمیاب بازی، و یک بار مصرف هستند.

به جز کارت‌هایی که در زمان «کارت کشی» بدست می‌آوریم، کارت‌های «داستان حماسی» هم بدست خواهیم آورد. این کارت‌ها، همان‌طور که از نامشان پیداست، بسیار قدرتمند بوده و ممکن است در زمان مناسب شرایط بازی را به کل تغییر دهند. در عین حال این کارت‌ها در بین راندهای بازی از بین نمی‌روند، بلکه آن‌قدر در دست ما باقی می‌مانند تا آن‌ها را بازی کنیم (یک بار مصرف هستند). نکته این جا است که عمدتاً برای بازی کردن این کارت‌ها می‌بایست شرایطی محقق شود. برای مثال من تنها در صورتی می‌توانم کارت را بازی کنم که دیگری به من حمله کند (نه من به دیگری). از آن جایی که کارت‌های «داستان حماسی» بسیار قدرتمند هستند، خیلی از اوقات بازیکنان استراتژی‌های خود را با شرایط بازی کردن کارت وفق می‌دهند. مثلاً در مورد مثال قبلی، من شرایط چینش نیروهای خود را به گونه‌ای تغییر می‌دهم که دیگران ترغیب یا ناچار به حمله به نیروهای من شوند.

و اما تصویرسازی

یک بار دیگر به تصویرسازی‌های کارت‌های بازی، به ویژه کارت‌های «داستان حماسی»، دقت کنید. بی‌اغراق هر کدام یک شاهکار هنری است. بدون این که بخواهم وارد جزییات بشوم، این سبک و سیاق از تصویرسازی، برگرفته است از «هنر سلتی». سلت‌ها یک گروه از قبایل «هندواروپایی» بودند که در قرن چهارم پیش از میلاد از آسیای صغیر تا بریتانیا را در دست داشتند. دلیل انتخاب این سبک هم این است که، فضای داستانی بازی هم برگرفته از «اساطیر سلتی» است.

مطالعه بیشتر در مورد سلت‌ها، تاریخ، هنر و اساطیر آن‌ها را به خواننده علاقه‌مند واگذار می‌کنم که از حوصله این مقاله خارج است. تنها به ذکر این نکته اکتفا می‌کنم که «جیم فیتزپاتریک» (Jim Fitzpatrick) آرتیست بازی، چهره‌ای است شناخته شده در سنت هنری سلتی-ایرلندی.