بسی رنج بُردم در این سال سی

تمدن سازی معرفی و بررسی بازی Through the Ages

مقدمه

خیلی‌ها وقتی با دوستانشون جمع می‌شن، می‌شینن به گپ زدن. بعضی‌ها هم ترجیح می‌دن با فاز Dota دوستاشون رو سرگرم کنن. من به شخصه ترجیح می‌دم یک کیسه بزرگ سبزی بگیرم و با دوستام برم بشینم دربند و سر روش‌های مختلف پاک کردنشون دعوا کنم. ولی خب بعضی‌ هم برای سرگرمی با اطرافیانشون بردگیم‌ها رو انتخاب می‌کنن. خب این خیلی عالیه. حالا از این دسته از آدم‌ها، بعضی‌ها هستن که خیلی فاز بازی‌های رومیزی رو می‌گیرن و دوست دارن وقتشون رو به یک بازی سنگین، پر فکر و طولانی اختصاص بدن. درسته هم تعداد آدم‌هایی که انقدر حوصله داشته باشن کمه و به جز اون، باید چندین و چند ساعت وقت خالی پیدا بشه و هماهنگی و هزار تا دردسر دیگه داره، ولی خب بدجوری هم به دردسرش می‌ارزه. حسی که آدم بعد از تموم کردن یک بازی هفت هشت ساعته داره، شبیه حس آرمسترانگه وقتی اولین قدم رو روی ماه گذاشت. شاید حتی یکم بهتر.

ولادا شواتیل طراح بازی Throught the Ages

بازی‌ای که امروز قراره راجع بهش حرف بزنم، یکی از آثار بی‌نقص استاد اعظم طراحی بردگیم، ولادا شواتیل‌ه که قبلا به شرح راجع بهش پر حرفی کردم. یک بازی ساخت تمدن که پوستتون رو می‌کنه. برای ساختن یک تمدن بی‌نظیر، دستتون رو می‌گیره و در طی سالیان در عمق تاریخ با خودش می‌بره. بازی Through The Ages: A New Story of Civilization یک بازی دو تا چهار نفره‌ست، که شاید بهتر باشه همین الان از دهن خودم بشنوین، حدودا ۱۰ ساعت طول می‌کشه…

 

کلیات، هدف و تجربه بازی

ببینین، بیاین واقع‌بین باشیم. خودتون هم می‌دونین که به هیچ عنوان نمی‌شه در طی یک مطلب نشست و ساز و کار یک بازی غول‌آسا مثل Through the Ages رو توضیح داد. مثل همیشه می‌ریم سراغ کلیات بازی ولی در جریان باشین که خیلی خیلی جزییات زیادی تو این بازی دست داره که نه من حوصله گفتشون رو دارم، نه شما حوصله شنیدنشون رو.

هر بازیکن در نقش یک تمدن باستانی بازی رو شروع می‌کنه و در طی بازی قدم به قدم مراحل مختلف تاریخ رو پیش میره تا نهایتا به یک تمدن امروزی تبدیل بشه. خب تو همین نقطه یکی از جالب‌ترین ویژگی‌های این بازی خودش رو نشون می‌ده، با این که همه چیز در این بازی از اتفاقات و شخصیت‌های تاریخی واقعی برداشته شده، در عین حال برای بازیکن‌ها جای خلاقیت رو باز گذاشته. یادتون میاد خیلی قدیما راجع به بازی Civilization نوشته بودم؟ تو اون بازی شما اول بازی باید انتخاب می‌کردین که چه کشوری هستین، و با توجه به اینکه چین رو انتخاب می‌کردین یا آلمان، سیر بازی به شکلی پیش می‌رفت که با اتفاقات تاریخی هم‌خوانی داشت. خب این خیلی‌ هم جالبه. در مقابل تو بازی Through the Ages، بازیکن‌ها یک تمدن مشخص رو انتخاب نمی‌کنن. در حقیقت ویژگی‌های همه در نقطه شروع بازی یکسانه. بازیکن‌ها در طی بازیشونه که با انتخاب‌هایی که می‌کنن به تمدنشون شکل می‌دن و با ابزارهایی که از لحاظ تاریخی صحیح هستن، یک قصه جدید می‌نویسن. می‌تونم اینجوری توصیفش کنم که اگه Civilization یک کاسه آش خوشمزه به شما می‌ده، Through the Ages مواد اولیه آش بعلاوه یک طرز تهیه قدیمی پاره پوره بهتون می‌ده که نصف نوشته‌هاش خوانا نیست و باید خودتون بعضی چیزا رو حدس بزنین. درسته که احتمال خوبی داره که نهایاتا یک کاسه آش افتضاح درست می‌کنین، ولی در عوض در طی درست کردن این آش بی سر و ته خیلی بهتون خوش می‌گذره.

مثل خیلی از بازی‌های دیگه، هدف بازی بدست آوردن بیشترین امتیازه. ولادای عزیز یک تصمیم قشنگ در اسم گذاری این امتیاز کرده. در طی بازی هرکاری که انجام می‌دین نهایتا به نوعی به امتیاز فرهنگی تبدیل می‌شه و این تعیین کننده برنده بازیه. ساخت و ساز، فعالیت دیپلماتیک، رقابت بر سر سرزمین‌های ناشناخته، جنگ، پیشرفت تکنولوژی و همه کاری که در طی این ۱۰ ساعت انجام می‌دین فقط برای تمدنتون یک سود داره؛ غنای فرهنگی.

بازی در طی چهار عصر انجام می‌شه که بازیکن‌ها در طی اونها با خریدن کارت‌های رهبران قدرتمند، معادن و زمین‌های کشاورزی، نیروهای نظامی، بناهای تاریخی، دانشگاه‌ها و مراکز علمی، کتابخونه‌ها و مراکز فرهنگی و مذهبی و حتی ایدئولوژی‌های نوین تلاش می‌کنن ظرفیت‌های تمدنشون رو افزایش بدن. ولی خب به همین سادگی‌ نیست، بکار گرفتن و مدیریت هرکدوم از این موارد پیچیدگی‌های زیادی داره که می‌تونه در طی چند نوبت شما رو از قدرت اول دنیا به رهبر شکست خورده‌ای که مجبور به استعفا شده تقلیل بده. نه نه، سعی ندارم با استعاره‌های بی‌نظیرم به فکر فرو ببرمتون، تو این بازی واقعا گزینه استعفا وجود داره. قشنگیش اینه که نیکسون نداره!

همونطور که گفتم، بعد از بدست آوردن کارت‌های مختلف، باید به مدیریت کردنشون هم فکر کنین. مکانیسم اصلی این بازی Action Point Allowance System ئه. شبکه رو عوض نکنین الان توضیح می‌دم. هر بازیکن تعدادی مکعب داره، هر کاری که تو نوبتش هم انجام می‌ده تعدادی از این مکعب‌ها رو مصرف می‌کنه. مثلا فرض کنین اول بازیه و من پنج عدد مکعب سفید دارم. اگه بخوام یک نفر به جمعیتم اضافه کنم باید یک مکعب خرج کنم. حالا می‌خوام اون آدم جدید رو به کتابخونه بفرستم تا برام علم بیشتری تولید کنه. برای این کار هم باید یک مکعب خرج کنم، ولی خب یک کارت خیلی خوب رو شده و برای خریدن اون کارت باید سه تا مکعب خرج کرد. این سیستمیه که بازی رو فوق‌العاده استراتژیک می‌کنه و باعث می‌شه که شما تقریبا از تمامی تصمیمات کوتاه مدت و دراز مدتی که می‌گیرین پشیمون بشین. تجربه من که این بوده!

تجربه بازی، خلاصه می‌شه تو صفحه‌ای که در طی بازی جلوتونه. یک صفحه پر از کارت و مکعب که در طی نوبت بقیه بازیکن‌ها بهش زل می‌زنین و فکر می‌کنین، چطور باید این وضعیت رو بهتر کرد؟ تمام تلاش بازیکن‌ها اینه که یک ماشین قدرتمند برای خودشون بسازن. یک تمدن که بهینه کار کنه، جمعیتش خوشحال باشن، منابع تلنبار نشن، برای اینکه به اهداف رهبرانتون برسین زیرساخت‌های لازم رو داشته باشین. شاید مجبور بشین برای رسیدن به یک ایدئولوژی جدید برای جامعه انقلاب کنین. ممکنه قدرت نظامی یکی دیگه از بازیکن‌ها باعث‌ بشه باهاش وارد گفتگو بشین و پیمان صلح ببندین. شاید هم چند نوبت بعد که شما هم کمی قدرت پیدا کردین این پیمان رو بشکنین و حتی اعلام جنگ هم بکنین. هر اتفاقی ممکنه بیوفته و این خیلی جذابه. هر تصمیمی که می‌گیرین، هر کارتی از دست می‌دین و هر اتفاق کوچک و بزرگی که توی بازی میوفته، می‌تونه خواب شب رو ازتون بگیره. ناخون خوردن، تکون دادن سریع ران پا، کندن موی سر، رها کردن زندگی شهری و سر به بیابان زدن، همه اتفاق‌هایی که می‌تونه برای بازیکن‌ها بیوفته. ولی خب هرچقدر سخت هم که باشه،‌ مثل فرود آوردن یک هواپیمای مسافربری می‌مونه، حس موفقیت غیر قابل جایگزینی بهتون می‌ده.

 

پی‌نوشت: خودتون هم می‌دونین که چقدر دوست دارم راجع به گرافیک، تصویرسازی و در کل آرت بازی‌ها پر حرفی کنم. ولی مثل اینکه دو دفعه‌ام رو جستم، ملخک. با اینکه ظاهر این بازی، چه از تصویرسازی و گرافیک و همه اینها خیلی منطقی و قابل قبوله، واقعا می‌تونم بگم اصلا برام مهم نیست. این اولین و شاید آخرین بازی‌ایه که این رو راجع بهش می‌گم، ولی انصافا اگه هیچ تصویری هم نداشت و اجزای بازی صد برابر از اینی که هستن کم کیفیت‌تر بودن، کوچکترین تاثیری برام نداشت. این تنها بازی‌ایه که اونقدر شما رو تو دل خودش می‌کشه که دوستاتون رو هم به زور می‌بینین، چه برسه به آرت بازی.

 

نقاط قوت

نقاط ضعف

همه اتفاقات بازی از لحاظ تماتیک معنی‌دارن. دقیقا مثل فیلم همشهری کین میمونه، با اینکه واقعا فوق‌العاده‌ست، ولی هیچکس ندیدتش. آخه ۱۰ ساعت؟
 هوشمندانه بودن قوانین
طراحی گرافیک فوق‌العاده ساده باعث می‌شه به راحتی بازی رو دنبال کنین
بازی سبک اروپایی با تعامل بالای بین بازیکن‌‌ها
بهترین بازی سبک تمدن‌سازی، اروپایی و خانواده بازی‌های استراتژی

 

پیشنهاد

این بازی رو به همه با حوصله‌ها توصیه می‌کنم. ولی خب یک سری تمرین پیش‌نیاز هم هست که می‌تونه بهتون کمک کنه.

۱. اول ۱۰ ساعت روی یک صندلی بشینین.

۲. حالا چند تا بازی رومیزی متنوع، سبک و سنگین، آسون و سخت بیارین و ۱۰ ساعت پشت سر هم اونها رو بازی کنین.

۳. حالا فقط یک بازی دو ساعته رو بیارین، و پنج بار پشت سر هم بازیش کنین.

۴. حالا یه گوله تو مخ خودتون خالی کنین.

۵. حالا سه نفر دیگه رو پیدا کنین که همه این مراحل رو گذرونده باشن.

۶. حالا ببینین این گروه آیا می‌تونن ۱۰ ساعت همدیگه رو تحمل کنن؟

۷. اگه مرحله ششم موفق بود، می‌تونین بازی رو شروع کنین. اگه نه، مرحله ۱ رو تکرار کنین.

 

اینو یادتون باشه، این بازی انقدر عالیه که به همه این زحمات می‌ارزه. همیشه دست یافتن به چیزهای بزرگ زحمت داره. این بازی هم مثل ساختن اهرام ثلاثه‌ست.

نظرات

12 نظر برای ”بسی رنج بُردم در این سال سی“

سلام اول از همه ازتون تشكر ميكنم بابت متن عالي كه نوشتين
ميخاستم ي راهنمايي ازتون بگيرم اون هم اين كه دنبال بازي هستم كه وقتي داري بازي ميكني با هم بازي هات بحث و گفت و گو تعامل و قدرت طلبي توش باشه بين اين بازي و بازي game of thronesموندم شما كدومش رو پينهاد ميكنين؟

محمدحسين ۸م تیر ماه ۱۳۹۶ پاسخ

سلام، از نظر من قطعا این بازی خیلی بهتره بین این دو تا گزینه. ولی حالا پیشنهاد می کنم بازی cosmic encounter رو هم امتحان کنی

امیر آئین ۸م تیر ماه ۱۳۹۶ پاسخ

خيلي ممنون از لطفتون حتما اين كار رو ميكنم
با آرزوي موفقيت هرروزتون

محمدحسين ۸م تیر ماه ۱۳۹۶ پاسخ

مرسی از متن خوبتون
هر چی من از سبک engine building خوشم میاد
گروه من از بازی های پیچیده این سبکی خوششون نمیاد
این بروبکس تیم ما به بازی های 2 ساعته میگن طولانی چه برسه به 10 ساعت !!!
خلاصه اینکه خوش به حال اونایی که میتونن بازی کنن (T__T)

بابک ۱۰م تیر ماه ۱۳۹۶ پاسخ

سلام . خواستم بدونم دو نفره این بازیم جذابیت داره

حبیب ۴م مرداد ماه ۱۳۹۶ پاسخ

سلام.
فکر نمی‌کنم اونقدر بد باشه ولی پیشنهادم ۳ یا چهار نفره‌ست.

امیر آئین ۵م مرداد ماه ۱۳۹۶ پاسخ

سلام خسته نباشید میخواستم بدونم تو ایران از کجا میشه این بازی رو تهیه کرد

علی ۱م شهریور ماه ۱۳۹۶ پاسخ

فعلا متاسفانه من جایی رو نمی‌شناسم…

امیر آئین ۲م شهریور ماه ۱۳۹۶ پاسخ

سلام به همگی
مرسی از متن خوبت دوست من
باید بگم در این بازی انگلیسی دونستن هم تاثیر زیادی داره چون کسی وقت نداره هم به بازی خودش فکر کنه هم کارتها رو برای من ترجمه کنه.
دیگه اینکه اگر‌ دو نفر با محل مناسب و آرام برای یک روز کامل تعطیل حاضر داریم با من میشین سه نفر و منم بازیو میارم که هم یاد بدم هم یاد بگیرم ! تجربه من میگه این بازی ۴ نفرش خیلی دیگه طولانی میشه و بهتره اول یاد بگیرید و بعد از ۸ یا ۱۰ بار بازی ۴ نفره امتحان کنید….یه‌ چیز مهم دیگه میز بزرگ و صندلی راحته که باید داشته باشیم !
اما واقعا این بازی سنگین دوست داشتنی و مرموز است !

نیما ۲۶م شهریور ماه ۱۳۹۶ پاسخ

سلام به همگی
مرسی از متن خوبت دوست من
باید بگم در این بازی انگلیسی دونستن هم تاثیر زیادی داره چون کسی وقت نداره هم به بازی خودش فکر کنه هم کارتها رو برای من ترجمه کنه.
دیگه اینکه اگر‌ دو نفر با محل مناسب و آرام برای یک روز کامل تعطیل حاضر داریم با من میشین سه نفر و منم بازیو میارم که هم یاد بدم هم یاد بگیرم ! تجربه من میگه این بازی ۴ نفرش خیلی دیگه طولانی میشه و بهتره اول یاد بگیرید و بعد از ۸ یا ۱۰ بار بازی ۴ نفره امتحان کنید….یه‌ چیز مهم دیگه میز بزرگ و صندلی راحته که باید داشته باشیم !
اما واقعا این بازی سنگین دوست داشتنی و مرموز است !

نیما ۲۶م شهریور ماه ۱۳۹۶ پاسخ

نظر شما؟