غولی که دیگه غول نیست.

گزارش تصویری رویداد "صبح جمعه با بردگیم"

من یه غولم!
غولا تنبلن. غولا زیاد اجتماعی نیستن. غولا معمولا کنج غارن. تو ممکنه که گرگینه باشی. یا یه جادوگر! یا حتی ممکنه یه آدم باشی!!!
من تو رو نمیشناسم. تا همین چند وقت پیش انتظارم بیشتر از این هم نبود. قاعدتا خیلی ها رو نباید بشناسم. (رجوع شود به غولیت من.)
صبر کن ببینم! یعنی ممکنه که از غولیتم کم شده باشه؟! چون دارم فکر میکنم که شاید تو رو بشناسم! یا به همین زودی ببینمت و در عرض پنج دقیقه با هم دوست بشیم!!! این اصلا با آرمان های غول بودنم هماهنگ نیست! (فریاد میزند و در پشت درخت کلفت و پهنی پنهان میشود.)

اما چی شد که اینجوری شد؟
اون قسمتش به کسی ربطی نداره.

بهتره ماجرای جمعه ی گذشته رو تعریف کنم. قرار شد که جمعه، بریم بازی کنیم. من بیشتر برای صبحونه و قهوه نقشه کشیده بودم. آخه غولا خیلی خوردن دوس دارن. قهوه که دیگه نگو! علیرضا ماها رو دور هم جمع کرده بود. ماها کیا بودیم؟ یه مشت غول و جادوگر و گرگینه و حتی آدم و خیلی موجودات دیگه. چه بازی‌ای؟ تا حالا پیکنیک رفتی؟ همون شکلی که تو پیکنیک هرکی یه غذایی میاره، اونجا هرکی با خودش بازی آورده بود.

 

DSC_0031

جنگ جهانی دوم روی میز!

 

کسی خوابش نمیومد. نور زیاد بود.

کسی خوابش نمیومد. نور زیاد بود.

 

سیاره‌ی سرخ

سیاره‌ی سرخ

 

و احتمالا معلوم نیست که توی سیاره‌ی سرخ چه اتفاقی داره میفته.

و احتمالا معلوم نیست که توی سیاره‌ی سرخ چه اتفاقی داره میفته.

غولا عاشق بازین. ولی خب متاسفانه غولا هم محدود به مکان و زمانن. همه ی بازیها رو نمیشه بازی کرد.

 

DSC_0026

 

کامبیز هم داره تبدیل میشه.

کامبیز هم داره تبدیل میشه.

 

عزیز دل من

عزیز دل من

از صبح تا عصر بازی کردیم و خوردیم و خندیدیم. کلللللی بازی، وافل، قهوه، پیتزا و …. (در رویای خود محو میشود.)

 

کامبیز تبدیل شد. من همچنان دارم با نور زیاد کشتی میگیرم.

کامبیز تبدیل شد. من همچنان دارم با نور زیاد کشتی میگیرم.

 

مثل همه ی جلسه های بازی دورهمی، بازم دوست پیدا کردم.
لعنتی! مگه ممکنه؟ من یه غولم! چه طور میشه این همه دوست پیدا کرده باشم؟ همش تقصیر بازیه.
لعنتی! من یه غولم؟

 

پس نوشت:

از همت گروه باهمزی خیلی متشکریم. همیشه از این کارا بکنید.

نظرات

5 نظر برای ”غولی که دیگه غول نیست.“

بهترینی آرش! هاهاها نور سرم رو اذیت می کنه! :))

علیرضا ۱۰م مرداد ماه ۱۳۹۵ پاسخ

مرسی که تشریف فرما شدید و از همایت شما خیلی ممنونم.

علیرضا ۱۰م مرداد ماه ۱۳۹۵ پاسخ

خیلی خوش گذشت. دستت مرسی. 🙂

آرش رنجبران ۱۰م مرداد ماه ۱۳۹۵ پاسخ

عالی بود

مهراد ۱۰م مرداد ماه ۱۳۹۵ پاسخ

نظر شما؟