روزی یه بازی – قسمت ششم

صبحانه با اجنه!

روزی یه بازی عنوان بخش نوروزی رومیزه که قراره تا پایان تعطیلات به صورت روزانه روی سایت قرار بگیره. هر قسمت یه بازی معرفی میشه. تمام بازیهایی که در این بخش معرفی میشن به نوعی در دسترس هستند، یا در فروشگاه ها، یا در کافه ها، یا نسخه چاپ کن بازی کن و یا به صورت نسخه دیجیتالی.

 

امیر: من یه نیمرو… شماها چی؟

امیر آیین: قهوه لطفا

کامبیز: منم فقط قهوه لطفا… مرسی!

امیر: قهوه هم شد صبونه؟

کامبیز: خب تو داری نیمرو میگیری دیگه چه كاریه!؟

امیر: اون مال خودمه! خیلی هم گرسنه ام خودم!

کامبیز: عجب بخیل بی خیری هستی تو!

پیشخدمت: خب راستش…

امیر: حالا فوقش اجازه بدم ته بشقابو نون بمالی بخوری!

کامبیز: آقا ببخشید… لطفا كنار چایی من یه كارد چنگال اضافه هم بذارید. تیز باشن بی زحمت!!

پیشخدمت: بله حتما… فقط عرض كنم كه…

امیر: اوهوه! میخای مثل گابلین بركفست سر صبحانه بجنگی؟ هااهاا

امیر آیین: گابلین چی چی؟

کامبیز: صبحانه با اجنه منظورشه… خوبه خودم بهت معرفیش كردم حالا!

امیر: حالا هرچی… نیمرو واس خودمه!

امیر آیین: چجوری هست این صبحانه با اجنه حالا؟

کامبیز/امیر: خیلییییی باحااله!!

کامبیز: تو بگو…

امیر: نه خودت بگو…

کامبیز: نه به هر حال تو بزرگتری ، بگو!

امیر: منظورت چیه؟ میخای بگی پیرم؟؟؟

کامبیز: خب سنی اره دیگه… حالا كاری نداریم كه عقلی چند سالته!!

پیشخدمت: معذرت میخام آقایون…

امیر: وایسا آقا یه دقه بینم چی میگه این… مثه تو خوبه فقط هیكل گنده كردی؟؟

امیر آیین: اااااه… بسه دیگه … نخواستم بگین اصلا!

امیر: بذار بگم … ببین اینجوریه كه یه سری جن هستیم تو بازی كه نشستیم دور میز صبحانه بخوریم. چهارتا كارت هم اون وسط روی میزه كه یا غذاس یا سلاح! هركی توی نوبتش میتونه یا یكی از اون كارتها برداره، یا یكی از كارتهای دستش رو بازی كنه.

pic2394293

کل بازی ۶۰ تا کارت بیشتر نیست

 

پیشخدمت: دوست عزیز من یه نكته ای رو میتو…

امیر: اجازه بده عزیزم دارم صحبت میكنم… باحالیش به اینه كه كلا دو تا كارت میتونی داشته باشی. توی هر دستت یه كارت! در واقع كارتها رو مثل كارد چنگال میگیری دستت! همه هم میبینن دست همو! تازه یه سری كارتها هم هست كه روش نوشته دو دستی! یعنی اگه اونو بخای برداری باید با جفت دستات بگیریش و كارت دیگه ای نمیتونی داشته باشی!

کامبیز: یعنی مثلا اگه هشت پا باشی میتونی هشت تا كارت بگیری دستت!! هااار هااارررر هووووررر

امیر: شوكولات! تو آمیب هم نیستی چه برسه به هشت پا!

امیر آیین: خب بعد چجوری بازی میكنی؟

امیر: هیچی هر نوبت یا یه كارت میكشی از وسط (اگه دست خالی داشته باشی) یا یه كارت غذا از توی دستت بازی میكنی كه یعنی مثلا خوردیش و رفته توی خندق بلات، یا اینكه از غذای یكی دیگه میدزدی! البته به شرطی كه سلاحت از سلاح اون طرف قویتر باشه! تو هنوز داری میخندی؟

کامبیز: هرررر هاااررررر ههوووووررر

pic2391004

کارتها سه جورن: یا غذان که باید بخوری یا سلاحن که باهاش غذای دیگران رو می دزدی و یا کارت ویژه هستن

 

امیر آیین: خب چرا باید اصلا غذای هم رو بدزدیم؟

امیر: چون امتیاز غذاها فرق میكنه! مثلا استیك ٥ امتیازه ولی تخم مرغ ٢ امتیاز!

پیشخدمت: ببخشید منم همینو میخ…

امیر: سلاحاش خیلی بامزس، قاشق و ملاقه و ماهیتابه و ایناس! یا مثلا چوب دستی كه از اون سلاحاس كه اگه برش داری دستت پر میشه و چیز دیگه نمیتونی برداری!

کامبیز: بگو كه یه سری كارتهای ویژه هم داره كه روی همه یا روی یه بازیكن خاص اثر میذاره، مثلا طرف باید كل دستشو بسوزونه و اینا…

امیر: چه عجب یه حرف درست حسابی زدی تو!… اره در كل خیلی بازی بامزه ایه. توی كیك استارتر بود و همونجا نسخه چاپ كن بازی كن هم گذاشته بودن. خیلی هم سادس، یه حسی میده كه انگار واقعا دارین سر صبحونه دعوا میكنین! مثل الان كه شما دو تا گشنه دارین سر نیمروی من میجنگین! هااهاا

پیشخدمت: جناب من همینو میخام بگم یه ساعته… راستش ما تخم مرغمون تموم شده! قهوه یا چای؟

امیر:….!؟!؟!؟؟

کامبیز/امیر آیین: هااااارررر هرررررر هوووورررررر

 

 

گابلینز برک فست

۲-۶ نفر (با دو دست کارت ۶-۱۰نفر)

۱۵ دقیقه

نسخه چاپ کن بازی کن

قوانین بازی (انگلیسی)

نظرات

4 نظر برای ”روزی یه بازی – قسمت ششم“

سلام
جالب بود
ممنون

محمد ۱۲م فروردین ماه ۱۳۹۵ پاسخ

مشتاق شدم بازي كنم ؛البته گرسنه هم شدم😃
ممنون.

هدي ۱۲م فروردین ماه ۱۳۹۵ پاسخ

وقتی می گین چاپ کنیم دقیقا منظورت روی چیه که چاپ کنیم چون روی کاغذ اصلا دلچسب نیست!

پوریا ۴م اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ پاسخ

من داشتم کارت های بازی و ترجمه میکردم که به یه مشکل بر خوردم
معنی این جمله یعنی چی؟
a character attacked by the really big stick discards all cards not taken by the attacker

bamdad ۱م اسفند ماه ۱۳۹۵ پاسخ

نظر شما؟