در این مقاله بازی رومیزی Wyatt Earp را معرفی می‌کنم که یک بازی کارتی با تم وسترن است و در فهرست بهترین بازی‌های سال گذشته‌ی من هم بود.


در ۲۶ اکتبر سال ۱۸۸۱ میلادی، راس ساعت سه بعد از ظهر یک درگیری مسلحانه بین گروه تبهکاری موسوم به گاوچرون‌ها و گروهی از مردان قانون در یکی از شهرهای مرزی ایالت آریزونا در گرفت و با اینکه تنها ۳۰ ثانیه به طول انجامید اما از آن به عنوان معروف‌ترین و تاثیرگذارترین تیراندازی‌های تاریخ غرب وحشی یاد می‌شود. در این درگیری که طرفینش حدود ۲-۳ متر بیشتر با هم فاصله نداشتند در همان زمان کوتاه ۳۰ گلوله شلیک شد و در نهایت سر دسته‌های گاوچرون‌ها که از مجرمین تحت تعقیب بودند به هلاکت رسیدند و جام قهرمانی آن رویداد نیز رسید به فرمانده عملیاتی گروه خیر، یعنی جناب وایات اِرپ Wyatt Earp ناجیِ مرزهای بی در و پیکر آمریکای آن زمان!

photoوایات ارپ

غرب وحشی! دورانی سخت با انسان‌هایی سرسخت‌تر و سرزمین‌های مملو از دزدان و تبهکاران و دار و دسته‌های یاغی که به بانک‌ها و دلیجان‌ها حمله می‌کردند و اعتبارشان با تعداد پوسترهایشان که به در و دیوار شهر‌ها آویزان بود سنجیده می‌شد. حرکت دنیای نو، از بیابانی بی‌قانون و پر هرج و مرج به سمت تمدن و قانونمندی، در مسیری دشوار پیش می‌رفت و بسیاری از امثال وایات ارپ جاده صاف‌کن آن بودند. این فعالیت خیر در همان دوران منجر به کارآفرینی و ایجاد شغل جدید و شریف جایزه‌بگیری یا Bounty Hunter شد که بودجه‌اش از قِبل همین قانون‌گریزانی که باید ادب می‌شدند تامین می‌شد و قاعدتا ماجراجویانی را به خود جذب می‌کرد که سرشان برای دعوا درد می‌کرد و حال و حوصله‌ی ماه‌ها جستجو برای یک تبهکار فراری در بیابان‌های بی آب و علف را داشتند.

با این مقدمه به سراغ این بازی کارتی می‌رویم که پای بازیکنان را در رکاب همین جایزه‌بگیرها قرار می‌دهد و آنها را به دنبال دستگیری بیلی دکید و بوچ کاسیدی و ساندنس کید و البته برادران دالتون و دیگر بزهکاران آن زمان می‌فرستد و در ازای دستگیر کردنشان جوایزی درخور به آنها می‌دهد. دو نام بزرگ به عنوان طراح روی جلد این بازی نقش بسته: یکی Richard Borg اعظم طراح وارگیم‌های محبوبی مثل Memoire`44 که استاد تم و حس و حال و فضاسازی است و دیگری هم Mike Fitzgerald بزرگ که سریِ بازی‌های کارتی‌اش بر اساس رامی (یک بازی ورق مشهور) زبانزد گیمرهاست. ترکیب این دو طرز فکر منجر به یک بازی روان و سریع شده که از نظر تماتیک و فضاسازی غنی است و هر لحظه‌اش هیجان تماشای یک فیلم وسترن را دارد و هر بار که بازی‌اش کرده‌ام در اوج تمام شده و ما را حین گفتگو درباره‌ی تجربه‌ی بازی تنها گذاشته.

زمین بازی مانند اعلامیه‌ی کلانتری محل است که پوسترهای خلافکاران روی آن گرد چیده شده و روی هر کدام یک ۱۰۰۰ دلاری به عنوان جایزه قرار گرفته. در طی هر راند بازیکنان با کارت بازی کردن جایزه این خلافکار‌ها را بالاتر می‌برند و در نهایت و بعد از اینکه یک بازیکن دستش خالی شد راند به پایان می‌رسد و جایزه هر مجرم به کسانی می‌رسد که آن را تعقیب و دستگیر کرده‌اند یا به زبان ساده‌تر کارت بیشتری از آن مجرم بازی کرده‌اند! اما بازی به این سادگی نیست و تبهکارتر از تبهکارانی که عکسشان وسط میز است خود همان بازیکنان هستند که کارت‌های همدیگر را می‌ربایند و می‌سوزانند و به هم رحم نمی‌کنند تا شاید جایزه خودشان اندکی بیشتر شود؛ روح غرب وحشی در این بازی فراتر از سطح میز و در ارتفاعی بالاتر و در تعامل بین بازیکنان جاری است و قانون اصلی بر مبنای یک مشت دلار بیشتر است!

کارت‌های بازی شامل تعدادی کارت مجرم و تعدادی هم کارت کلانتر می‌شود. با بازی کردن کارت هر مجرم ارزش آن مجرم بیشتر می‌شود و با بازی کردن کارت کلانتر می‌توان کارهای ویژه (دزدی از دیگران، سوزاندن کارت و غیره) انجام داد. هر بازیکن در نوبت خود می‌تواند هر تعداد کارت مجرم که خواست بازی کند ولی تنها یک کارت کلانتر می‌تواند بازی کند و این حساسیت کارت‌های کلانتر را بالا می‌برد و سبکِ شخصیِ بازی را پر رنگ می‌کند: آیا کارتی بازی کنم که به نفع خودم است یا کارتی بازی کنم که دیگران را عقب بیاندازد؟

در Wyatt Earp طراحان بازی با قرار دادن تبصره‌هایی در قوانین ترکیبی از هیجان و تعلیق را خلق کرده‌اند. یکی از این تبصره‌ها این است که زمانیکه چند بازیکن با هم در حال تعقیب یک مجرم باشند، اگر اختلاف کارت‌های یک بازیکن با دیگران از چهار بیشتر شود او دیگر چیزی گیرش نخواهد آمد. در نتیجه کشمکشی بر سر این قضیه بین بازیکنان شکل می‌گیرد چرا که صحبت سر این است که مثلا ۸۰۰۰ دلار قرار است بین ۳ نفر تقسیم شود یا تنها به یک نفر برسد! تبصره‌ی جذاب تماتیک دیگر این است که بسیاری از کارت‌های کلانتر پیش‌نیاز دارند، پیش‌نیازشان هم این است که باید یک کارت بکشید و ببینید که آیا جای گلوله روی آن هست یا نه! (در واقع چک کنید که آیا تیرتان به هدف خورده یا نه) همین چند نکته‌ی ساده هیجان زیادی به بازی می‌دهند و نقاط عطف و لحظات دراماتیکی می‌سازند که نظیرش را در کمتر بازی کارتی دیده‌ام:

ظواهر امر نشان می‌دهد که چیزی به پایان راند باقی نمانده و بزودی باید جوایز روی مجرمین را تقسیم کنیم. نمی‌توانم از جسی جیمز که ۷۰۰۰ دلار ناقابل روی پوسترش جا خوش کرده چشم بردارم. من تنها دو کارت از او دارم (با جمع عدد ۴) و رقیب دیگری یک کارت (با عدد ۲) و رقیب قَدر دیگری پنج کارت (جمع عدد ۱۱) که قاعدتا هر دوی ما را از میدان به در می‌کند و کل جایزه را برای خود بر می‌دارد. در ابتدای نوبتم می‌توانم یا دو کارت ندید بکشم و یا یک کارت از روی دسته سوخته‌ها. یک کارت جسی جیمز و یک دزدی از بانک در دست دارم، نگاهم به کارت مخفی‌گاه روی دسته‌ی سوخته‌ها می‌افتد و نقشه‌ای در سرم شکل می‌گیرد. همان را بر می‌دارم. جسی جیمز را بازی می‌کنم و جمع عددش ۶ می‌شود که هنوز کافی نیست و اختلافم با رقیب بیش از ۴ است. مخفی‌گاه را بازی می‌کنم که می‌تواند کارت‌های مجرم یک بازیکن دیگر را مسدود کند. باید برایش کارت بکشم ببینم تیرم به هدف خورده یا نه. نفسم را در سینه حبس می‌کنم و کارت می‌کشم… جای گلوله را روی کارت می‌بینم و به هوا می‌پرم. مخفی گاه را روی کارت‌های جسی جیمزِ حریف که سرش را میان دستانش گرفته می‌گذارم و آخرین کارتم را هم می‌سوزانم تا راند به اتمام برسد و دلارها به جیبم سرازیر شود.

چه چیزی این بازی را برای من خاص کرده؟

وایات اِرپ برای من بیشتر از اینکه بازی مدیریت دست و جوری کارت باشد، بازی موقعیت‌ها و خنده‌ها و صدای افسوس از نیامدن جای گلوله و قهقهه‌ی مستانه‌ی بردن مشتی اسکناس است. بازی عمل و عکس‌العمل و افت و خیز و پایان نامعلوم است. روند بازی چیزی را لو نمی‌دهد و بازیکنان نیز در همراهی با آن موقعیت‌ها را یکی بعد از دیگری از هم می‌ربایند تا پایان بازی در اوجی فرا برسد که هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرده.

وایات ارپ بازی خلق لحظات سینمایی است. لحظاتی که قهرمان فیلم دستش را به غلاف اسلحه برده و در تعلیقی نفس‌گیر انگشتانش را آرام تکان می‌دهد و موقعیت را می‌سنجد تا لحظه‌ای که ناگهان دست به اسلحه می‌برد و گلوله‌ای به فضای روبروی خود شلیک می‌کند… شاید به هدف بخورد!


مشخصات بازی

  • تعداد بازیکن: ۲-۴ نفر
  • زمان بازی: ۳۰-۴۵ دقیقه
  • مناسب برای: ۸+ سال

 

عاشق بردگیم هستم و اعتقاد دارم بازی برای همه است!

پس یک ماموریت دارم: گسترش علاقمندان بازی‌های رومیزی!