مقدمه

روزنبرگ (Uwe Rosenberg) یکی از طراحان خوش‌نام و برتر بازی‌های رومیزیه، که قبل‌تر به بهانه‌های مختلف خیلی راجع بهش پر حرفی کردم. معمولا بازی‌های استراتژیک و پر محتوا می‌سازه با موضوعات خیلی گوگولی و دوست‌داشتنی. یادتونه مثلا Patchwork که توش پتو می‌دوزیم، یا Cottage Garden که توش گلکاری می‌کنیم. بازی‌های خیلی سنگین و پیچیده‌ هم زیاد داره ولی باز موضوعیت بازی‌ها خیلی پر محبت و ملوس هستن. کشاورزی و دامداری رو ایشون با بازی‌هاشون دوباره محبوب کردن. حالا نکته جالب اینه که ایشون که این‌ همه دم از زیبایی و ملاحت در موضوعات بازی‌هاشون می‌زنن و در متن بازی‌هاشون هم رقابت فوق‌العاده غیر مستقیمه و مثل یک نسیم آروم روی حال و هوای بازی می‌وزه، وقتی به خلوت می‌رود آن کار دیگر می‌کند! بعله ایشون در سال ۲۰۰۰ یه بازی دو نفره به اسم Babel ساخته. این بازی یکی از پر تنش‌ترین و پر مناقشه‌ترین بازی‌های دو نفره‌ست، که اگه روی جعبه‌ش دقت کنین اسم روزنبرگ رو می‌بینین که خیلی آروم و مودب او گوشه بالای جعبه نوشته شده.

 

معابد بابل و تمدن‌های باستانی

در این بازی شما با نفوذ بر تمدن‌ مادها، سومریان، هیتی‌ها، پارس‌ها و آشوریان تلاش دارین تا با طبقات معابدی که می‌سازین گوشه‌ای از آسمان بابل رو بخراشید. اگه حرفتون پیش سومریان برش داشته باشه، می‌تونین نیروهای حریف رو گول بزنین و به سمت خودتون بکشونید. قدرت داشتن در میان پارس‌ها به شما این اجازه رو می‌ده که از تکنولوژی‌ این تمدن استفاده کنین و طبقات معبدتون رو با سرعت بیشتری بسازین. هیتی‌ها همه جای بابل جاسوس دارن و اگه از پشتیبانیشون بهره‌مند بشین، می‌تونین از معبد حریف دزدی کنین. قدرت نظامی ماد‌ها نیرو‌های دشمن رو فراری می‌ده و خیلی ضعیفش می‌کنه. آشوریان هم با ارتش‌های یاغی می‌تونن معبد حریف رو کاملا نابود کنن و از بین ببرن.

 

یکی از ویژگی‌های خیلی بزرگ بازی‌های استاد روزنبرگ، اینه که تجربه و مکانیسم‌های بازی اونقدر‌ها با قصه بازی در هم تنیده نیستن. یعنی ممکنه بعد از چند نوبت کلا یادتون بره که داشتین پتو می‌بافتین یا داشتین کشاورزی می‌کردین. می‌شه گفت تنها ویژگی مشترکی که بین بازی بابل و بقیه بازی‌های ایشون هست همینه که متن بازی از داستان و قصه بازی کاملا جداست. بیشترین میزانی که می‌شه راجع به قصه بازی حرف زد همین یک پاراگرافی‌ست که در بالا گفتم. خود بازی حتی در حد همین پاراگراف هم به خودش زحمت فضاسازی نداده.

 

هیشکی نمی‌تونه مث مُ معدن بسازه

خب بریم سر اصل مطلب، اونم تجربه بازیه. در این بازی بازیکن‌ها می‌خوان با ساختن بلندترین معابد، بیشترین امتیاز رو کسب کنن. بماند که سیستم اتمام بازی خیلی هوشمندانه‌ست. اصلا بذارین اول راجع به همین صحبت کنم. امتیاز شما می‌شه جمع ارتفاع معابدی که ساختین، یعنی اگه من یک معبد به ارتفاع یک، دو معبد به ارتفاع سه، و یک معبد به ارتقاع ۶ داشته باشم، جمعا ۱۳ امتیاز دارم. اگه در طی بازی من به امتیاز ۱۵ برسم، در حالی که امتیاز حریف کمتر از ۱۰ باشه، من همون لحظه بازی رو می‌برم. اگه امتیاز حریف هم بیشتر از ۱۰ باشه، بازی وارد مرحله پایانی می‌شه. شرایط برد در مرحله پایانی خیلی جالبه: اگه امتیاز شما از ۱۰ کمتر بشه بازی رو می‌بازین، و اگه امتیازتون به ۲۰ برسه برنده بازی می‌شین. این موضوع باعث می‌شه که اگه یک نفر در بازی خیلی جلو بیوفته، بازی سریع تمام بشه و زیادی کش پیدا نکنه. از طرفی ورود به مرحله پایانی با این قواعد، حساسیت هر یک امتیاز رو خیلی زیاد می‌کنه و باعث می‌شه بازی در شرایطی پر هیجان تموم بشه.

خب، سیستم پایان بازی به کنار، متن بازی چطوره؟ در این بازی بازیکن‌ها همه کارهاشون رو با کارت‌های در دستشون انجام می‌دن. کارت‌ها همون تمدن‌های باستانی هستن که در موردشون حرف زدیم. از این کارت‌ها به شکل خیلی خلاقانه‌ای استفاده شده، هر کارت به تنهایی می‌تونه برای جابجا کردن مهره‌ شما استفاده بشه. تعدد کارت‌ها در محل‌های ساخت معبد به شما این اجازه رو می‌ده که طبقات بیشتری برای معبدتون بسازین و تعدد کارت‌های یک تمدن در یک مکان، به شما اجازه می‌ده که از ویژگی‌های خاص اونها استفاده کنین.

ویژگی‌ای که خیلی از بازی‌ها رو جذاب می‌کنه،‌ انتخابه. چالش اینکه من الان این سه کارت ماد رو یکجا استفاده کنم که کارت‌های حریف رو حذف کنم، یا پخششون کنم که سریع‌تر بتونم معبد‌های بیشتری بسازم، یا اینکه نگه دارم و باهاش مهره‌م رو ببرم اونجایی که الان به دردم می‌خوره، پر از لایه‌های تاکتیکی جذابه.

این بازی فوق‌العاده بازی پر از تعامله، اونم نه تعامل خوشحال و با نمک، تعاملی که هی کارت‌های دست همدیگه رو می‌سوزونین، معابد همدیگه رو خراب می‌کنین و بعد از اینکه حریف کلی جون کنده و معبدش رو تا طبقه ششم ادامه داده، یک طبقه از معبدش رو می‌دزدین. یه بازی فوق‌العاده جذاب و دعوایی، برای دو نفره‌هایی که می‌خوان غیر مستقیم بهم لگدپرانی کنن.

سی سال اول با افتخار به بازی گذشت. حالا یا بازی کردن پای کامپیوتر، یا پای پلی‌استیشن، یا تو گیم‌نت، یا پشت میز بازی. برنامه سی سال دوم اینه که کمی بیشتر تو این سرگرمی فرو برم. ولی این رو یادتون باشه، اگه من فرو برم، تنها نمی‌رم، همتون رو با خودم می‌برم. انقدر پر حرفی می‌کنم، انقدر در ویدئو‌ها دلقک بازی در میارم، انقدر پشت میکروفون‌ها سر و صدا راه می‌اندازم، تا بالاخره تسلیم بشین و مثل من و دوستام، بشینین پای میز بازی.