مقدمه

ممکنه سوال پیش بیاد که ما رو چه به این حرف‌ها! معرفی و بررسی ادبیات گمانه‌زن و Horror Fantasy کجا، رومیز کجا؟ ولی خب، کار من به اشتراک گذاشتنه. به اشتراک گذاشتن سرگرمی‌ها، بازی‌ها و تجربیاتی که احساس می‌کنم می‌تونه برای شما جالب باشه. در دنیای بازی‌های رومیزی، موضوعات، افسانه‌ها و قصه‌های زیادی هست که بازی‌های مختلف ازشون استفاده می‌کنن و فضای تجربه‌ای فراتر از واقعیت رو برامون فراهم می‌کنن. از بقا در میان زامبی‌ها تا مبارزه در جبهه روشنایی در ارباب حلقه‌ها، از تلاطم زندگی دزدان دریایی تا ولو شدن در نسیم قصه‌های هزار و یک شب شهرزاد، از اوج قهرمانی در جنگ جهانی دوم تا قعر انسانیت در جنگ بوسنی. یکی از افسانه‌هایی که کلی بازی جالب و هیجان انگیز و هولناک بر اساس اون ساخته شده، دنیای نوشته‌های اچ. پی. لاوکرافت، یکی از بزرگترین نویسندگان ژانر فانتزی وحشته؛ افسانه‌های کثولهو (Cthulhu). درسته شما برای آشنا شدن و لذت بردن از عمق شاهکار‌های این نویسنده، بیشتر از ۱۰۰ داستان کوتاه و نامه و … در دسترس دارید و بهترین کار هم همینه. ولی شاید هم مثل من تنبل هستین و به دنبال یک راه حل ساده‌ که کلیات این دنیای وسیع دستتون بیاد و بتونین از بازی‌هایی که در این دنیا طراحی شدن لذت ببرین. بازی‌هایی مثل Arkham Horror، Call of Cthulhu: The Card Game، Mansions of Madness و Elder Sign.

photoکاور بازی Eldrich Horror

 

photoکاور بازی Mansions of Madness: Second Edition

 

خلاصه زندگی‌نامه لاوکرافت

«وحشت، قدیمی‌ترین و قدرتمند‌ترین احساس بشر است و قدیمی‌ترین و قدرتمندترین نوع وحشت، وحشت از ناشناخته‌هاست.»

photoAzathoth خدای خدایان

 

قبل‌ از اینکه وارد بحث اصلی بشیم، باید کمی راجع به هوارد فیلیپس لاوکرافت صحبت کنیم، نجیب‌زاده‌ اصیل. اس. تی. جوشی به شرح راجع به زندگی لاوکرافت مقاله‌ای نوشته که خوندنش پر از لطفه. لاوکرافت زندگی نسبتا معمولی داشته و بعد از بستری شدن پدرش در آسایشگاه روانی،  توسط مادر و خاله‌اش بزرگ شده. خیلی‌ها از جمله جوشی معتقدند که لاوکرافت پدر به بیماری سیفلیس عصبی دچار بوده. در کودکی دوستان صمیمی و وفادار زیادی داشت و در سن هشت سالگی، پر از اعتقادات و نظرات عمیق در مورد دنیای پیرامون خود، با خواندن داستانک‌های عجیب و غریب و مجله‌های عامیانه سر خودش رو گرم می‌کرد.

 

photoهوارد فیلیپس لاوکرفت

 

علاقه شدید به نوشتنش باعث شد در اوایل دهه ۲۰ قرن گذشته برای همین مجله‌ها داستان کوتاه بنویسه و با نویسندگان اطرافش هم روابط عمیقی برقرار کنه. نامه‌های بسیاری از لاوکرافت به دوستان و آشنایانش هم موجوده. در طول زندگیش ازدواج می‌کنه، طلاق می‌گیره و حتی در بازه‌ای هم در شهر‌های بزرگی مثل نیویورک زندگی می‌کنه. نهایتا در سن ۴۶ سالگی بر اثر سرطانی که بهش بی‌توجهی می‌کرد از دنیا میره. لاوکرافت هیچوقت در طول زندگیش شناخته و مشهور نشد. در تمامی متون لاوکرافت، اعتقادات نژادپرستانه او مشهوده که حتی در اون زمان‌ هم اون رو در گروه انسان‌های نژادپرست قرار می‌داده. اگر کمی بیشتر عمر می‌کرد موفقیت اثارش رو در یک رسانه جدید تجربه می‌کرد: کتب مصور (Comic Book).

 

سبک لاوکرافت

«بخشنده‌ترین ویژگی زندگی، ناتوانی فکر انسان در ایجاد ارتباط بین تمامی محتویاتش است.»

photoShub-Niggurath بز سیاه جنگل با هزاران جوانی (از خدایان افسانه‌های لاوکرافت)

لاوکرافت عاشق تاریخ و ادبیات تاریخی بود. قلم او حتی در زمان خودش هم «کهن» به حساب می‌آمده. این قلم سنگین و قدیمی، به ایجاد فضای هولناک و تحلیل جادوهای قدیمی در نوشته‌های او کمک می‌کنه. اما سبک منحصر به فرد لاوکرافت فقط مربوط به قلم قدیمی‌اش نیست و از ویژگی‌های مهم نوشته‌هایش می‌شه به توصیفاتش اشاره کرد. لاوکرافت استاد اینه که چیزی رو «غیر قابل توصیف» خطاب کنه و بعد به شکل غیر قابل باوری با تمام جزییات اون رو توصیف کنه. استفاده بیش‌ از حدش از صفت‌ها، باعث می‌شه به وضوح یک نقاشی همه چیز در ذهن مخاطب تصویر بشه. در عین حال که این ویژگی می‌تونه برای خواننده مشکل‌ساز باشه، لاوکرافت از این روش برای طرح ایده‌هاش از «توصیف‌نشدنی» (indescribable)، «ناگفتنی» (unspeakable) و «بی‌نام» (unnameable) استفاده می‌کنه.

 

فضا‌سازی لاوکرافت

«آبی، سرخ، خاکستری، سپید یا سیاه؛ صاف، مواج یا به‌سان کوه؛ آن اقیانوس آرام نیست.»

photoCthulhu از خدایان لاوکرافت

 

 

ممکنه بعضی اوقات برای خواننده‌ها درک فضاهای لاوکرافت مشکل باشه، ولی باید این رو در نظر داشته باشین که المان‌های تماتیک مشخصی در متن اکثر آثارش وجود داره. المانی که بیش از هر چیز راجع بهش صحبت می‌شه، ایده‌ی «توصیف‌نشدنی» (indescribable)، «ناگفتنی» (unspeakable) و «بی‌نام» (unnameable) است. لاوکرافت راجع به خدایانی می‌نویسه که به حدی کریه‌المنظر هستند که هر کس چهره اونها رو ببینه عقلش رو از دست می‌ده و دیوانه می‌شه. پس تنها کسانی که در طول این داستان‌ها در چشمان این وحشت ناگفتنی زل زده‌اند، کسانی هستن که از توصیفش عاجز می‌شن. لاوکرافت می‌دونست که قدرت تخیل مخاطب از هر کلمه و توصیفی قوی‌تره و به همین علت اهریمن رو بهش نشون نمی‌ده. اینجوری مخاطب در دسته‌بندی و تشریحش عاجز می‌شه و این بزرگترینِ وحشت‌ها رو در وجود انسان بوجود میاره. او به مخاطب اجازه می‌ده که یواشکی نیم‌نگاهی به اهریمن بندازه ولی چیزی بیشتر رو بهش نشون نمی‌ده، با این ادعا که مخاطب توان تحمل دیدن حقیقت سیاهی رو نداره.

یکی دیگه از ویژگی‌های اصلی در خطوط داستانی لاوکرافت، استفاده از «جنون» است. بسیاری از شخصیت‌های اصلی لاوکرافت به علت مواجهه با وحشت درونی و بیرونی، مشاعرشون رو از دست می‌دن. در دیدگاه لاوکرافت، جنون نتیجه برخورد با ترس واقعی‌ست نه یک ویژگی ذاتی. دره‌ای که هر انسانی در شرایط خاص ممکنه در اون برای همیشه مدفون بشه. با این منطق، جهل تنها چیزی‌ست که می‌تونه انسان رو از جنون نجات بده.

و در آخر، از فضاهای لاوکرافت می‌شه به مفهوم «وحشت کیهانی» اشاره کرد. عبارتی که به بهترین شکل ممکن توسط لیمن کثلر تعریف می‌شه: «…حس دلهره آوریست مواجهه با وسعت سیاه و کیهانی‌ای که حتی به قدر تنفر هم به ما اهمیت نمی‌دهد.» لاوکرافت از موجوداتی کهن و بزرگی می‌نویسه که کوچکترین اهمیتی برای انسان و جهان ما قائل نیستند. ما کم‌اهمیت‌ترین دانه‌های غباریم در میان کهکشان‌های بی‌انتها. این یعنی وحشت کیهانی.

 

مطالعه لاوکرافت

اگه به خوندن آثار لاوکرافت علاقه‌مند هستین، بیشتر از ۱۰۰ داستان کوتاه و نامه برای مطالعه وجود داره. برای شروع می‌تونین از این پنج داستان شروع کنین.

 

The Color of Outer Space

رنگی از دنیای ناشناخته / رنگی از فضا (پیوند)

منتقدین بسیاری از این اثر به عنوان بهترین نوشته لاوکرافت یاد کردن. در این قصه که بهترین نمونه وحشت کیهانیه، حتی به پایانی مستحکم و آرامش‌بخش هم نخواهید رسید.

 

 

The Call of Cthulhu 

احضار کثولهو (پیوند)

مجموعه پیچیده‌ای از رخداد‌ها محققین و کارآگاهان پلیس رو با فرقه‌ای آشنا می‌کنه که به پرستش اهریمن باستانی می‌پردازن. کثولهو (Cthulhu) شاید شناخته‌شده‌ترین اهریمن باستانی در نوشته‌های لاوکرافت باشه که در این داستان به شرح بهش پرداخته می‌شه.

 

The Thing on the Doorstep

مردی قتل یکی از دوستانش را با یک داستان وحشتناک هویت دزدیده‌شده توجیه می‌کند. این قصه تاریک‌ترین وحشت‌ها را از دل مفاهیمی مثل ازدواج، دوستی، هویت و ناشناخته‌ها بیرون می‌کشد.

 

The Case of Charles Dexter Ward

ماجرای چارلز دکستر وارد (پیوند)

مردی شباهت‌های بیش از حدی بین خودش و یکی از اجدادش پیدا می‌کند و در تحلیل آنها غرق می‌شود. فیلم The Resurrected اقتباسی است از این رمان که به ایده «بازگشت از مرگ» می‌پردازه. به عقیده بسیاری از منتقدین این اثر پدر «زامبی» مدرن است.

 

The Shadow Over Innsmouth

شهری که هیچ‌ چیز آنطور که به نظر می‌آید نیست. نکته جالب توجه این اثر بررسی افکار نژادپرستانه و وحشت‌زده لاوکرافت نسبت به دنیای مدرن است.

 

 

پی‌نوشت:

متن بالا، تلاش غیر‌حرفه‌ای و نا‌آگاهانه‌ای بود برای ترغیب مخاطب بالقوه به مطالعه آثار یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان ژانر فانتزی در دنیا که لزوما ریشه در دانش قوی نگارنده از آن هنرمند، آثار وی، تاریخچه اجتماعی آن دهه یا هر موضوع جامعه‌شناختی-روان‌شناختی دیگری ندارد.

سی سال اول با افتخار به بازی گذشت. حالا یا بازی کردن پای کامپیوتر، یا پای پلی‌استیشن، یا تو گیم‌نت، یا پشت میز بازی. برنامه سی سال دوم اینه که کمی بیشتر تو این سرگرمی فرو برم. ولی این رو یادتون باشه، اگه من فرو برم، تنها نمی‌رم، همتون رو با خودم می‌برم. انقدر پر حرفی می‌کنم، انقدر در ویدئو‌ها دلقک بازی در میارم، انقدر پشت میکروفون‌ها سر و صدا راه می‌اندازم، تا بالاخره تسلیم بشین و مثل من و دوستام، بشینین پای میز بازی.