دکتر سیگه، اخترزمین‌شناس برجسته آلمانی، نخستین انسانی بود که قدم بر «کاپرا»، پنجمین سیاره دور ستاره‌ی کاپلا، گذاشت. چند ماهی بود که خانم سیگه و دو تن از همکارانش، این سیاره را توسط فضاپیمای خودشان کاوش می‌کردند.

کاپرا کمابیش دو برابر زمین است، ولی آب به میزان کافی برای شکل گیری حیات در آن وجود ندارد. از دید دکتر سیگه، کاپرا زمینی بایر، خشک و شنی بود که سطح هموار آن، او را به یاد دشت‌های کانزاس می‌انداخت. همچون زمین، کاپرا هم بر محوری می‌گردد. دکتر سیگه بر اساس میدان مغناطیسی سیاره، که شباهت زیادی به زمین داشت، و همین طور قطب نمای مغناطیسی سفینه، به این نتیجه رسید که دو قطب‌ شمال و جنوب جغرافیایی کاپرا بر قطب‌های مغناطیسی آن منطبق هستند.

آخرین پیام رادیویی مخابره شده توسط دکتر سیگه به این صورت بود:

ما موقعیت جغرافیایی خودمان را گم کرده‌ایم و نمی‌توانیم سفینه را پیدا کنیم. دیروز از آخرین اردوگاه‌مان حرکت کرده و صد کیلومتر به سمت جنوب رفتیم. سپس صد کیلومتر به سوی شرق و صد کیلومتر در جهت شمال رفتیم و به همان اردوگاهی رسیدیم که از آن شروع به حرکت کرده بودیم! ذخیره غذایی رو به اتمام است. کمک بفرستید.

تلاش برای دسترسی به دکتر سیگه جهت دست‌یابی به اطلاعات دقیق‌تر در مورد موقعیت جغرافیایی او به نتیجه نرسید. دولت آلمان سریعاً یک سفینه نجات از میان کِرم‌چاله 124C41+ اعزام کرد. دو روز بعد سفینه نجات به دور کاپرا در گردش بود و برنامه این بود که نزدیک قطب شمال کاپرا فرود بیاید. به نظر واضح می‌آمد که تنها امکان این است که دکتر سیگه حرکت خود را از قطب شمال آغاز کرده، صد کیلومتر به جنوب رفته، سپس به شرق و پس از آن به شمال، و دوباره به نقطه شروع بازگشته باشد. اما هیچ نشانی از مکتشفان در شعاع دویست کیلومتری قطب شمال نبود.

 

فلیکس با کف دست بر پیشانی خودش کوبید و داد زد:

اوه! ما جای اشتباهی به دنبال اونا هستیم. موقعیت دیگه‌ای هست که با پیام دکتر سیگه کاملاً جور درمیاد.

هیلدا در جواب گفت:

چطور ممکنه؟ اگه نقطه شروع در چند کیلومتری قطب شمال باشه، در نقطه پایانی، قطب شمال رو با فاصله کمی گم می‌کنی. هر چه بیشتر به سمت جنوب بروی، این خطا بیشتر میشه. در خط استوا این خطا دقیقاً به صد کیلومتر میرسه. جنوب استوا این خطا بیشتر و بیشتر هم میشه!

با این وجود، حق با فلیکس بود. به نظر شما کجای سیاره کاپرا می‌بایست در جستجوی دکتر سیگه و همکارانش باشند؟

 

تکلمه

قصه‌ای که خواندید اولین داستان از کتاب «داستان‌های معمایی علمی-تخیلی» اثر «مارتین گاردنر» و با پیشگفتار «ایزاک آسیموف» بود. در مورد این کتاب و مولف آن می‌توانید فردا شنبه (25 آذرماه 96) در رومیز بیشتر بخوانید. راستی، جواب معما را هم می‌توانید جمعه هفته آینده (اول دی ماه) در رومیز بخوانید. بی‌صبرانه منتظر شنیدن نظر شما هستیم.

آغاز آشنایی‌اش با دنیای بازی‌های رومیزی از زمانی شروع میشه که روی بازی‌های استراتژیک آنلاین کار می‌کرده. دورانی که «تراوین» در اوج محبوبیت خودش بوده. در مصاحبه‌ای طراح بازی تراوین منبع الهام خودش رو بازی «کاتان» اعلام می‌کنه. سوال پیش میاد که کاتان دیگر چیست و مگه جز مونوپولی و ریسک بازی فکری دیگری هم داریم؟ همین سوال به ظاهر ساده، سرگرمی و بلکه هم زندگی‌اش رو یکسره تغییر میده…