مقدمه

فکر کنم دیگه به اندازه کافی راجع به بازی‌های سبک همکاری حرف زدیم. کلی گفتیم که چقدر تجربه جدیدیه که بجای رقابت با همدیگه برای یک هدف مشترک تلاش می‌کنید و هزارتا نکته دیگه. اگه دقت کرده باشین هر بار راجع به همچین بازی‌هایی حرف می‌زنیم به این اشاره می‌کنیم که «لطفا تقلب نکنید!». خب این وجه مشترک همه بازی‌های این سبکه و لذت بازی کردنشون رو به شدت کم می‌کنه. خلاصه اینکه باید همه پایه‌ی این سبک باشن و جلو خودتون و دوستان رو بگیرین که بعضی اوقات باخت رو بپذیرن و تقلب نکنن. حالا امروز می‌خوام راجع به بازی‌هایی صحبت کنم که هم می‌شه گفت همکاری هستن، هم می‌شه گفت رقابتی هستن. نه! منظورم این سبک من در آوردی نیمه‌ همکاری که توش همه در عین اینکه با هم همکاری می‌کنن دنبال یک هدف شخصی هستن نیست. همیشه با اون بازی‌ها مشکل داشتم. منظورم بازی‌هاییه که یک نفر در مقابل بقیه بازی می‌کنه. یعنی می‌شه گفت بازی تیمیه، با این تفاوت که یکی از تیم‌ها از یک نفر تشکیل شده. در طی این باز‌ی‌ها هم تجربه مشورت کردن و دنبال کردن هدف مشترک رو خواهید داشت، هم تجربه له کردن حریف رو!

 

دنبال‌بازی انگلیسی

Scotlandyard

بذارین ساده شروع کنم. یه بازی که سالهاست در دسترس هممون هست و خیلیا می‌شناسنش. البته که قدیمی و آشنا بودنش به هیچ عنوان به این معنی نیست که بازی خوبی نیست. بازی اسکاتلندیارد یه بازی جذاب و حساس برای دو تا شش نفره که در اون یکی از بازیکن‌ها در نقش «مستر اکس» تبهکار تحت تعقیبی بازی می‌کنه که همه هدفش اینه که در طی بازی از دست بقیه بازیکن‌ها که در نقش ماموران پلیس بازی می‌کنن فرار کنه.

نقشه بازی یک نقشه بزرگ و شلوغ از لندنه که مناطق شهر رو با اعدادی مشخص کرده. هر منطقه به غیر از عددش، ممکنه ایستگاه تاکسی، اتوبوس یا مترو باشه. حالا چرا دارم حوصلتون رو با وسایل نقلیه عمومی سر می‌برم؟ چون همه بازی به این وسایل نقلیه بستگی داره. مستر اکس در صفحه مهره‌ای نداره! در عوض یک صفحه مخفی جلوی خودش داره که حرکتش روی نقشه رو روی اون می‌نویسه. بقیه بازیکن‌ها نمی‌دونن که مستر اکس کجای نقشه‌ست، تنها چیزی که می‌دونن اینه که آخرین حرکتش رو با چه وسیله‌ای انجام داده. هر پنج نوبت یکبار مستر اکس جای خودش رو در نقشه به بازیکن‌ها نشون می‌ده و بقیه باید طی حرکات بعدیشون جای اون رو حدس بزنن و محاصره‌ش کنن. قوانین بازی به همین سادگیه. البته که چندتا قانون ریز و درشت دیگه هم هست که خیلی مهم نیستن.

 

در طی بازی شما با بقیه ماموران پلیس مشورت می‌کنین و نقشه‌هایی برای محاصره‌ش می‌ریزین. البته که مستر اکس همه این صحبت‌ها رو می‌شنوه و بر اساس اونها تصمیم‌گیری می‌کنه. شما هم می‌تونین بلوف بزنین و گمراهش کنین، ولی خب این بلوف‌ها باید از جنس تلپاتی باشه وگرنه مستر اکس هم با سادگی بلوف شما رو می‌خونه. یه بازی پر از استرس برای مستر اکس، و پر از نا امیدی و نقشه‌ ریختن برای ماموران پلیس. ساده و باحال.

 

خشم اژ.. خشم دراکولااااا

Fury of Dracula

حالا که بازی آسونمون رو معرفی کردیم خیالمون راحت شد، وقتشه بریم سراغ یک بازی یکم سنگین‌تر. سال  ۱۹۸۷ استفان هند بازی به نام Fury of Dracula رو طراحی کرد که می‌شه گفت کمی شبیه به بازی اسکاتلندیارد بود. نسخه دوم این بازی سال ۲۰۰۵ به بازار اومد که نسخه ترمیم شده بازی بود. سال ۲۰۱۵ نسخه سوم بازی توسط کمپانی Fantasy Flight منتشر شد که دیگه تکلیف این عنوان برای همیشه معلوم بشه.

تو این بازی فوق‌العاده تماتیک، یکی از بازیکن‌ها نقش دراکولا رو می‌گیره و طی مکانیسمی تقریبا شبیه بازی اسکاتلندیارد، از دست شکارچیان هیولا فرار می‌کنه. ون هلسینگ و امثالهم. بازی تشکیل شده از چند هفته‌ست که هر روز هفته تشکیل شده از صبح و شبه. کارایی هست که دراکولا در طول شب بهتر انجام می‌ده و در طول صبح، گشت و گذار کردن برای شکارچیان راحت‌تره. این از اون بازی‌های پر و پیمونه که کلی جزییات و قوانین ریز و درشت داره. خلاصه بگم هدف شکارچیان اینه که جاهای مختلف رو بگردن، اسلحه، سیر و صلیب‌های مورد نیاز رو پیدا کنن، جای دراکولا رو پیدا کنن و بعد بتونن اون رو در مبارزه شکست بدن. هدف دراکولا هم اینه که مقداری امتیاز بگیره که اصلی‌ترین روش امتیاز گرفتن براش کشتن شکارچی‌هاست. دراکولا حتی می‌تونه با فرستادن ومپایرهایی به مناطق مختلف نقشه کار رو برای شکارچی‌ها سخت‌تر کنه.

همونطور که گفتم بازی فوق‌العاده تماتیک و غنی از تجربه شکار دراکولاست. یکی دیگه از چیزایی که به این قضیه کمک می‌کنه سیستم مبارزه بازیه. بعد از اینکه شکارچی‌ها جایی دراکولا رو پیدا کنن و وارد دعوا بشن، در طی چند راند شکارچیان و دراکولا کارت‌هایی بازی می‌کنن. اینجا بازی وارد یک مرحله جدید می‌شه چون سیستم کارت‌های مبارزه چیزی شبیه به سیستم سنگ کاغذ قیچیه. به این معنی که هر کدوم از طرفین کارت‌هایی دارن که نوع خاصی از کارت‌های حریف رو کنسل می‌کنه. حدس زدن اینکه دراکولا الان می‌خواد پنجه‌های خونینش رو در گوشتتون فرو کنه یا قراره با نیش‌های بلندش از عمق گردنتون خون بمکه اصل ماجراست.

یه بازی پیچیده، نسبتا طولانی و جذاب برای کسایی که می‌خوان دو سه ساعتی رو دور هم بشینن و بعد از برنامه‌ریزی نسبتا طولانی همه با هم بریزن سر یک نفر.

 

کونان بربر

Conan

وقتشه یکم از سبک قایم موشک دور بشیم. سال ۲۰۱۶ بازی Conan وارد بازار شد که شهرت بی‌اندازه‌ای هم گرفت. خیلی لزومی نداره وارد وجه داستانی این بازی بشم. جدای از مهره‌های مینیاتوری فوق‌العاده خفنش، چیزی که این بازی رو جذاب می‌کنه، سیستم رقابتی یکی در برابر همه‌ست. بازی پر از سناریو‌ها، نقشه‌ها و قصه‌های باحاله و در طی بازی، یک نفر نقش Overseer رو داره. یعنی چی؟‌ یعنی بازی پر از لولو‌ها و موجودات جهنمی عجیب و غریبه و به جای اینکه این موجودات طی یک سیستم هوش مصنوعی حرکت کنن و تصمیم بگیرن،‌ یکی از بازیکن‌ها همه این موجودات رو کنترل می‌کنه.

اصل بازی قضیه یک سری جِم (گوهر) هست. می‌تونیم فرض کنیم این جم‌ها نماینده انرژی در بازی هستن و در هر راند هرکسی یک مقدار مشخصی انرژی داره که خرج کنه. هر تصمیم و فعالیتی هم مقداری انرژی مصرف می‌کنه و مدیریت کردن اینکه کی باید چقدر از انرژیش رو مصرف کنه قسمت استراتژیک بازی رو تشکیل می‌ده. Action Point Allowance System یادتون هست اخیرا توضیحش دادم؟ همون!

«می‌دونم گرگ‌ها و اون مار غول‌آسا محاصره‌ت کردن، ولی من الان می‌تونم سر این دیو رو ببرم و از نقشه ببرم بیرون. آره ممکنه تو بمیری ولی اینجوری یکی از ماموریت‌های این سناریو رو انجام می‌دیم. صبر کن صبر کن. من اگه بخوام سر این دیو رو همراه خودم ببرم بارم خیلی سنگین می‌شه، بهتره بعد از بریدن سرش شمشیرم رو پرت کنم سمت شماها، بلکه با یک ضربه حداقل یکی از گرگ‌ها رو کشتم! آره خیلی فکر خوبیه. بذار ببینم برای این کار باید سه تا تاس قرمز بریزم و جمعا عدد ۶ بیارم. تقریبا ۷۰٪ تاس بالاتر از شش میاد. آماده‌این؟ برییییزممممم ۶ روووووووووو…»

همچین تجربه‌هایی در طی بازی کونان خیلی زیاد پیش میاد و می‌تونم بگم اکثر زمان بازی رو از هیجان سرپا خواهید ایستاد. البته من بعد از تاس‌های فوق‌العاده ضعیفی که می‌ریختم آروم آروم نشستم، ولی بقیه سرپا بودن!