مقدمه

بر خلاف اکثریت بچه‌هایی که می‌گن وقتی بزرگ‌شدن دوست دارن فضا نورد، گاو چرون، مهندس، دکتر یا مشاور دوم معاونت امور مالی شعبه ۲۷ صندوق قرض‌الحسنه بشن، یه سری از بچه‌ها هم واقع‌گراتر هستن و برنامه زندگیشون از سن پنج سالگی خیلی ساده‌تر و شیرین‌تره. به عنوان مثال خود من وقتی بچه بودم دوست داشتم شیشه‌ پاک کن بشم ( شیشه پاک کن به معنی شخصی که شیشه‌ها را پاک می‌کند، نه به معنی اسپری شوینده‌ای که باهاش شیشه‌ها رو پاک می‌کنن!). قطعا درصد خوبی از بچه‌ها هم آرزوشونه که یه‌ روز بتونن نخود بکارن. البته همه خب همچین هدفی ندارن، بعضی ممکنه بخوان لوبیا چیتی بکارن یا حتی در مواردی دیده شده که کسی بخواد به خود کفایی لوبیا چشم بلبلی مملکت کمک کنه. ولی مثل اکثر بچه‌های دیگه که به آرزوهایی کودکیشون نرسیدن، اون بچه گوگولی که آمال و آرزو‌هاش توی یه باقچه‌ نخود سبز خلاصه می‌شد، الان شده منشی صحنه سیزن ۶ گیم آف ترونز.

ولی حسرت خوردن و افسردگی این آدم‌ها از سال ۱۹۹۷ به این طرف توسط اُوو روزنبرگ به پایان رسید. خیلیا روزنبرگ رو بخاطر بازی‌های معروفش Agricola و Caverna میشناسن، اما ماها می‌دونیم که بازی بونانزا بود که روزنبرگ رو معروف کرد؛ یه بازی در مورد کاشت، داشت و برداشت نخود و لوبیا…!

pic891483_lg

کلیات، هدف و تجربه بازی

بازی بونانزا یه بازی کارتی در مورد کاشتن دونه‌های مختلفه. ولی اگه دنبال یه بازی کشاورزی خوب می‌گردین کور خوندین! مکانیسم اصلی این بازی معامله است، و در این سبک بازی‌ها یکی از بهترین بازی‌ها به حساب میاد. توی این بازی چند تا ایده خلاقانه و خاص وجود داره که بازی رو از بازی‌های مشابهش مجزا می‌کنه. اولین نکته اینه که بر خلاف اکثر بازی‌های کارتی جهان، تو این بازی حق ندارین دستتون رو بچینید و مرتب کنید و ترتیب کارت‌ها همون طوری که برشون داشتین باید بمونن. به همین خاطر بیشتر از اینکه  چه کارت‌هایی تو دستتونه، ترتیب کارت‌ها براتون مهمه.

هدف بازی اینه که کارت‌های دونه‌های مشابه رو جمع کنید و توی زمین‌های کشاورزیتون بکارید. از هر نوع دونه‌ای – مثلا دونه لوبیا سبز یا دونه قهوه – هرچی بیشتر جمع کنین می‌تونین به قیمت بالاتری بفروشیدشون. نهایتا هرکی پول بیشتری داشته باشه بازی رو می‌بره. نوبت هر بازیکن دو بخش اصلی داره. بخش اول اینه که کارت اول دستتون ( کارت رویی یا کارت سمت راستی ) رو مجبورید که بکارید و بعد از اون اگه بخواید می‌تونید کارت دوم رو هم بکارید. نکته اینجاست که هر کسی دو تا زمین بیشتر نداره و در هر لحظه بیشتر از دو نوع دونه نمیشه کاشت. پس اگه من دارم کارت دونه‌های قهوه و لوبیا سبز می‌کارم و توی دستم کارت اول دونه کاکائو باشه، کارم ساخته‌س و مجبورم که یکی از اون دو نوعی که دارم می‌کارم رو بفروشم و بجاش کاکائو بکارم. یجورایی شاید به نفعم باشه که از شر این کارت کاکائو خلاص بشم.

اینجاست که به بخش دوم و اصلی نوبت هر کسی می‌رسیم که بخش معاملاته. تو این مرحله دو تا کارت از وسط رو می‌کنیم و شروع می‌کنیم به معامله. میشه این دو تا کارتی که رو شده و یا هر چند تا کارت از توی دستم رو با هرکسی که خواستم معامله کنم. اینجاست که نگاه می‌کنم ببینم کی داره دونه کاکائو می‌کاره، که کارت کاکائو رو بکنم تو پاچش و ازش یه کارت قهوه یا لوبیا سبز بگیرم. مکانیسم معامله تو خیلی از بازی‌ها ناموفقه و دلیل اصلیشم اینه که آدما همیشه احساس می‌کنن که دارن توی همه معاملات ضرر می‌کنن و یجورایی نم پس نمیدن. یه مشکل دیگه هم اینه که معمولا غیر از اون چیزی که داره معامله می‌شه، بازی برای خود فعل معامله کردن به آدم جایزه نمی‌ده. مثلا تو بازی مونوپولی اگه فلانی زمین با ارزش من رو می‌خواد، باید اون زمینی که من می‌خوام رو بده بعلاوه ۵۰۰ تا پول اضافه، اگرم نداد به جهنم! چیزی که باعث می‌شه بازی بونانزا تو اجرای این مکانیسم موفق باشه اینه که غیر از اینکه من توی معامله یه کارتی که به درد خودم نمی‌خوره رو رد می‌کنم و بجاش یه کارتی که به کارم میاد می‌گیرم، اگه معامله نکنم مجبور میشم اون کارت رو بکارم و این به ضرر منه. پس تشویق می‌شم که معامله صورت بگیره و همه خوشحال تریم.

تصویر‌سازی، گرافیک و اجزاء بازی

کل تصویرسازی، گرافیک و اجزای این بازی رو می‌تونین توی عکس پایین ببینین!‌ کل بازی یه تعدادی کارته، که بصورت هوشمندانه‌ای از پشت‌ همین کارت‌ها به عنوان سکه استفاده می‌شه. این باعث شده که جعبه بازی خیلی کوچیک و خوش‌دست باشه و همه جا بشه به راحتی حملش کرد. تصویرسازی دونه‌های مختلف رو به شکل شخصیت‌های متناسب با اسمشون انجام شده و سعی کرده موضوع رو خیلی جدی نگیره. هدف اصلی این بوده که با دیدن تصویر دونه‌های مختلف لبخند بزنین که تو این قضیه هم موفق بودن. وقتی می‌گم بودن منظورم اینه که جماعتی روی طراحی گرافیک و تصویرسازی این بازی کار کردن. Fréderic Bertrand Marek Bláha Andrea Boekhoff Klemens Franz Oliver Freudenreich Inge George Guido Hoffmann Alexander Jung Harald Lieske Atelier Löwentor Doris Matthäus Björn Pertoft Uwe Rosenberg Johann Rüttinger Barbara Stachuletz Franz Vohwinkel Markus Wagner کسایی هستن که روی این پروژه کار کردن! حالا اینکه چجوری تقسیم کار کردن رو نمیدونم، شاید هر کارتی رو یه نفر طراحی کرده!‌

اگه بخوام گیر بدم می‌گم که قلم تصویرسازی بازی یکم قدیمی و پوسیدست و اگه الان بخوان دوباره همین شخصیت‌ها رو تصویرسازی کنن قطعا میشه طراحی کرد که راحت‌تر از این پایین بره، ولی خب کیه که بخواد گیر بده!

pic2426416_lg

 

نقاط قوت

نقاط ضعف

 سادگی قوانین وقتی بیشتر از پنج نفره بازی کنین خیلی طول می‌کشه که دوباره نوبتتون بشه.
 هیجان زیاد موقع معامله اگه گیر مرغ عشق‌ها بیوفتین به بازی نگاه نمی‌کنن و فقط بین خودشون معامله می‌کنن.
موضوعیت بازی جوریه که بدون جنگ و خون و خون‌ریزی، هیجان زیادی داره و آدم‌ها رو ترغیب می‌کنه که به همدیگه معامله کنن و کنار بیان.
در عین سادگی قوانین، اصلا بازی سطحی نیست و اگه خوب بهش فکر کنین پر از استراتژیه.

پیشنهاد

در نهایت این بازی رو به همه پیشنهاد می‌کنم. درسته که خیلیا ممکنه که موضوعیت کاشت دونه‌های مختلف براشون جذاب نباشه، ولی اگه اینو بذارن کنار یه بازی فوق‌العاده پر هیجان و عمیقه. بازی کردن با آدم‌های لج باز و یه دنده هم خیلی حال می‌ده چون همیشه فکر می‌کنن که تنهایی می‌تونن همه‌ بازی‌ها رو ببرن و اینجاست که اگه با هیچکس کنار نیان بدجوری می‌بازن. این بازی رو برای خانواده‌ها هم خیلی پیشنهاد می‌کنم چون خیلی ساده بچه‌ها می‌تونن مفاهیم معامله کردن، بخشیدن و محاسبات نسبتا پیچیده بازی رو یاد بگیرن.